اخلاق خوب – پارسی طب

1. توجه به ارزش و آثار خوش اخلاقى و آثار نیک آن و همچنین زشتى بداخلاقى و آثار بد آن: براى این منظور بهترین راه موجود، مطالعه ى روایات و آیاتى است که در زمینه حسن خلق و سوء خلق وارد شده است. هادی، اصغر، «مکارم الاخلاق(پژوهش پیرامون روایت تتمیم مکارم اخلاق و روایات همانند)»، اخلاق، ش۵و۶، ۱۳۸۵ش. در زمینه خوش خلقى و برخورد خوب با همه مردم، روایات فراوانى در منابع اسلامى دیده میشود که به حدّ تواتر میرسد، تعبیراتى که در این روایات در برابر این فضیلت اخلاقى آمده است در کمتر مورد دیگرى دیده میشود، این تعبیرات بیانگر نهایت اهتمام اسلام به این مسئله مهم اخلاقى است.

فضایل و رذایل مربوط به حیات فردی انسان ها، فارغ از رابطه با غیر در اخلاق فردی بحث می شود. در این عرصه است که انسان می تواند در اثر ارتباط با انسان های دیگر ارزش های وجودی سایر مهارت های حرفه ای، علمی، عقلی و مدیریتی خود را بنمایاند و فضایل اخلاقی و کمالات انسانی را در خویش نهادینه کند و همچنین به شکوفایی توانایی هایی دیگران نیز کمک نماید. چون در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم خو شده ای اطرافت گرد آمدند و اگر خشن و سنگ دل بودی، هر آینه از گردت پراکنده می شدند.

در سایه محبت، اتحاد و پیوند اجتماعی محکمتر میشود. اخلاق اسلامی، موجب کرامت و بزرگواری انسان میشود و راه کامیابی و بهتر زیستن را به انسان عرضه میکند. بلکه هر خانواده ای برای خویش یک نظام ارزشی تشکیل می دهد که گاه با نظام ارزشی جامعه نمی سازد و کودک را به تعارض با جامعه می اندازد؛ کودک از یک طرف از نظام طبیعی خود دور شده و از سوی دیگر به یک نظام متعارض محیطی دعوت شده است. نقش اخلاق اسلامی، در محیط زندگی فردی و اجتماعی هر انسان، بسان خورشیدی تابانست که طراوت و شادابی را برای جامعه به ارمغان میآورد و بستر صفا، صمیمیت، صداقت، محبت و اخوت را برای زیستن میگستراند تا همگان با چهرههائی باز و بشاش در یک فضای با صفای بهاری، چون گلها زندگی کنند.

اخلاق نیکو، میتواند نقش فراوانی در زندگی انسان داشته باشد. پیامبر اكرم در حدیثی درباره همسایه سه بار قسم خورده چنین فرمودهاند: «والله لایومن، و الله یومن و الله یومن، قیل من یا رسول الله؛ قال الذی لا یامن جاره بوائقه»؛ قسم به خدا مومن نیست، قسم به خدا مومن نیست، قسم به خدا مومن نیست، پرسیده شد چه كسی ای رسول خدا؟ پیامبر خدا(ص) در حق ا و فرمود: او از کسانی است که خوش رویی و سخاوتمندی اش او را به سوی بهشت کشانید. هیچ کسی شخص بد اخلاق و کج خلق را دوست ندارد و حتی اگر دلبسته ی ظاهر او بشوند، در مدتی اندک این دلبستگی از بین خواهد رفت.

و ضعف اخلاق در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، آموزش، خانواده و مذهب نتیجه کاهش اعتماد اجتماعی در بین مردم جامعه است. میدانیم که بسیاری از بیماریها، سرچشمه روانی دارد، چنین بیماریهایی از عمر میکاهد و مرگ را نزدیک میکند، ولی اخلاق نیکو، بیمارهای روحی را از بین میبرد و در نتیجه از مرگهای زودرس جلوگیری میکند و به نشاط و طراوت بدن میافزاید و به بقاء بدن کمک میکند.

در عرصه تعامل اجتماعی، حُسن خلق و خوش اخلاق بودن (به معنای دوم)، جایگاه ویژهای دارد، و اولین نمود توانایی شخصیت روحی و معنوی انسان است. خوش اخلاقی دارای دو معنای عام و خاص است. آیا احکام اخلاقی یک جامعه و گروه خاص، در طول تاریخ ثابت اند یا آن که در گذر زمان در دوره های گوناگون به تناسب رشد و ترقی جامعه و افول و انحطاط جوامع، متغیّر و سیّالند؟ طبیعت انسان جامعه گراست زیرامدنی بالطبع میباشد. كه بنابراین هر آنچه را در وصول انسان به سعادت ابدی كه كمال نهایی آن قرب الی الله است مؤثر باشد، جزو فضائل اخلاقی می توان به حساب آورد.

