اختلاف آیتالله حائری با کربن درباره معنای فلسفه در اسلام/ هایدگر مملکت را گرفته است

باز پس دادن اسلحه به او به معنی ادای دین است. همچنین، او مانند بسیاری از مخالفان فلسفه احترام زیادی برای منطق (که ابزاری برای فلسفه است نه بخشی از آن) قائل بود و بر کاربرد منطق برای تفکر منظم درباره دین اصرار داشت. دین ما به هر کس آن چیزی است که سزاوار اوست؛ سزاوار دوستان نیکی و سزاوار دشمنان بدی است. در پژوهش حاضر برای روشنشدن معـنای حـجاب از فـعل آن یعنی، حجب استفاده شده است. از طرفی تنها عده کمی که دارای توانایی عقلی استثنایی هستند میتوانند عاقلانه تصمیم بگیرند که چه چیزهایی و چه مقدار از آنها برای استفاده هر فرد یا دست کم برای افرادی که مهم هستند مفید است.

اما همچنان پولمارخوس مصرانه میگوید عدالت مفید بودن برای دوستان و آسیب و ضرر رساندن به دشمنان است. کفالوس و فرزندانش از جمله پولمارخوس چون شهروند آتنی نبودند، از حق مالکیت محروم بودند. به گفته پاپاس گفتوگویی که در جمهوری آمده در سال 432 ق.م رخ داده است، و شاید جمهوری حدود 375 ق.م یعنی پنجاه سال پس از آن تصنیف شده است ولی بسیاری مفسران از جمله اشتراوس و گاتری معتقدند زمان تصنیف جمهوری دقیقاً مشخص نیست. با توجه به تمام مطالب گفته شده وجه تسمیهی «قانون طبیعی» در هیچ یک از آثار متفکران دوره یونان باستان روشن نیست.

نقطه آغازین تاریخ به کارگیری واژه قانون طبیعی در فلسفه یونان به درستی معلوم نیست: اما قدر مسلم این است که رواقیان از این واژه در آثار خود استفاده کردهاند. این ارتباط در زندگی روزمره و نیز در آثار فلاسفه بهخوبی منعکس است. آیت اللّه ممدوحی: این که فرمودند: در آنجا که نظام وحیانی حاکم باشد، اگر ظاهر مسائلی با برهان عقلانی منافات پیدا کند، فلاسفه مجبور به تأویل می شوند.

در حالیکه تراسوماخوس در تعریف عدالت بر بعد سیاسی آن تأکید میکند و توجه وی بر قدرت افسار گسیخته ناشی از زندگی در یک نظام سیاسی است که کسی برآن کنترل ندارد. لذا باید مقرر شود که جامعه صرفاً توسط افراد عاقل اداره شود، یعنی توسط فیلسوفان به معنی دقیق کلمه که با قدرت مطلق به اداره امور بپردازند. فلسفه مطلوب اسلامی در عین اینکه به تفسیر عالم می­پردازد، آن اصولی از تفسیر جهان که قدرت مدل­مند کردن تغییرات عینی را می­دهد را نیز مشخص ساخته و در پی تفسیر جهان، روش تدبیر جهان را نیز بیان می کند. همچنین کفالوس معتقد است، عدالت سودمند است نه تنها برای دهنده بلکه برای گیرنده، حالا آن گیرنده در هر وضعیت جسمی و روحی که باشد و حتی نتواند مضر بودن و سودمند بودن چیزی را برای خودش تشخیص دهد.

در این هنگام ذات حقیقی انسانها بر ما آشکار نشده است پس در کل میتوان گفت ما در تشخیص دوست و دشمن امکان دارد اشتباه کنیم. در این هنگام دشمن را دوست و دوست را دشمن می­دانیم. سقراط از وی می­پرسد دوست کیست؟ یعنی از دو فضیلتی برخوردارند که سقراط نیاز دارد از طریق آنها مباحث مهم خود را مطرح و به پیش برد. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوهاش را ممنوع نموده بود تناول کردند. قَبَسات: مهمترین اثر میرداماد که مسئله خلقت و چگونگی صدور جهان از سوی خداوند را مورد بحث قرار داده است.

