آیا اساسا شناخت چیزی ممکن است؟

گروهی دیگر اصطلاح «فلسفه اسلامی» را به دلیل مذكور یا با هر استدلال دیگری نمیپذیرند اما از فلسفه بودن آنچه اندیشمندانی چون كندی، فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا پدید آوردهاند، دفاع میكنند و معتقدند آثار و افكار این متفكران، به لحاظ موضوعی و روشی یا یكی یا هر دو، فلسفه است. كتاب در دفاع از مفهوم یا تعبیر «فلسفه اسلامی» به معنایی خاص و ویژه و متفاوت از معنای مورد مستشرقان یا حتی مدافعان مسلمان عرب یا ایرانی این تعبیر، نظریهای بدیع و بسیار بحثبرانگیز را پی میریزد.

علوم تجربی و علوم نقلی ولی این روش در منطق خداشناسی، روانشناسی فلسفی و بعضی از علوم دیگر مانند فلسفه اخلاق و حتی در ریاضیات نیز به کار گرفته میشود؛ بنابر این نمیتوان آنرا ویژه فلسفه اولی دانست. نویسنده شناخت و آگاهی عمیق و گسترده و دسته اولی از میراث فلسفی مسلمانان داشته، علوم اسلامی به ویژه قرآن و حدیث و روایات را به خوبی میشناخته و با فلسفه غربی به ویژه فلسفه آلمانی و بنیادهایش در فلسفه یونانی هم آشنایی داشته است.

عبدالجواد فلاطوری (1375-1304 خورشیدی) زاده اصفهان و دانشآموخته علوم دینی در حوزه علمیه مشهد و شاگرد حكمای فقیه شیعه نام آشنایی چون علامه محمدتقی آملی و میرزامهدی آشتیانی، پس از تدریس و تحصیل فلسفه و الهیات اسلامی در دانشگاه تهران، تحصیلاتش را در آلمان در دانشكده فلسفه ادامه داد و در سال 1962 با نگارش پایاننامهای درباره فلسفه اخلاق كانت موفق به اخذ دكترا از دانشگاه هامبورگ شد. البته گروهی هم معتقدند كه نظر به زبان عمده این آثار باید از «فلسفه عربی» یاد كرد چنانكه مثلا عنوان اصلی كتاب معروف حنا الفاخوری و خلیل الجر «تاریخ الفلسفه العربیه» است و در مقابل مثلا ایرانیان تاكید میكنند كه اگر بخواهیم به وجه قومی این سنت معرفتی تاكید كنیم باید آن را فلسفه ایرانی بخوانیم چون نامآورترین و اصلیترین چهرههای آن یعنی فارابی، ابنسینا، خواجهنصیر، شیخ اشراق، میرداماد، ملاصدرا، حاج ملاهادی سبزواری و علامه طباطبایی، ایرانی هستند و به دلیل سیطره زبان عربی به عنوان زبان غالب علمی، آثارشان را به این زبان مینوشتند ضمن آنكه در آثار برخی از آنها، رگهها و نشانههای مهمی از اندیشه ایرانی (یا به تعبیری ایرانشهری) و حكمت باستانی ایرانی مشهود است.

سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، شرح علامه حسن زاده، تحقیق مسعود طالبی، تهران، نشر ناب، ۱۴۱۳ق. حکیمی، محمدرضا، مکتب تفکیک، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ش. ارشادینیا، محمدرضا، نقد و بررسی مکتب تفکیک، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش. طباطبائی، محمدحسین، اصول فلسفهٔ رئالیسم، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش. خسروپناه، جریانشناسی فکری ایران معاصر، قم، تعلیم و تربیت اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۹۰ش. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تهران، صدرا، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۹ش. کربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.

باقری خرمدشتی، با همکاری فاطمه عسگری، کتابشناسی جامع ملاصدرا، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، چاپ اول، ۱۳۷۸ش. آیا مطالعه تاریخهای متفاوت ما را به ماهیت غیر قابل تغییر انسان میرساند، یا برعکس ما را با تفاوت بنیادی انگیزهها، تعقلات، خواستهها واجتماعات آشنا میسازد؟ ارسطو به این جمعبندی رسید که مردم زندگی سعادت مندانه را خوب میدانند، اما مسئله ما پیدا کردن تعریفی قابل فهم از همین سعادت است. در دوران معاصر اما شرقشناسان برای اشاره به میراث گرانبهای فلسفی در عالم اسلام از اصطلاح «فلسفه اسلامی» بهره جستهاند؛ تعبیر مناقشهبرانگیز كه از جهات مختلف مورد بحث قرار گرفته است.