در اصطلاح اخلاقی و آموزه های دینی اسلام به کسی خوش اخلاق گفته می شود که با گشاده رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد با مردم روبرو می شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش روئى برخورد کند، لب هایى پر از تبسم، و کلماتى پر از محبت و لطف داشته باشد. این که می گوییم «راست گفتن خوب است»، آیا انتساب «خوبی» به «راست گفتن» فقط به این جهت است که «خبر با واقع مطابق باشد» یا قصد و انگیزه شخص نیز دخالت در «خوبی» دارد؟ حکمای مسلمان معتقدند همان گونه که در فرایند رشد طبیعی انسان قوه شهویه پیش از قوه غضبیه و قوه غضبیه پیش از قوه عاقله فعال می شود در مقام تربیت نیز باید تربیت قوه شهویه را بر قوه غضبیه و قوه غضبیه را بر قوه عاقله مقدم داشت.

این مردان بزرگ به اندازه ای خوش اخلاق و خوش برخورد بودند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را جذب می نمودند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده خود می نمودند و منقلب می ساختند. بعد در آیه ای دیگر فرمود به همین دلیل هم توانستی در دلها نفوذ کنی و آنان را پیرامون خود گرد آوری و در دعوت خویش موفق عمل کنی. از آنجا که در جامعه کنونی زندگی بدون در نظر گرفتن اجتماع و مناسبات اجتماعی قابل تصور نیست؛ لذا انسان عصر حاضر، بدون ارتباط با دیگران قادر به برآوردن نیازهایش نیست؛ انسان برای برقراری ارتباطی معقول و با در نظر منافع طرفین، نیازمند داشتن اخلاق است.

مراد از اخلاق اجتماعى؛ ارزشها و ضدارزشهاى حاکم بر رابطه فرد با سایر انسانهاست؛ مانند معاشرت نیکو، عدل، احسان، حسد و تکبر. نیکوکاری و حُسن خُلق خانهها را آباد کند و بر عمرها بیفزاید» اخلاق شایسته، محبت را جلب میکند. 2. پاداش روزهدار شب زندهدار؛ در حدیث دیگرى از همان حضرت میخوانیم: «دارنده حُسن خلق پاداشى همچون روزهدار شب زندهدار دارد». 5. در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(ع) میخوانیم: «هیچ زندگى، گواراتر از زندگى آمیخته با اخلاق نیک نیست».

نکتهای که پیش از پرداختن به این راهکارها لازم است گفته شود، این است که عامل زیربنایی برای خوشرفتاری، عوامل شخصیتی است که در بالا بیان شد؛ زیرا تنها چیزی که اثری عمیق بر روابط ما با دیگران میگذارد، همین عوامل است. یعنی حرکتی که از درون وجود انسان نشأت می گیرد و تنها بر فرض عدم مانع تحقق می یابد و نیاز به تلاش یا دخالت نیروی دیگر ندارد.

پس نقطه تمرکز فعالیتهای تربیتی موضوعی است که روی آن به امید ایجاد تحولی پایدار تأکید و تبلیغ ویژه مینماییم به صورتی که تمام همّ و غمّ و فکر و ذکر مخاطب، به آن معطوف و ذهن او بدان کاملا مشغول گردد و در خلوت و جلوت و خواب و بیداری بدان بیندیشد. باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى؛ یعنى ایجاد رابطه عاطفى مثبت، محبت کردن و دوست داشتن دیگران بهدست میآید و بد اخلاقى که در واقع همان رابطه عاطفى منفى است، موجب کدورت و عذاب زندگى خواهد بود و دیگران را از گرداگرد انسان میپراکند.

حال که باید خدای یگانه را پرستید، پس نباید در کنارش به اربابهایی دیگر معتقد شد؛ نمیتوان برای خدای یگانه فرزند قائل شد. 4. جلب محبت خدا و مردم؛ حضرت امام باقر(ع) میفرماید: «نیکوکارى و خوشرویى، محبّتآفریناند، انسان را به خدا نزدیک و داخل بهشت میکنند». در این موارد خود ما تصمیم گرفته ایم، و خود ما تصمیم را نقض کرده ایم و خود ما خویشتن را سرزنش کرده ایم. میگویند: از یک لحاظ، معتقدات ما به دو بخش کلی تقسیم میشود؛ یک قسم واقعیات عینی و خارجی است که وجود آنها به ما وابسته نیست. فرهنگ سازمانی اخلاق مدار ، از رهبران و کارکنانی تشکیل میشود که به این منشور اخلاقی پایبند باشند.

2 – برنامه های اخلاق باعث می شود که در شرایط آشفته، سازمان عملکرد اخلاقی خود را حفظ کند. پیامبر از کشتن او در گذشت، آن فرد چون دانست که به خاطر آن دو صفت اخلاقی مورد عفو قرار گرفته است، شهادتین گفت و مسلمان شد. مقصود ما از این گفتار معنای خاص خوش اخلاقی است. اخلاق نیکو به معنای خوش خُلقی، گذشت و رعایت حقوق دیگران است. در عرصه تعامل اجتماعی، حسن خلق و خوش اخلاق بودن، به معنای خاص آن، جایگاه ویژه ای دارد.

دیدگاهتان را بنویسید