مسئله حجاب و حدود آن در اسلام توسط فقهاء که کارشناسان تفسیر متون دینی و استخراج احکام شرعی از آنها هستند بیان شده است. بعد از کفالوس، پسرش پولمارخوس بحث را دنبال می­کند وی با توسل به اعتبار و مرجعیت سیموندس شاعر بزرگ میگوید، عدالت این است که آدمی دینی را که به هر کس دارد ادا کند. اما گلاوکن با استدلالهای دشوار سقراط موافقت می­کند. بدین ترتیب سقراط این نظریه درباره عدالت را رد می­کند.

فیلسوفان پیش از سقراط آن را مکرر در معنای «ذات موجودات» به کار میبردند. به همین جهت میتوان گفت در یونان پیش از سقراط عدالت به مثابه قانون طبیعی تلقی می­شده است. پیش از دوره رواقیان فیلسوفان یونانی واژهی «عدالت طبیعی» را به جای قانون طبیعی به کار میبردند. گفتند چند روز پیش جایی بودیم و بحثی بین من و آقای حائری اتفاق افتاد و در مسألهای اختلاف کردیم؛ آقای حائری بعد از چند روز تلفن میکنند و میگویند که من میخواهم به خدمت شما بیایم. 2 جلد از آن یاداشتها پیش من بود، حدود 5-6 ماه پیش به ایران آمده بود، به ایشان یادآور شدم، گفت اتفاقا من دنبال آن 2 جلد یاداشت، (2 دفترچه) هستم، کجا است؟

هرچقدر بیشتر بخوانید بیشتر میفهمید که نمیدانید پس بهتر آن است که راه خود را برای پیدا کردن تعریفی برای فلسفه از این طریق پی بگیریم که درصدد تحقیق در باب پرسنده ی این سوال کنیم! پس فلسفه انتقادي را هم نميتوان تماماً از مابعدالطبيعه جدا كرد. هر چند این سخنان به نفع کشور و مردم است اما باز هم دور از حقیقت است در حالیکه فرماندهان آرمان شهر عادلترین مردمان هستند، لذا راستگویی و گفتن حقیقت جزء اصلی عدالت نیست.

مسئله درست در همین جاست که داشتن دید کلی از جهان و بررسی عامترین قوانین آن به هیچ وجه به معنای حاصل جمع ساده نظرگاههای جزئی و گردآوری قوانین در زمینههای مشخص جداگانه نیست. اما به هر حال، این ایده که ابنسینا شارح ارسطو بوده، دیدگاه درستی نیست. اما اين تلاش ها با درجاتی از اضطراب و پریشانی همراهاند: میترسیم که انتخابهای نادرستی داشته باشیم و دیگران درباره ما بد فکر کنند.

بدون اینکه به نداي دروني ما توجه داشته باشند. برتراند راسل (فیلسوف انگلیسی): از لحاظ هنر مایه تأسف است که به آسانی بتوان به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زن دشوار باشد، بدون آنکه غیرممکن گردد. مادران امروز به مادران فردا مي آموزند؛ اگر مي خواهيد ارزش خود را حفظ كنيد خود را به راحتي در دسترس مردان قرار ندهيد؛ يكي از زنان اروپايي روزنامه نگار مي گويد: در ايران سوار اتوبوس شدم، جواني را ديدم كه در قسمت آقايان چشم دوخته بود به صورت دختري، وقتي دخترك متوجه او شد صورتش را پوشاند. نیچه هم از این نمیترسید که منزوی شود، چه او اندیشهورزی بود که به دنبال وارونه ساختن ارزشهای پذیرفته مسلط بود.

گلاوکن و آدیمانتوس برادران نانتی افلاطون هستند که در بیشتر قسمتهای رساله جمهوری سقراط را همراهی می­کنند. آدیمانتوس میل دارد در برابر ادعاهای سقراط مقاومت عملگرایانه نشان دهد. پس در اینجا ما میتوانیم تعریفی از فلسفه را چنین ارائه دهیم که ” فلسفه آن دانشی است که در پی تعریف هر علم و به نسبت آن تعریف، حدود و ثغور آن علم را مشخص میکند.” اما این تعریف نمیتواند تمامیت مفهوم فلسفه را در خود داشته باشد و شاید بتوان گفت آنچه که ارائه شد صرفاً رابطه ی بین فلسفه و علم را نشان میداد و نمیتوان به عنوان تعریفی از برای فلسفه آنرا پذیرفت.

دیدگاهتان را بنویسید