درست است. عبدالجواد فلاطوری از مدافعان تعبیر «فلسفه اسلامی» است اما نه به معنایی كه شرقشناسان به كار میبرند. از اين واقعيت كه وجود هر يك از فلاسفه براي تكميل كار فيلسوفان ديگر ضروري است نتيجه ميشود كه فلسفهورزي تنها يك امر فردي و شخصي نيست بلكه يك فرآيند جمعي است. به مناسبت بیستوچهارمین سالروز درگذشت نویسنده كه از فرهیختگان بزرگ اما كمتر شناختهشده معاصر است، كتاب حاضر را مرور خواهیم كرد، با تاكید بر این نكته كه به اعتقاد نگارنده، فلاطوری در این كتاب نظریهای بسیار مهم و بنیانافكن(به هر دو معنای این تعبیر) را بنا نهاده كه ضروری است توسط محققان و پژوهشگران تاریخ و فلسفه اسلامی و فلسفه مقایسهای یا تطبیقی به طور جدی مورد بحث قرار گیرد.

خداوند به پیغمبر (ص) میفرماید: شما بخشی از شب را بیدار باش و عبادت کن که مال خودت است، وقت تو به خودت میرسد و خداوند از این طریق شما راممکن است به مقام بلندی برساند. در ادامه نخست به موضوع مناقشهبرانگیز «فلسفه اسلامی» و چالشهایی كه در این زمینه مطرح است، اشاره خواهد شد سپس به اجمال به چگونگی ورود آثار فلسفی به جهان اسلام اشاره خواهیم كرد و در ادامه نگاهی خواهیم انداخت به آنچه فلاطوری در رساله استادیاش كوشیده تبیین كند. راه سوم پیدا کردن فلسفه زندگی خود این است که در اصل انتخاب مسیر نادرست در زندگی، به دلیل جذب شدن به سمت آن مسیر بنا به دلایل نادرست است، دلایلی مانند پول، شهرت، توجه و…

به عنوان مثال در یک تعریف ذات انگارانه از واژه ی ((میز))، میز عبارت است از چیزی که واجد اوصاف و خصوصیات g1، g2، g3باشد. وقتی این فیلسوفان با موضوعات اجتماعی روبرو می شوند، ادا می کنند که هیچ کس نمی داند به عنوان مثال آیا تبلیغات فرد نژادپرست یا فرد قایل به تبعیض جنسی موجب آثار بدی می شود یا نه، زیرا آنها فرض را بر این می گذارند که هیچ کس نمی داند آیا چیزی که واقع علت چیزی دیگری می شود یا نه.

واقعاً چه چیزی موجب شد آن کلمات به ذهن چکونف برسد؟ ↑ موسوی، آئین و اندیشه، ۱۳۸۲ش، ص۲۳، به نقل از: شیخ محمود حلبی، دروس معارف الهیه، ص۸. ↑ ارشادینیا، نقد و بررسی مکتب تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۱، به نقل از: تقریرات میرزا مهدی اصفهانی، مرکز اسناد آستان قدس رضوی، ش۱۲۴۸۰، ص۲۵. این نكته از این حیث مهم است كه از دید فلاطوری شكلگیری این سنت فلسفی، «به سود دین اسلام نبوده است» اما مهمتر از آن از دید او «چنین تعریفی از ماهیت فلسفه با خود زیانی بزرگ برای درك فلسفه و علم به طور كلی به همراه داشته است.

به عبارت دقیقتر از دید فلاطوری «این فلسفه دیگر نه یونانی صرف بود و نه قرآن صرف و نه آمیزه و التقاطی از آن دو بلكه یك جریان فكری مستقل و ویژهای بود كه از برآیند آن دو به وجود آمده بود». فلاطوری در سال 1973 با نگارش رساله حاضر در رشته اسلامشناسی دانشكده فلسفه كلن به سمت «استادی» (پروفسوری) نایل شد. بقیه حرف و حدیثهای لاطائل و بیهودهای است که فقط به کار آدمیان فارغ از درد میآید. در بخش دیگر این مراسم دکتر محمد امینی مترجم این اثر به معرفی کتاب و نویسنده آن پرداخت و گفت: کتاب در حوزه فلسفه اخلاق قرار می گیرد و پاسخ به سوالاتی انتزاعی درباره اخلاق که آیا واقعیت اخلاق در جوامع وجود دارد یا فقط یک سیر فرهنگی است می پردازد.

