اخلاق خوب – پارسی طب

اگر کمی به اطرافمان نگاه کنیم، میبینیم دنیا پر از خشونت، نفرت، نژادپرستی، حرص، ناشکیبایی و بیحرمتی به یکدیگر شده است. در ظاهر هر دو میجنگند و هر دو خون میریزند و اگر فقط به ظاهر اعمال آنها نگاه کنیم هیچ تفاوتی را پیدا نمیکنیم. هر دو در ظاهر میجنگند اما یکی بر اساس ایمانی که به خدا دارد، در راه خدا میجنگد و دیگری در راه طاغوت. یعنی هیچ اثری از اعمال هیچ کدام بر روی زمین نه ظاهر میشود و نه باقی میماند؛ یعنی ما فقط به خودِ عمل این دو دسته نظر داریم و نه آثار آن.

تمام این مثالها نشان از این دارد که خودِ عمل به تنهایی معنا پیدا نمیکند و باید بر محور نیّت و خواستهای شکل بگیرد. چنین کلامی عقیده های حق است که آدمی آن را زیربنای کارهای خود قرار می دهد و در واقع، همان توحید است که دیگر اعتقادات حق نیز به آن بستگی دارد. يكي از عوامل مهميكه شيطان حربه خود قرار ميدهد شبهه جبر است كه در اذهان افراد به صورتهاي گوناگون مطرح ميكند؛ گاه ميگويد: انسان، ساخته شده محيط و جامعه خود است؛ خوبي و بدي انسان بستگي به محيط او دارد. الهام” در “الهمها” روشن تر ميگردد و آ، بيدار كردن غرايز و كششها و جاذبههاي فطري و طبيعي است. (البته با اين فرض كه هر امر غير اكتسابي را فطري بدانيم) اگر “الهمها” را بهاين معنا بگيريم، چنين حاصل ميشود كه در نهاد انسان، جاذبههايي فطري وجود دارد كه او را به جهت خاصي سوق ميدهد. اين معني را درباره منكران معاد در قرآن ميتوان يافت. منكر معاد علم به معاد دارد، علم به قدرت خدا هم دارد، پس علت انكار او چيست. قرآن ميگويد: “يريد الانسان ليفجر امامه” (قيامت: 5) انسان ميخواهد آزاد باشد. آن چه باعث انكار اوست اين است كه ميخواهد جلويش باز باشد، حد و مرز نشناسد و هر چه دلش ميخواهد انجام دهد و، به تعبير معمولي، بي بند و بار باشد. اين ميل به آزادي و بي بند و باري باعث انكار او نسبت به مباني دين ميشود، چون اگر كسي قيامت را قبول داشته باشد، طبعا” خود را محدود و مقيد ميبيند و نميتواند بي بند و بار باشد.

چنين نيست كه بين اخلاق و اعتقادات، جدايي و مرز باشد و اين دو به يكديگر ربطي نداشته باشد. بدین ترتیب دانش تربیت باید به همه این موارد توجه تفصیلی کند. اگر فردی از قبیله ای مرتکب کار خلافی می شد همه افراد قبیله به نوعی مسؤول تلقی می شدند، و هریک از آنها می توانست هدف مشروعی برای انتقام جویی تلقی شود. از آنجا که تربیت اخلاقی، به معنای ایجاد نوعی تغییر و تحول و پدید آوردن انسان اخلاقی است لازم است پیش از ورود به مباحث، سیمای انسان اخلاقی معلوم گردد. خوشرویی مایه محبت میان دوستان و ر فیقان میشود و خوشرویی نوعی احسان است.

۲. همواره باید با نرمی و ملاطفت با آنان سخن گفت و بال محبت و رحمت را بر آنها گستراند. آنان که ایمان آورده اند، در راه خدا می جنگند؛ و کسانی که کافر شده اند، در راه طاغوت می جنگند. مراد از اخلاق بندگی هنجارها و ناهنجارهایی مانند ایمان، خوف، توکل، و کفر، سرکشی و بی اعتمادی به خدا است که به رابطه انسان و خدا مربوط می شود. از اين ديدگاه، افعال طبيعي ظاهري و باطني، همه و همه منسوب به خدا است: “يضل من يشاء و يهدي من يشاء” “هر كسي را بخواهد گمراه و هر كه را بخواهد هدايت ميكند” (فاطر: 8) “قل كل من عندالله” “بگو همه چيز را نزد خدا است” (نساء: 78) “اِنَّه اَضْحَكَ وَ اَبْكي” “اوست كه ميگرياند و ميخنداند” (نجم: 43) “وَ اِذا مَرِضْتُ فهو يَش فين” “هنگاميكه مريض شدم اوست كه شفا ميدهد” (شعراء: 80) حال وقتي انسان كار بدي انجام داد، طبعاً اين عمل تبعاتي دارد؛ خواه تبعات دنيوي، مثل اينكه سلامتي انسان را از بين ببرد، يا آخرتي، از قبيل عذابهاي اخروي، از ديد توحيدي بايد گفت هر چند اين آثار مربوط به اعمال خود ماست، لكن اين خداست كه ما را به كيفر بدمان عقوبت ميكند.

