اندیشه های ارسطو – حقوق نیوز

این نکته ما را با اصطلاح افلاطونی دیگری مواجه میکند که تمام راهها برای پاسخ به رابطهی اشیاء با ایدهها به آن ختم میشود. در نوشتههای افلاطون به کرات با اصطلاح «خود چیز» یا «خودِ» این یا آن شیء خاص روبرو میشویم. اما به نظر میرسد این نوع برخورد با مسائل فلسفی خالی از نوعی دقت و تعمق فلسفی است. یا در فایدون نیز مشاهده میکنیم که «یگانه علت زیبایی آن است که از «خود زیبایی» چیزی در آن است و به عبارت دیگر از خود زیبایی بهرهای دارد» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۵۰۵). خود افلاطون، به ویژه در دو رسالهی فایدون و پارمنیدس، به این مسائل میپردازد و در مقاطعی، خود او نیز از به دست دادن جوابی نهایی عاجز میماند.

در اینجا و به طور اختصار تنها میتوانیم به بیان این نکته بسنده کنیم که اولاًٌ به نظر میرسد در بخش انتهایی محاورهی فایدون افلاطون با به کار بردن مثالهای زیادی از رابطهی اعداد و ایدهها، چندان هم بیتمایل نبوده است که پیوندی محکمتر میان آنها برقرار سازد. این واژهٔ یونانی از دو بخش تشکیل شده است: -Philo به معنی دوستداری و sophia- به معنی دانایی. در نتیجهی تقلیدی دانستن رابطهی اشیاء با ایدهها، میتوانستیم در بخش قبل و به عنوان یکی از صفات مُثُل، به الگو بودنش برای جهان اشاره کنیم.

1. علت: یکی دیگر از صفاتی که میتوان به رابطهی ایدهها با جهان محسوس نسبت داد و افلاطون نیز به کرات به آن اشاره میکند، علت بودن ایدهها برای اشیاء این عالم است. به هر حال، همانگونه که گمپرتس نیز اشاره میکند، «افلاطون خود نیز نتوانسته است این مساله را به طور دقیق روشن کند بلکه حل آن را … جهان بینی زمینه ی تجربه را محدود میکند، در صورتی که فلسفه برای تجربه زمینه های تازه ای را میگشاید.جهان بینی به طور معمول در حکم پایان راه است، اما فلسفه همواره در آغاز راه است” و همچنین باید افزود جهان بینی قابلیت فهم خودش را ندارد چرا که قادر به زیر سوال بردن بنیادهای خود نیست.

عبادت راه تقرب به درگاه الهی است، ذوق جان و شوق روان دارد امّا این ابر بهاری و ربیع آسمانی را اسرار و حکمتی، لطایف و ظرایفی دارد که هر کس با آن آشنا و بدان روشن شود طعم شیرین و عطر مشکین عبادت را هرگز رها نخواهد کرد. برای ارائهی نمونه در این خصوص دست ما پُر است و من فقط به چند مثال از چند رساله اکتفا میکنم. وی عنوان کرد: اینکه چرا عید ماه رمضان را فطر میگویند، به این جهت است که ماه رمضان بر ماههای دیگر برتری دارد، همانطور که در دعای این ماه میخوانیم که «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ» و در مقابل خداوند عرض میکنیم که قرآن را در ماه رمضان نازل کردهای و اینکه «وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ» و این ماه را بر ماههای دیگر کرامت دادهای، برتر دانستهای و این ماه شرف و افتخار بیشتری دارد، بخاطر اینکه قرآن در این ماه نازل شده و ما در این ماه موظف به گرفتن روزه هستیم.

انشاءاللَّه این ستونها خواهد توانست سقف رفیع و بنای باشکوهی را در آیندهی حوزه نوید دهد. اشیاء این جهان تصویر یا روگرفتی از ایدهها در عالم مُثُل هستند و همانگونه که مشاهده شد حتی خداوند هم در خلق جهان، ایدهها را الگوی خویش قرار داده است. ثالثاً نمیتوان به سادگی از کنار سخنان ارسطو به عنوان شاگرد مستقیم افلاطون گذر کرد به ویژه اگر تصور کنیم که افلاطون در اواخر عمر خود به عدد پنداشتن ایدهها روی آورده باشد، آنگاه میتوان دریافت که چرا بحثی از این نظریه، به طور مشخص، در محاورات وی به چشم نمیخورد. هر قدر اين احساس شرم از زشتيها در انسان بيشتر باشد، عفت او بيشتر خواهد بود(اسحاقي، 1388: 45-46). امام علي (ع) مي فرمايد: « شرم از خداوند و خلق او باعث عفت و بزرگي ميشود» (تميمي آمدي، 1388: 504). بدون شك، به تناسب ويژگيهاي روحي و جسمي انسان، آفرينش لباس و پوشش و روي آوردن فطري او به آن يكي از نعمتها و هداياي الهي محسوب ميشود.

در تاریخ بشریت کسی را که همانند ارسطو یا لااقل شایسته تشبیه به وی باشد نمی توان یافت و مردی که این اندازه وسعت معلومات عقلی و این همه نفوذ در سیر تکامل فلسفه در ادوار آتی بشریت داشته باشد، شاید هرگز نتوان یافت. این ارسطو بود که برای نخستین بار باور به عدد بودن مُثُل را به استادش نسبت داد و آن را به شدت مورد انتقاد قرار داد (نک. دکتر اشرف روانشناس و روان درمانگر سخنران دیگر این نشست بود. علامه طباطبایی معتقد است قرآن این تفکر عقلی را تأیید و امضاء نموده و آن را جزء تفکر اسلامی قرار داده است.

