اندیشه های ارسطو – حقوق نیوز

آن بخش استدلالی عرفان كه تلاش میكند مفاهیم عرفانی را با بهرهگیری از یك تبیین و استدلال عقلی تحلیل و استنتاج و تبیین كند و این در نوع خاصی از فلسفه ریشه دارد؛ فلسفهای كه از عقلگرایی بنیادینی بهره میگیرد كه به تعبیری میتوانیم بگوییم فلسفه افلاطونی است. ما پنج نوع دستگاه باور مدعی شناخت داریم؛ علم، دین، فلسفه، عرفان و اسطوره. طبعا هم علم میتواند به عشق بپردازد، هم دین، هم فلسفه، هم عرفان و هم اسطوره. به این معنا اگر ما عشق را مساوق وجود بگیریم (مفهوما جدا و مصداقا یكی)، همان طور كه وجود تعریفناپذیر است و همهچیز را به وجود تعریف كنیم، عشق هم طبعا تعریفناپذیر میشود و همهچیز را باید به عشق تعریف كنیم.

این فیلسوفان با تأکید بر «دور هرمنوتیکی» استدلالی فلسفی برای تأکید بر تفسیر روایی از تاریخ طرح میکنند. عرفانی كه مورد نظر من است عرفانی است كه به عرفان فلسفی یا فلسفه عرفانی یا عرفان عقلانی مشهور شده است. اما در آن عشق در آن مفهوم فلسفی كه مورد نظر افلاطون یا فلوطین است یا در آن مفهوم عرفانی كه ابنعربی و مولانا در نظر دارند، عشق بس فراگیر و تعریفناپذیر است. افلاطون بنیانگذار جریانی در تاریخ فلسفه و اندیشه است كه برای عشق تبیین فلسفی عرضه میكند. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / شایسته تقدیر در اولین دوره معرفی نهادهای پژوهشی فرهنگی غیردولتی به مناسبت ششمین دوره هفته پژوهش.

از دیدگاه نیچه اولین فردی که اخلاقیات را بیان کرد زرتشت بودهاست. البته بعضی از فیلسوفان به طور مشخصتر از حوزه اندیشهپردازی نسبت به كل هستی دور میشوند و دیدگاه تجربی پیدا میكنند و دیگر به عشق به صورت یك مفهوم مساوق با هستی یا سرشته با هستی نگاه نمیكنند و صرفا عشق را تمایلی در انسان میدانند. در نتیجه بیشتر فیلسوفان آلمانی دارای رویکردی غیر تجربی هستند؛ هر چند موضع یکسانی در برابر روشنگری ندارند.

از چه زمانی انسان به این نتیجه رسید كه عشق را تبیین و تعریف كند؟ همچنین اگر مرد هم با توجه به فرمایشات دینی حجاب خود را رعایت کند و مراقب نگاه های خود باشد، به این ترتیب صفا و صمیمیت در خانواده روز به روز بیشتر میشود.بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تا چه حد دانستن فلسفه حجاب میتواند بر روی کیفیت زندگی افراد تاثیر گذار باشد. سپس او به این نکته اشاره میکند که تنها راه گریختن از این اشتباهات آن است که به قوهی عقل و تفکر روی بیاوریم و با آن به ادراک جهان برسیم. همان روشی كه در علوم گوناگون تجربی، از فیزیك تا زیستشناسی و روانشناسی و جامعهشناسی (به همان میزان كه شایستگی آن را دارند كه به راستی «علم» تلقی شوند) به كار بسته شده و موفق بوده است، بنابراین وقتی به روانشناسی روی میآوریم، انتظار داریم كه با روش تجربی با قضیه برخورد كند و بتواند به عشق به عنوان یك موضوع در چارچوب روششناسی خود بپردازد.

روش علم روش تجربی است. بدینترتیب علم خاصی بهنام «مابعدالطبیعه» یا «متافیزیک» به وجود آمد و بعداً بهنام «علم کلی» یا «فلسفه اُولی» نیز نامیده شد. دوران امویها با تعبد گرایی آکنده از جهل سپری شد و عصر عباسیها آمد. اینها رنجهایی نیستند که ما با مشغول کردن خود، آنها را فراموش کنیم. در واقع جسم آلی تمام اوصاف لازمه را برای اینکه بتواند حیات یابد دارا است و در این اوصاف تنها جنبۀ تشریحی که بدن مرده نیز واجد آن است معتبر نیست، بلکه علاوه بر آن، جنبه وظایف الاعضائی نیز اعتبار دارد.