اختلاف دیگر میل جنسی در زنان و مردان به نوع محرکها مربوط است که مردها بیشتر به محرکهای روحی حساسند ولی زنها عمدتا به تحریکهای عملی و ناز و نوازش همسر – معاشقه و تحریک دستگاه تناسلی- بیشتر جواب می دهند. فجر به همين مناسب بر وقتي از شبانه روز اطلاق ميشود، كه در آن، پرده سياه شب، با پيدايش نور شكافته ميشود و به تعبير ديگر، شكافي در سياهي شب پديد ميآيد. همانطور كه لباس زيبا با پاره شدن معيوب و زشت ميشود، به خصوص اگر در آن هنري به كار رفته باشد، نفسِ انسان هم داراي نوعي يك پارچگي و هماهنگي است كه با بعضي از كارها، نوعي پارگي در آن پديد ميآيد كه معيوبش ميسازد.

ديگر اين كه، اگر كسي از محدوده خود فراتر رود، نوعي پرده دري كرده و با اين عمل در اين حفاظ و پرده، دريدگي و شكافي پديد آورده است. همچنين تعبير “تفجّر” و “انفجرت” در ديگر آيات قرآني مانند “فانفَجرتْ مِنْه اثْنَتا عشْره عيْنا” (بقره: 60) “شكافي در سنگ پديد آمد و آب از آن جاري شد” به همين معناست. در بحثهاي اخلاقي توجه به آنها مفيد است. آنها باور داشتند که اگر می خواهند به موفقیت برسند، باید علاوه بر حرفه و فن، زیبا بیندیشند و اخلاق مناسب و پسندیده ای داشته باشند.

، در داستان نصاراي نجران ميبينيم كه پيامبر(ص) درباره آنان فرمودند: “دليل اين كه اسلام را نپذيرفتند اين نيست كه حقانيت اسلام را در نيافتند، بلكه علاقهاي است كه به شرب خمر و گوشت خوك داشتند”. تو اینک مافوق آنان هستی و ولیّ امر، بالا دست تو و خدا نیز بالاتر از ولیّ امری است که تو را منصوب کرده است». به تعبير ديگر، اين دسته از آيات، يك سلسله بيانات توحيدي است براي جلب توجه مردم بهاين كه فوق اسباب و مسبباتي كه ميشناسيد دست ديگري هم در كار است. مومن بهاين توجه ميكند كه كار بد ممكن است موجب عذاب شود و كسي كه آن عذاب را بر رفتار ما مترتب ميكند، خداست.

تنها خداست كه براي تاثيرش، احتياج به اذن كسي ندارد. اخلاق تنها یک سلسله دستور العملها و احکامی شبیه به نسخه پزشک نیست؛ بلکه علاوه بر آن، مطالعه نظری و فلسفی و بررسی و تحلیل مفاهیمی است که هدف آن کشف اصولی بنیادی است که همه کردارها باید بر بنیاد آن انجام پذیرد. قرآن ارزشمند است به این دلیل که کلام خداست. اگر میگوییم که پیامبر اکرم (ص) حق است برای این است که او بنده و فرستادهٔ خداست. بنابراین، سؤال اصلی برای او این نخواهد بود که آیا دین با لیبرالیسم قابل جمع است یا نه.

یکی از نکتههایی که از این بیان استفاده میشود این است که اولاً آنچه در نظر پیغمبر اسلام مهم بود مسأله دین بود و مسائل دیگر اعم از مشکلات اجتماعی و اقتصادی در درجات بعدی است. یکی دیگر از روشهای آموزش اخلاق خوب به کودک این است که عدالت را به او آموزش دهید.عدالت یکی از مفاهیم اخلاقی مهم است که نیاز است کودک آن را آموزش ببیند. موضوع گزاره اخلاقی امری اختیاری است. تقوا، از ماده وقايه است به معناي نگهداري چيزي كه در معرض خطر پارگي و معيوب شدن باشد. برای مثال چه تفاوتی وجود دارد اگر مسلمان باشی یا بت پرست وقتی که به دیگران خیر میرسانی؟

و بیتردید هر کسی که شیطانْ همدم او باشد، همدم بدی دارد. به نظر شما این قضاوت درست است که هر دو گروه کار بدی انجام میدادند، چرا که جنگ بد است و تفاوتی ندارد که هر کسی با چه نیتی میجنگد؟ تو بهتر از چنین آدمی فاصله بگیری وگرنه اون تو رو هم مثل خودش میکنه و اون موقع توجه تو روی بدی ها میره و طولی نمیکشه که توهم تبدیل به یک آدم بداخلاق میشی. با اين بيان رستگاري از آن كسي است كه خودش را تزكيه كند و نوميدي از آن كسي است كه خود را آلوده سازد.

دیدگاهتان را بنویسید