جنگ ایران و اسراییل – حسن بهگر – ایران لیبرال

در نتیجۀ شکست سیاست خاتمی بود که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید زیرا آمریکا و در حقیقت سیاست اسراییل نشان داد که مماشات جایی در سیاست آنها ندارد. در همین حال تشنج در منطقه افزایش یافت و در اوایل شهریور ۱۳۶۶، نیروی دریایی آمریکا ۴۶ کشتی در منطقه مستقر کرد و فرانسه و انگلیس نیز اعلام کردند که آنها نیز نیروهای دریایی بیشتری به منطقه اعزام خواهند کرد. عراق جنگ علیه ایران را فرصت مناسبی برای از بین بردن یک تهدید جدی و در عین حال پیشبرد اهداف بلندمدت خود می دانست. عراق نیز متقابلاً برای اجرای اقدامات خود علیه ایران و پیشبرد اهدافش مبنی بر دستیابی به رهبری منطقه، به حمایت دیپلماتیک و اقتصادی اعراب نیاز داشت. گروه جهاد و مقاومت مشرق – ما در جنگ هشت ساله تنها با رژیم صدام نمیجنگیدیم، بلکه صدام، هیولایی بود که افسارش در دست دیگران قرار داشت. نگرانی ناشی از گسترش دامنه جنگ و ضرورت مقابله با برتری ایران سبب شد که براساس یک تصمیم همگانی، عراق به­ طور برجسته و بی­ سابقه­ای تجهیز شود. در حالی که حکومت بغداد و دیگر حکومتهای عربی از درون تضعیف می شدند، عراق به منزله یک قدرت نظامی در خلیج فارس نمی توانست به جایگاه برتر دست یابد یا به منزله یک قدرت عربی برجسته مطرح شود.

دو عامل دیگر وجود داشت که دست به دست هم داده بود و زمینه بروز جنگ را بیشتر فراهم می کرد و هزینه های احتمالی شکست عراق در توسل به زور را افزایش می داد:اولین عامل، تصور ضعف نظامی ایران و خلأ قدرت ناشی از این ضعف در منطقه خلیج فارس بود. این عملیات در دو محور انجام شد؛ در محور زید نیروی زمینی ارتش و در محور هورالعظیم سپاه پاسداران فرماندهی عملیات را برعهده داشتند (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. عدهای جنگ میان دو کشور را حتمی دیدند و عدهای هم ماهیت واقعی تهدیدهای توخالی ترامپ را شناختند. اما در صورتی که ایران تصمیم بگیرد حمله ای را بر اهداف بزرگتر همچون یک ناو ناوچه یا یک ناو هواپیمابر برنامه ریزی کند، چگونه می تواند از قابلیت های موشکی خود بهره بگیرد؟ با وجود این اهداف و فرصتها، باز هم اگر صدام در برداشتها و محاسباتش که بسیار سرنوشت ساز بودند، دچار اشتباه نمی شد، شاید این جنگ هرگز رخ نمی داد. وزیر خارجه ایران نیز با تأکید بر اینکه مذاکرات مستقیم پس از اعلام آتشبس آغاز شود، با پیشنهاد عراق موافقت کرد و مقرر شد دبیر کل سازمان ملل در گزارشی به اعضای شورای امنیت، زمان برقراری آتشبس را اعلام کند.

راهی پیشروی ایران بود، اینکه یا به حق تاریخی خودش در رابطه با بحرین پافشاری کند و از اتحاد راهبردی با لندن و واشنگتن صرفنظر کرده و وارد جنگ شود و کل اعراب منطقه و خاورمیانه عربی را با خودش دشمن کند. جنگ اوکراین به عنوان بخش مهمی از از پازل راهبردی آمریکا برای استراتژی تعادل و توازن ژئوپلتیک، از یک سو روسیه را از اروپا دور میسازد و کشورهای حوزه یورو را با ادراک “روسیه هراسی” در جرگه متحدان واشنگتن حفظ میکند. در مقابل، مخارج ارتش عراق در سال 1979 به 2میلیارد دلار (معادل 13درصد از تولید ناخالص ملی آن کشور) افزایش یافته بود و حاکمان عراق از یک سو می پنداشتند قوی ترین نیروی نظامی منطقه را در اختیار دارند و از سوی دیگر، فکر می کردند ایران بدون درآمدهای نفتی خوزستان نمی تواند در برابر یک اقدام نظامی مقاومت کند. عراق و عربستان به سرعت منازعه مرزی خود را که مانع روابط نزدیکتر آنها می شد، حل و فصل کردند و به دنبال آن، عراقیها موافقت نامه ای برای پیگرد تروریست ها در خلیج فارس تهیه کردند و مقامات ارتش این کشور در تابستان و پاییز 1979 برای تدوین توافقات امنیتی تفصیلی دوجانبه وارد عربستان شدند…

عراقیها پیش بینی می کردند با آغاز جنگ، جامعه ایران از هم بگسلد، روحیه ارتش آن تضعیف شود و احتمالاً حکومت سرنگون گردد؛ اما جنگ عملاً تأثیر معکوسی بر جای گذاشت و ضمن یکپارچه کردن جامعه ایران، روحیه انقلابی مردم را دوباره تقویت کرد. بنابراین، فرصت ایجاد شده که ناشی از ضعف موقت نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران بود، توجه صدام را به شدت برای جنگ با ایران به خود جلب کرد. در حالی که نظامهای پادشاهی کشورهای عرب خلیج فارس در تابستان 1979 مشغول تدوین توافقات امنیتی متقابلی بودند، تشریک مساعی عراق با عربستان، راه را برای ایجاد روابط امنیتی عراق با دیگر کشور های خلیج فارس هموار کرد. ایران که پس از پیروزی انقلاب با کاهش عمدة درآمدهای نفتی اش مواجه و وادار شده بود بیش از نیمی از بودجه خود را از طریق کسری بودجه تأمین کند، در سپتامبر 1980 تنها 12میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت، در حالی که عراق در آغاز جنگ به ذخایر مالی 35 میلیارد دلاری خود می نازید؛ ذخایری که برای تأمین مالی چندین ساله برنامه های اجتماعی و اقتصادی این کشور حتی در صورت نداشتن درآمدهای نفتی هم کافی بود.

دیدگاهتان را بنویسید