البته استناد ملاصدرا به کتاب اثولوجیا(21)است، که درواقع گزیده ای از انئادها یا تاسوعات(22) افلوطین است به قلم مؤلفی ناشناس، که در عالم اسلامی به اشتباه به ارسطو نسبت داده شده بود. صانعی که میخواهد چیزی به وجود آورد اگر چشمش را به آنچه پیوسته همان و با خود برابر است بدوزد و آن الگوی تغیّرناپذیر را سرمشق خود قرار دهد بیگمان حاصل کارش از هر حیث نیک و کامل خواهد بود. چون خود هایدگر هم در یک زمان دنبال این بود که هستی را به چیزی مفارق و ثابت و فرماندهنده تبدیل کند. به جرات میتوان گفت که در هیچکدام از محاورات افلاطونی شاهدی قاطع و صریح برای این ادعا وجود ندارد.

حال میتوانیم گامی به پیش رفته و ادعا کنیم که «ایده خود شیء است». شیء محسوس، تصویر یا تقلید ایدههای متعدد است» (بورمان، ۱۳۸۷، ص ۷۲). که باید مورد مطالعه قرار گیرند یا حل شوند. یکی از محکمترین شواهد ادعای فوق، سخن سقراط در رسالهی پارمنیدس – رسالهای که در آن نظریهی مُثُل مورد شدیدترین هجمهها قرار میگیرد – است که «ایدهها نمونههاییاند که در عالم هستی وجود دارند، و چیزهای دیگر به آنها شبیهاند و تصویرهای آنها میباشند، و وقتی که میگوییم چیزها از ایده بهره دارند، مرادمان این است که چیزها تصاویر ایدهها هستند» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۱۵۵۲).

یکی تقلید اشیاء این عالم از ایدههایشان در عالم مُثُل و دیگری تقلید هنرمند از خود اشیاء این عالم که در حقیقت تقلیدِ تقلید است. رشته فلسفه یك رشته آموزشی است كه كلیه پرسشهای بنیادی انسان را نسبت به مسائل وجود، هستی، جهان پیرامون انسان و حقیقت انسان بررسی میكند پرسشهایی كه زمانی به ارزشهای دینی و معنوی بر میگردد كه همان فلسفه دینی است و زمانی مربوط به ارزش های اخلاقی و مبانی ارزش های اخلاقی است كه به عنوان فلسفه اخلاق آن را میشناسیم و گاه مبانی نظام حكومتی را در بر میگیرد كه همان فلسفه سیاسی است و گاهی نیز شامل مبانی هنر و زیباشناسی و موضوعاتی از این دست میشود.

دبیر این نشست افزود: اگرچه نویسنده گاهی حملات تندی به رویکرد آکادمیک فلسفه می کند به ویژه زمانی که نقل قول هایی از نیچه مطرح می کند و حتی از قول وی اساتید آکادمیک فلسفه را وکلایی می داند که فقط از پیش داوری های خودشان درباره حقیقت دفاع می کنند. بنابراین, عاقلان هنگامی که این دلبستگی را به حسب ترکیب قوه حیوانی و قوه عاقله مشاهده می کنند, آن را تظرّف می خوانند و نیکو می شمارند, (نک: همان).

این مطالب را می توان به تعبیری «دفاع از دموکراسی» نامید. اخوان الصفا نیز بر اساس همین معیار جامعه را به «خواص» و «عوام» و طبقه بینابین این دو، یعنی «متوسطون» تقسیم میکنند، اما ازآنجاکه عقل و شعور ابنای بشر همه یکسان نیست، اخوان الصفا هفت طبقه اجتماعی را بر اساس نوع فعالیت اقتصادی نیز مشخص ساختهاند. و همین وجه علّی ایدههاست که میتوان به کمک آن رابطهی عقل را با آنها، یعنی عقلانی بودن آنها یا از همه مهمتر شناختنی بودن آنها را تبیین کرد. به بیان دیگر، ایدهها چگونه علیتشان را بر اشیاء مادی اعمال میکنند و اصلاً علیّت آنها از چه سنخ علیتی است؟

در واقع این گونه اشیاء ماهیت خودشان را نه بهواسطهی بهرهمندی از مُثُل، بلکه از یکدیگر دریافت میکنند. حکم کردن به این که چه چیزی فی نفسه خوب است به این معناست که آن چیز ارزشمند است. ایدهی خوب) خوبند» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۵۴۳). برای مثال افلاطون در فایدون میگوید، «یگانه علت زیبایی آن است که از «خود زیبایی» چیزی در آن است و به عبارت دیگر از خود زیبایی بهرهای دارد» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۵۰۵) یا این عبارت که «برای پدید آمدن یک چیز علتی دیگر نمیشناسم جز بهرهیافتن از «خودِ آن چیز»» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۵۰۶). شاید تندترین انتقادات در این زمینه را خود ارسطو نسبت به نظرات استادش مطرح کرده باشد.

در واقع تمام صفاتی که تاکنون به رابطهی میان ایدهها و اشیاء نسبت دادیم و صفاتی که شارحان از آنها نام میبرند اما نیازی به پرداختن به آنها در اینجا ندیدیم، واجد نوعی همبستگی درونی هستند، گویی اگر یکی از آنها را به چنگ آوریم همه را در اختیار داریم. در قیامت عده ای واقعاً گرسنه هستند، غذا می خورند ولی هرگز سیر نمی شوند، همان طور که در دنیا هرگز سیر نمی شدند. اینکه ایدهها علت صوری اشیاء این جهان هستند، به نظر تا حدی با مباحثی که تاکنون مطرح شد سازگار است. ۹- موجب جلب رضایت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من شی ء احب الی الله عز وجل من بیت یعمر فی الاسلام بالنکاح »; (۱۵) هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست که خانه ای در اسلام به وسیله ازدواج آباد گردد.

دیدگاهتان را بنویسید