پوشاندن دست ها و صورت برای تمام دخترانی که به بلوغ رسیده اند اجباریست. «اصل یا قانونی که هدفش استیلای جبری بر دیگران باشد نه سیاستمدارانه است، نه سودمند و نه حق؛ زیرا مصالح افراد و دولت ها از هم جدا نیست و هر چه برای آنان خوب باشد برای اینان نیز خوب است و این ها همان چیزهایی هستند که قانون گذار باید در ذهن شهروندان رسوخ دهد. از این رو، باید قانون و تربیت وجود داشته باشد تا روح از مسیر خود خارج نشود. نماینده جامعةالمصطفی در خراسان ادامه داد: از نکاتی که پیامبر(ص) در این خطبه اشاره میکنند، ابعاد تربیت دینی و مؤلفههای سبک زندگی اسلامی است.

با تسلیم شدن به این فرض خیالی و قطعی پنداشتن آن بود که لاک دولت را از مسئولیت اساسی اش که دادن تعلیم و تربیت صحیح به اتباع کشور باشد معاف کرد؛ زیرا جدا چنین پنداشت که اولیای مسیحی اطفال، بهتر از دولت می توانند این وظیفه را آن جام دهند. همچنین در این زمان نظام بسیار پیشرفته کلام (الهیات) وجود داشت که درباره آیات و عبارات مبهمتر قرآنی بحث میکرد و در صدد یافتن وحدت و سازگاری مفهومی در مشکلات آشکاری بود که از آمیختن متون گوناگون شرعی پدید میآمد.

یکی از مشکلات دیگر آن هم این است که ما نمیتوانیم تسلط نسبتاً خوبی بر موضوعات و مسایل مطرح در همه این حوزهها داشته باشیم. موضوع واحد است اما همان طور كه اشاره كردید معارف گوناگون میتوانند به این بپردازند. راه فلسفه باید راه تدیّن و افزایش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ این را باید در آموزش فلسفه، در تدوین کتاب فلسفی، در درس فلسفی و در انجمن فلسفه – همین که به آن اشاره شد – رعایت کرد. به اختصار اشاره میکنیم. در سنت ما معمولا فلسفه و عرفان همیشه به هم گره خوردهاند هر چند كوششهایی برای توجه به تمایز آنها از هم نیز وجود داشته است.

این نگرش از سویی دیگر وارد جریان عرفان تعقلی نیز شده است، عرفانی كه مبانی نظری خاص خود را برای تحولات هستی دارد. هر انسانی در زندگی خود فلسفه ای برای ماندن دارد. انسانی كه فكر میكند به صرف تكیه بر شناخت علمی و شناخت فلسفی نمیتواند به پرسشهای خود پاسخ دهد به سراغ تبیین عرفانی میرود كه من هم كاملا آن را به رسمیت میشناسم . یا دقیقتر بگوییم، سراغ حکمیان پیشاسقراطی رویم. عشق به مثابه یك هستومند و مفهومی خاص تلقی میشود كه در مصداق خود همان هستی فراگیر یا سرشته با هستی فراگیر است.

اما در نزد افلاطون و همه جریانهایی كه به نحوی تحت تاثیر افلاطون هستند و در عرفان نیز حضور دارند، عشق مفهومی بنیادین و كانونی است و جایگاه هستیشناختی رفیعی در حد تساوق با خود هستی یا سرشته بودن با هستی را دارد. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهٔ تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بنابراین وجود را نمیتوان به وجود تعریف كرد؛ همه ظهورات خود وجود است و بنابراین وجود تعریفناپذیر است.

بنابراین همواره علاقهمند بودم در درجه اول گزارشی همدلانه از اینها هم به خودم و هم به مخاطبانم ارایه كنم و اگر توانستم با معیارهایی كه خودم از فلسفه تحلیلی یاد گرفتهام اینها را نقد بكنم. بنابراین در این نگرش عشق یك شأن هستی شناختی مستقل از صِرف نوعی عاطفه آدمی دارد. حداقل دو معنا وجود دارد که در آن از اصطلاح فلسفه استفاده شده: یک معنای رسمی و یک معنای غیررسمی. اما باید توجه داشت که ماهیت در فلسفه اسلامی به دو معنا به کار می رود; ماهیت به معنای اخص ّ, چیزی است که با آن به پرسش از حقیقتِ یک چیز پاسخ داده می شود که (ماهیت به این معنا, در مقابل وجود به کار می رود, و ماهیت به معنای گسترده تری نیز به کار می رود که عبارت است از ما به هوَهو; آن چه شیء به وسیله آن خودش است و البته در این جا منظور از ماهیت, معنای دوم آن است.

دیدگاهتان را بنویسید