بنیانگذار آکاد میای فلسفه اسلامی – فرهنگ امروز

منظور از منطق قدیم، این نیست که این منطق منسوخ شده و در حال حاضر منطقی دیگر جای آن را گرفته است، بلکه پس از منطق منطقیون قرن بیستم، یعنی منطقِ منطقیون آنگلوساکسون، یعنی منطق ریاضی، عموماً به منطق ارسطویی که پس از او توسط رواقیان و منطقدانان اسلامی دستخوش جرح و تعدیل گردید منطق قدیم گفته میشود. افراد و جوامع چنان عمل می­کنند که گویی اقتضای عدالت این است که ضعفا مورد ستم قرار گیرند و اقویا فقط به دلیل اینکه قوی هستند هر کاری بخواهند بتوانند انجام دهند و در عین حال غالباً به آن اعتراف نکنند و مخالفین خود را به کارهایی متهم سازند که خود انجام میدهند.

در ادامه جریان بحث سقراط و تراسوماخوس، سقراط با بیان استدلال هایی ثابت می کند که زندگی عادل قرین نیک بختی است. اصطلاحات فلسفی، اصطلاح هایی هستند که در حیطه فلسفه به وجود آمده و در همین محدوده نیز معنی دارند. در متون دینی اسلام به وضوح مضامین بسیاری درباره خدا، جهان و انسان وجود دارد که هر چند به زبان فلسفی بیان نشدهاند، اما میتوان آنها را به صورت فلسفی تقریر کرد و از آنها برای پدید آوردن اصول و نظریات فلسفی جدید استفاده نمود. به عبارت دیگر، چون اخلاق بدون گونهای از متافیزیک ممکن نیست، بنابراین زمانی که کامو میگوید، بیشتر مرد اخلاق است تا حکیم، او صرفاً این نکته را گوشزد میکند که به متافیزیک از راه ویژه و با تأکید خاصی نزدیک میشود (کامو 1343، 8) نوئل رابله در این باره مینویسد: آثار کامو نه وعظ تنگ نظرانه، بلکه شیوة کامل یک زندگی را معرفی میکند (همان).

زیرا اگرحکومت به طور کامل ظالم باشد در واقع پدید نمیآید. در اینجا پاپاس و اشتراوس به نظریه سقراط ایراد می­گیرند و میگویند همان گونه که اندک عدالت آمیخته با ظلم بیش از ظلم محض نتیجه بخش خواهد بود، ممکن است این آمیزه حتی بیش از خود عدالت هم مؤثر باشد زیرا اندک عدالت آمیخته با ظلم سبب میشود که استثمار و قدرت این ظلم بیشتر شود و نیز موجب میشود ظلم که درونش تفرقه و جدایی است با کمک این اندک عدالت هماهنگی و اتحادی هرچند اندک برای بقای خود ایجاد کند. حجاب نشانه ایمان است و اینگونه نیست که کسی بگوید نیت من پاک است و کافی است، حجاب اولین مسئله برای زن بوده و رعایت حجاب موجب آرامش درونی زن خواهد شد.

زیرا کسی که دانا و نیک است بر امثال خود برتری نمی­جوید بلکه می­خواهد بر کسانی که مانند او نیستند و ضد او هستند برتری جوید و چون افراد دانا خردمند هستند پس عادل که رفتارش شبیه دانایان است، خردمند و دانا و ظالم شبیه نادان و نابکار است، پس عدل فضیلت است و ظلم رذیلت. سقراط تلاش میکند اثبات کند که عدل جزء فضایل است و برای شخص سودمند میباشد. البته سقراط خود در ادامه می­گوید چون آشکار شد که عدل فضیلت و دانایی است و ظلم رذیلت و نادانی پس عدل باید نیرومندتر از ظلم باشد. تراسوماخوس در جواب سؤال سقراط که عدالت و ظلم را در کدام جایگاه قرار میدهد، می­گوید: که ظلم را جزء فضایل خیر، نیک و خردمند و عدل را ساده لوحی و خوش باوری ابلهانه می­داند.

در ادامه سقراط با طرح سوالی جهت گفتوگو را عوض میکند و بحث را از تعریف عدالت به اثبات اینکه آیا عدالت جزء فضایل نیک و سودمند است یا نه تغییر میدهد. حتی در مجامع بیان شده که ازدواج مانع ورود به ملکوت خداوند است. در هر حال، خصوصیت این نوع برهان این است كه ولو وجود همه مخلوقات و ممكنات را منكر شویم، باز وجود خداوند را ثابت میكند. در این هنگام ذات حقیقی انسانها بر ما آشکار نشده است پس در کل میتوان گفت ما در تشخیص دوست و دشمن امکان دارد اشتباه کنیم.

در ادامه بحث تراسوماخوس با عصبانیت و پرخاشگری سخن سقراط را قطع میکند و یک تعریف جدیدی از عدالت ارائه میدهد تعریفی که در اینجا به خاستگاه عدالت از نظر عموم مردم اشاره دارد. او از موفقیت تبهکاران و وضعیت رقت بار بسیاری از نیک مردان در حیرت افتاده میگوید «عدالتی در کار نیست، عدالت وجود ندارد». حتی در میان راهزنان نیز باید یک نوع همکاری وجود داشته باشد بنابراین باید عدالتی ضعیف که آن را صداقت در میان راهزنان می­نامیم باشد پس می توان گفت حتی یک حکومت ظالم برای بقای خود نیاز به اندکی عدالت در حکومتش دارد.