بنابراين، الزام پوشش فقط براي حفظ عفت اوست، نه زنجير اسارتي بر دست و پايش؛ و نه سدي در برابر سير تكامل علمي، فكري و هنرياش، بلكه وسيلهاي براي تعالي روح و ايفاي مسئوليتهاي فردي و اجتماعي اوست . را كه با شیوه اندیشه اسلامی دگرگونی گسترش یافت، «فلسفه اسلامی» نامید زیرا این دگرگونی عمدتا از شیوه اندیشه قرآنی و روح اسلامی ناشی از آن منتج شد» البته او بلافاصله میافزاید «هر چند در اصل اسلامی نیست» و این نكته بسیار مهمی است كه ممكن است كمتر مورد توجه قرار بگیرد.

از مهمترین آثار او غیر از این كتاب، میتوان به تعلیقه بر شرح منظومه حكمت سبزواری مهدی مدرسآشتیانی و ترجمه جلد اول كتاب بسیار مهم و خواندنی «تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی» نوشته برتولد اشپولر (1990-1911 م.) مستشرق شهیر آلمانی اشاره كرد. به نظر میرسد تعبیر «فلسفه اسلامی» اصطلاحی متاخر و برساخته مستشرقان است و خود مسلمانان از اصطلاحاتی چون «فلسفه» (معرب واژه یونانی فیلوسوفس) و «حكمت» یا «حكمت الهی» استفاده میكردند؛ نزد ایشان فلسفه یا حكمت به عنوان معرفت به مبادی امور و كوشش در جهت احوال «موجود بما هو موجود» است و اسلامی و غیراسلامی هم ندارد.

این رساله در سال 1394 خورشیدی با ترجمه محمدباقر تلغریزاده و ویراستاری بهمن پازوكی توسط موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران با همكاری موسسه انتشارات امیركبیر منتشر شد. كتاب حاضر، یكی از اولین و در عین حال موثرترین آثار پژوهشی در شناخت ماهیت و چیستی فلسفه اسلامی است كه با وجود اهمیت و بداعت موضوعش متاسفانه بسیار كم مورد توجه قرار گرفته است. احراز عنوان برترین مرکز پژوهشی برگزیده در دومین نمایشگاه مراکز علمی ـ پژوهشی حوزه علمیه قم. در این راستا باید بتوانیم تعیناتی را از ایمان به فلسفه و از فلسفه نظری به حوزه روش­ها و سپس به حوزه­های مفاهیم کاربردی بیاوریم، آنگاه می­توان گفت که ایمان تعین عینی پیدا کرده است و اینکه این توصیف از این پدیده و تغییرات آن، تعین و تجسد ایمان ما است.

ما انسانها تمامی احکام و قوانین آسمانی و الهی را با اعتقاد کامل به قدرت و عظمت و رحمت و رافت و علم لا یتناهی خداوند یکتا، بدون چون و چرا قبول کرده و اجرا می کنیم. درهاى رحمت و مغفرت را به روى توبه كنندگان و استغفاركنندگان مي گشايند. پیتر سینگر استرالیایی در دهه 1970 اثری به نام آزادی حیوان منتشرکرد و در آن به دفاع از حقوق حیوانات پرداخت . دخول) صورت بگیرد و مرد بتواند در تمام مدت تعیین شده از او استفاده کند.

پس یعنی انسانی که خود را دوست میدارد و به دنبال خوشبختیست باید تمام لحظات عمر خود را در راه هدفش سپری کند. اینهم از عجائب این دانش است که یک کاربردش تفاهم با کفار است و اگر بخواهیم کافری را مسلمان کنیم حداقل دوسال باید به او فلسفه بیاموزیم! گروهی معتقدند كه فلسفه چنانكه اشاره شد، علم یا معرفتی با موضوع و مسائل و روشهای مشخص است و چنانكه از ماهیت علم برمیآید، ربطی به یك فرهنگ یا دین یا سرزمین خاص ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید