اندیشه های ارسطو – حقوق نیوز

البته در تعالیم مسیحیت تأکید بیشتر بر ترک عموم لذّات دنیوی و از بین بردن شهوت است؛ از این رو، رهبانیت در قرن 4 و 5 در این آیین به وجود آمد. از میرزا مهدی الهی قمشهای نقل شده که سهروردی در فلسفه اشراق، جز تغییر واژگان، دستاوردی نداشت؛ مثلا به جای «واجب الوجود» از «نور الانوار»، به جای «عقل اول» از «بهمن» و به جای «نفس ناطقه» از «نور اسپهبد» استفاده کرده است؛ بیآنکه نکته جدیدی بر فلسفه مشاء بیفزاید. قوانين از سوى ديگر، پيراسته از هر گونه هوس و آلودگى فردى هستند پس در همه امور، بايد به قانون رجوع كرد كه «در هر كشور قوانينى بايد وضع شود كه در همه موارد، حاكم بر امور باشد، مگر هنگامى كه با واقعيات مطابق در نيايد.

در طول اين ديوار كوتاه، باربرانى با همه آلات عبور مى كنند و بارى كه حمل مى نمايند از خط الرأس ديوار بالاتر است و در جزو بار آن ها همه گونه اشكال انسان و حيوان، چه سنگى چه چوبى، وجود دارد و البته در ميان باربرانى كه عبور مى كنند، برخى گويا و برخى خاموشند. بنابراین مردم ما فهیم هستند، خود می دانند در هر شرایطی باید چه رفتاری داشته باشند و اگر کار به خود مردم واگذار شود آن ها به بهترین شکل عمل می کنند.

آیا معنا در زندگی وجود دارد و تنها باید آن را کشف کرد و یا اینکه هر کس باید معنای زندگی را جعل کند، بنابراین یا در زندگی چیزی وجود دارد که کشف شده و ما باید تنها از آن با خبر شویم و یا اینکه معنایی در کار نیست و ما باید خودمان این معنا را کشف کنیم. بار دیگر در این روزهای مبارک تجدید کنیم زیرا عبادت همراه با گناه لذت بندگی را ندارد و لذا صاحبش خود خسته و ملول می شود و نمی تواند راه عبادت را ادامه دهد و آن وقت است که احساس می کند عبادتش خشک و بی روح است.

حجتالاسلام محمدحسنی افزود: همین بانوان بدحجاب که دل در گرو نظام اسلامی دارند، گاهی در مصاحبهها بسیار قوی در برابر دشمنان استکباری موضعگیری میکنند؛ لذا به نظر میرسد که مسأله حجاب برای این عزیزان بهشکلی دقیق تشریح نشده است و این وظیفه ما است که فلسفه حجاب را برای این عزیزان تبیین و تشریح کنیم. با اینملاحظه، معنای بسط قلمرو فلسفه در حوزه های دیگر مثلا در ساحت زندگی اجتماعی به معنای تداوم هستی شناسی فلسفی به حیات اجتماعی است و الا روشن است که فلسفه دستور العمل زیست اجتماعی نیست اما بر روی شکلگیری دستور العمل زندگی اجتماعی اثر عمیقی می گذارد.

ولی این اختلاف نظر میان شاگرد و استاد کاملاً تحت الشعاع آن اختلاف نظر دیگر (که اختلافی است عمیق و اساسی قرار گرفته است، به حدی که می شود اختلاف نخستین را اختلاف در جزئیات (ونه در اصل مطلب ) نامید. کتاب «حکمت اشراق» که با محوریت درسگفتارهای سید یدالله یزدانپناه و با تحقیق و نگارش مهدی علیپور، نخستین بار در سال ۱۳۸۹ش در دو جلد توسط انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به چاپ رسید. آثار سهروردی در «مجموعه مصنفات شیخ اشراق» گردآوری شده و برجستهترین اثر سهروردی در زمینه فلسفه اشراق، کتاب حکمة الاشراق است.

فلسفه اشراق، هستی را به دوگانه نور و ظلمت تقسیم میکند؛ موجودات نورانی سراسر بسیط و نور و حضورند اما موجودات ظلمانی فاقد حضور و خودآگاهی و علم به دیگران میباشند. احیای لایه پنهان فلسفه مشاء: ابن سینا اگرچه از فیلسوفان مشاء به حساب میآمد، اما در آثارش -خصوصا در نمطهای پایانی کتاب اشارات- رگههای اشراقی نیز حضور داشت. طرفداران فلسفه اشراق معتقدند که دنیادوستی پیروان فلسفه مشاء و بسنده کردن آنها به بحث و استدلال و بیاعتنایی به ذوق و شهود، سبب شد فلسفه اشراق بعد از ارسطو نادیده گرفته شود تا این که سهروردی مجددا با تاکید بر رویکرد اشراقی، آن حکمت پنهان را احیاء نمود.

فلسفه اشراق یا حکمت اشراق، نظام فلسفی مبتنی بر کشف و شهود است که شهابالدین سهروردی آن را پیریزی کرد. از آن میان فلسفه از دو نظر جزء علوم اسلامی شمرده می شود:اولاً: برابر گفته برخی از بزرگان در کلمات پیشوایان دین بخصوص امیرمؤمنان و حضرت ثامن الائمه، ذخائر بی کران درباره الهیات بیان شده که عمیق ترین تفکرات فلسفی در آنها وجود دارد و مایه های اندیشه عقل و فلسفی را در جامعه اسلامی تأمین می کند. به جان خودم سوگند که گفتار پیغمبر راستگو محمد صلوات الله و علیه آله و هر چه را که از جانب باری عزوجل آورده، چون به مقیاس عقل سنجیده شوند، در خور پذ یرش می باشند؛ و جز کسانی که از نعمت عقل بی بهره باشند به دفع و انکار آنها برنخیزند.

لذا دود بی حجابی در وهله اول به چشم خود زنان می رود. اين مردم از آغاز طفوليت در اين مكان بوده اند و پا و گردن آنان با زنجير بسته شده، به طورى كه از جاى خود حركت نمى توانند كرد و جز پيش چشم خود به سوى ديگرى هم نظر نمى توانند افكند; زيرا زنجير نمى گذارد كه آنان سر خود را به عقب بر گردانند. پشت سر آن ها نور آتشى كه بر فراز يك بلندى روشن شده از دور مى درخشد. به باور سهروردی، همانگونه که علوم را بر پایه محسوسات بنیان مینهیم، فلسفه و استدلال را نیز باید بر شهود امور روحانی و معنوی، استوار سازیم.

در سالهای اخیر تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا فلسفه در میان عموم مردم رواج پیدا کند. آن فلسفه است که انسان را وادار میکند هفت سفر پیاده به حج برود و به همهی زخارف دنیوی بیاعتنایی کند. فلسفه تنها یک حوزه از معارف بشری است، نه همهٔ آن. پس آنچه تحقق يافتنى است، فضيلت يك شهروند خوب است، نه يك انسان خوب. پس ميزان، فضيلت يك شهروند خوب است. جوهر به معنی ماده نیست، زیرا که ماده تعین ندارد، و به معنی صورت هم نیست، زیرا که صورت محض فارغ از هرگونه جسمانیتی است، پس ناچار از نوع جوهر، یعنی جوهری مرکب از ماده و صورت، خواهد بود.

اگر ما تمایز بین سه عینیت وقایع، رفتارها و شرایط گذشته، عینیت وقایع معاصر که نتیجه وقایع گذشته هستند و عینیت موجودیتهای تاریخی را درست تشخیص دهیم، راه خود را از بین این مسائل به خوبی پیمودهایم. از جمله مواردی که واژه«فلسفه»به صورت «مضاف»به کار میرود، در خصوص اصطلاح «فلسفه علم»میباشد.در مورد اینکه ماهیت فلسفه علم چیست، جان لازی در کتاب«درآمدی تاریخی به فلسفه علم»چهار دیدگاه را مورد نظر قرار داده است. اشراقیدانستنِ فلسفه اشراق را به دو معنا دانستهاند: فلسفهای که مبتنی بر کشف و شهود و اشراق است و فلسفهای که از مشرقزمین(اهل فارس) برخاسته است. فلسفه اِشراق یا حکمت اشراق، فلسفه مبتنی بر کشف و شهود است که شهابالدین سهروردی آن را تأسیس نمود.

سید یحیی یثربی نیز بر این باور است که سهروردی با فلسفه اشراق، بیآنکه بخواهد به جریان عقلستیز یا لااقل عقلگریز تاریخ تفکر، دامن زده است. پس فرمانروا هم، كه متصدى فرمان روايى و امور سياسى جامعه است، بايد فن خود را قبلا از راه فرمان بردارى بياموزد: «هيچ كس نمى تواند درست فرمان دهد، مگر آن كه قبلا فرمان ديگرى را گردن نهاده باشد.»37 در جامعه آنچه حاكميت دارد، قوانين است; حتى حاكم بايد در چارچوب قانون به حكم رانى بپردازد و تنها در موردى آزادى عمل دارد و مى تواند به خواست خود كارهايى را انجام دهد كه قانون به سبب عدم امكان شمول بر همه وجوه زندگى اجتماعى،درباره آن هاحكمى نكرده است.

فرمانروا هم يك شهروند است; چون در تعريف «شهروند» بيان شد كه حق تصدى مناصب سياسى و قضايى را داراست. پس به طور منطقى، به راحتى مى توان استتناج كرد كه قانون و سياست و نظام سياسى در صدد ايجاد عادت و رفتارى مناسب با فضيلت شهروند خوب است. به نظـر وی پوچی به این دلیل رخ میدهد که جهان توان پذیرش فهم را ندارد. این موارد محافظه کاری، قاطعیت، رواقی گرایی و فداکاری دکارت را نشان میدهد. یعنی فلسفه را از راههای فرعی یا طولانی به سمت بزرگراه یا میانبر سوق میدهد؛ دوم آنکه پنجره تازهای را به روی فلسفه میگشاید و مسائل تازهای را پیش روی آن قرار میدهد و سوم آنکه دین، فلسفه را در خیلی از نقاط از سردرگمی و بن بست نجات میدهد.

ایجاد پویایی در فلسفه و نجات فلسفه از بحران: پس از ابن سینا، دو رویکرد نسبت به فلسفه وجود داشت: پیروی از فلسفه مشاء (مثلا بهمنیار و لوکری) یا ستیز با فلسفه (مثلا غزالی و فخر رازی)؛ اما سهروردی راه میانهای ترسیم کرد؛ یعنی ضمن دفاع از فلسفه اصیل، فلسفه مشاء را نقد مینمود. ↑ یزدانپناه، حکمت اشراق، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۱۳۹؛ ابن سینا، شفاء (منطق)، ۱۴۰۴ق، ج۱، مقدمه ابراهیم مدکور، ص۱۸-۱۹. ↑ یزدانپناه، حکمت اشراق، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۱۳۹.

↑ شهروزوری، شرح حکمةالاشراق، ۱۳۷۲ش، ص۱۶؛ شیرازی، شرح حکمةالاشراق، ۱۳۸۳ش، ص۱۱. که از دیرباز تاکنون مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته و به زبانهای عربی و فارسی شرح شده است. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود. سهروردی، این حکیمان را اهل کشف و شهود و ذوق و اشراق میدانست که قادر بودند با جداسازی روح از بدن، این حکمت الهی و گوهر مشترک را شهود نمایند. به باور سهروردی، حکیمان کهن، دارای قدرت جداسازی روح از بدن بودند و از این طریق، گوهر حکمت الهی را شهود مینمودند؛ اما چون مجازگویی میکردند، به شکلهای مختلف از این حکمت خبر دادهاند؛ به همین دلیل سهروردی، رسالت خویش را بازگشت به این حکمت کُهن و رمزگشایی و توضیح عقلانی آن میدانست.

ازاینرو، وی معتقد بود اگر کسی اهل تجرید روح از بدن نباشد و گوهر مشترک حکمت را شهود و اشراق ننماید، اصلا حکیم نیست. به باور او، اگر کسی اهل جداسازی روح از بدن نباشد، اصلا حکیم نیست. نفس علت و اصل یک بدن زنده است و منشأ حرکت بدن است هرچند ارسطو اصرار دارد که اگر حرکت به عنوان خصیصۀ نفس تعیین شود نفس بد تعریف شده است. چنان كه گفته شد، در فصل هفتم، حكومت مطلوب را ارائه داده است كه ارسطو آن را در پيوند وثيقى با شيوه زندگى مطلوب مى داند.

دیدگاهتان را بنویسید