پاپاس این استدلال را ضعیف میداند به گفته وی «بزرگترین عیب این استدلال استفاده سرسری سقراط از عبارت «برتری جستن بر» است اگر این عبارت در مورد ظالم به کار رود فریب دادن است یعنی ظالم مثلاً از راه غصب اموال دیگران بر آنها برتری میجوید «برتری جستن بر» در زمینههای دیگر به رقابت اشاره دارد کسی که از موسیقی سر در نمی­آورد سعی می­کند در تصنیف موسیقی بر موسیقیدان برتری جوید. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز بپرهیزند؛ اما زنان – به خاطر جاذبه هاى بیش تر – وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش هاى تحریک آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.

اگر جعفــر بــن محمــد (علیهالسلام) را میشناختیم، دنبال این و آن نمیرفتیــم، قــی کردههای فلاسفه یونان را نشخوار نمیکردیــم، زبالههــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمیکردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. اما نباید به این استدلال اکتفا کنیم باید به دنبال دلایل قویتر باشیم. اين نكته از اين حيث مهم است كه از ديد فلاطوري شكلگيري اين سنت فلسفي، «به سود دين اسلام نبوده است» اما مهمتر از آن از ديد او «چنين تعريفي از ماهيت فلسفه با خود زياني بزرگ براي درك فلسفه و علم به طور كلي به همراه داشته است.

تراسوماخوس خطاب به سقراط در تعریف عدالت میگوید عدالت چیزی نیست جز آنچه برای قوی سودمند باشد و چون در همه کشورها قدرت در دست حکومت است از این رو اگر نیک بنگری خواهی دید که عدالت در همه جا یک چیز بیش نیست چیزی که برای حکومت وقت سودمند است. نیز به هر کسی چیزی میدهند که سزاوار و درخور اوست. دین ما به هر کس آن چیزی است که سزاوار اوست؛ سزاوار دوستان نیکی و سزاوار دشمنان بدی است. «عدالت چیزی جز منافع اقویا نیست» لازم نیست این سخنان را به معنی لفظی آن بگیریم.

اگر هر چیزی کارکرد مخصوص خود را دارد که در هیچ چیز دیگر وجود ندارد، پس روح هم فضیلت خاص خودش را دارد که عدالت است. در اینکه پوشاندن روی پا نیز حرام است یا نه، اختلاف نطر می باشد. به گزارش خبرگزاری مهر، بیستوششمین نشست از سلسله نشستهای رستخیز ناگهان با عنوان «زندگی: معنا داری یا معنا دهی: معنای زندگی از نظرگاه مولانا» با سخنرانی مصطفی ملکیان شامگاه دوشنبه ۲۹ دی ماه در تالار ایوان شمس برگزار شد. از دیدگاه سقراط رفتار عادل و ظالم به این معنا شبیه دانا و نادان است.

نیچه مرحله فراانسان را مرحله تحقق معنای واقعی زندگی انسانها معرفی می­نماید؛ زیرا در این مرحله هیچ عامل بیرونی انسان را به­اجبار به سویی سوق نمیدهد؛ بلکه او صرفاً مطابق خواسته­ها و استعدادهایش به زندگی خود معنا می­بخشد؛ مرحلهای که انسان از اعتقاد به دین و عامل ماورای طبیعت برکنار، و غرق در زندگی زمینی و حسّانی می­باشد و در تلاش است تا با اراده معطوف به قدرت به هرآنچه میخواهد، دست یابد. او معتقد بود توصیفات تاریخی موجود با مدل قانون فراگیر جور درنمی آیند، درحالی که مدل قانون فراگیر برای این توصیفات مدل مناسبی است.

سقراط با شدت مخالف این دیدگاه رایج در جامعه زمانه خود بود. آیا دکارت دوگانه گرا یا dualism بود؟ و تا دقیقاً ندانیم عدالت چیست نمیتوانیم بگوییم که آیا عدالت فضیلت است یا نه؟ اگرچه برای بدن مفید است، برای روح، آرامش روانی، کنترل جرم و جنایت در اجتماع، خشم و غرور نیز پیامدهای مثبتی دارد، اما از همه با ارزشتر این است که میتوان با استفاده از این روش طریق عروج به درگاه الهی را با بیشترین سرعت پیمود. سقراط از وی می­پرسد دوست کیست؟ وی با تکیه بر واژه «برتری جستن بر» سعی می­کند، ادعای خود را ثابت کند.

فرنک جکسن بر پایه دریافتهای ذهنی -مانند رنگ- آزمونی فکری را برگزار کرد تا نادرستی فیزیکالیسم را نشان دهد. به بیانی دیگر سقراط می­گوید عاملان برخی فنون به ظاهر سودمندتر از مردم عادی هستند مثلاً فن کشاورزی برای کشاورز سودمند است تا عدالت. به زعم کُربَن فلسفه هایدگر و بهطور کلی فلسفه معاصر غربی حاوی مختصاتی است که بسیاری از پرسشهای بزرگ بشر را بی پاسخ رها میکند. طرح و ایده اولیه انجمن فلسفه از آن دکتر نصر بود، آقای ایزوتسو را بعدا دعوت کردند، من تاریخ زنده هستم، از من بپرس.

انسان چند ویژگی دارد که آن را متمایز میکند، یکی حکمت نظری و دیگری شناخت. بنابراین از دیدگاه نیچه، «خود» آگاهی بلافصل از بی­همتایی هر انسان است (یونگ، 1386، ص170-169). اگر معنای عدالت اطاعت مردم و زیردستان از فرمان حاکم و قانونگذار باشد پس این عدالت به زیان حاکم بوده و این نتیجه برخلاف نظر تراسوماخوس است. بسیاری از مفسران از جمله گمپرتس براین عقیدهاند که افلاطون تراسوماخوس را نماینده عقیده عمومی درباره عدالت میداند. هر چقدر ارسطو به سینمای کلاسیک آمریکا نزدیک است، افلاطون محتملا به سینمای مدرن اروپا.

دیدگاهتان را بنویسید