جنگ عراق با ایران

در غیر این صورت برنامه نظامی ترکیه و آذربایجان در یک سره کردن جنگ و گرفتن کامل قره باغ و احتمالا کشاندن جنگ به داخل خاک ارمنستان با توجه به ضعف نظامی ارمنستان و بهم ریختگی سیاسی در آن کشور بود. 1- وقتی جنگ قره باغ در سال گذشته شروع شد (27 سپتامبر 2020) به راحتی قابل مشاهده بود که نه تنها وزارت امور خارجه و سفارت در باکو بلکه هیچ بخشی از “جامعه اطلاعاتی” ایران چه نظامی و یا غیر نظامی از آغاز این عملیات، وسعت و اهداف آن اطلاع و یا تصوری نداشت. در حالیکه “جامعه اطلاعاتی” کشور به شمول دستگاه فرماندهی به نام شورای عالی امنیت ملی در موضوع سیاست خارجی نقش بسیار پررنگی را ایفا میکنند. هم چنین، هشدار داد که بستن تنگه هرمز موجب حضور نیروهای خارجی در منطقه خواهد شد. بین سال های 1984 تا 1987، تهدیدات مکرر ایران و عراق برای بستن تنگه هرمز، تلاش های مربوط به بین المللی کردن جنگ و حملات مستقیم حضور نظامی گسترده غرب را در منطقه موجب شدند. دیپلماسی ایرانی: برای داشتن سیاست خارجی نسبتا کارآمد به غیر از وجود وزارت امور خارجه و کارشناسان قابل اتکاء، کشور به ساختارهایی برای جمع آوری اطلاعات و ابزارهای پشتیبانی و فرماندهی متمرکز تصمیم گیر نیاز دارد.

برای روشن شدن بحث به دو نمونه از وقایعی که طی ۱۵ ماه گذشته کل سیاست خارجی و امنیت کشور را تحت تاثیر قرار داد و خطراتی ایجاد کرد که هنوز چراغ قرمز آن با پررنگی روشن است، در اینجا بطور خلاصه آورده میشود تا مشخص شود نیاز به ارزیابی جدی در ساختارهای مرتبط به سیاست خارجی وجود دارد. برای روشن شدن بحث به دو نمونه از وقایعی که طی 15 ماه گذشته کل سیاست خارجی و امنیت کشور را تحت تاثیر قرار داد و خطراتی ایجاد کرد که هنوز چراغ قرمز آن با پررنگی روشن است، در اینجا بطور خلاصه آورده میشود تا مشخص شود نیاز به ارزیابی جدی در ساختارهای مرتبط به سیاست خارجی وجود دارد. در نوامبر 1983، عبدالله بشاره، دبیر شورا، اعلام کرد کشورهای شورا می توانند از خود دفاع کنند. شوروی از روابط نزدیک با عراق ، در سطح منطقه نیز منافعی به دست آورد و مناسباتش را با مصر، که از تأمین کنندگان اسلحه برای عراق بود، و نیز با کشورهای خلیج فارس ، مانند عمان ، امارات متحده عربی و کویت ، بهبود بخشید و موافقتنامه هایی برای تحویل سلاحهای خود به کویت منعقد کرد (مصباحی ، ص ۲۲۵ـ۲۲۹؛ برای آگاهی بیشتر از وضع منابع تسلیحاتی ایران و عراق رجوع کنید به کردزمن و واگنر، ج ۲، ص ۴۹، جدول ).در پی انجام دو عملیات از سوی ایران ، یکی در ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در محور جنوب و دیگری در ۹ مهر ۱۳۶۱ در منطقه سومار، که منجر به آزادسازی بخشهای مهمی از خاک ایران و تسلط نیروهای ایران بر شهر مندلی عراق شد (سمیعی ، ص ۱۳۷، ۱۴۲)، شورای امنیت به درخواست عراق ، در ۱۲ مهر ۱۳۶۱/ ۴ اکتبر ۱۹۸۲ قطعنامه ۵۲۲ را به تصویب رساند و خواستار آتش بس فوری و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی شد و از دولت عراق ، به سبب آمادگی اش برای همکاری در اجرای قطعنامه ۵۱۴، استقبال نمود.

به گزارش تجارتنیوز، تسلط طالبان بر عمده مناطق افغانستان نگرانی را برای جنگ آب در مرزهای شرقی ایران بیشتر از پیش کرده است. در این صورت با فرض اینکه ایران روندهای حقوقی را رعایت نکرده باشد، باز هم تناسب میان حمله و دفاع به وجود نیامده است و تجاوز عراق و توسل آن دولت به زور، همانا شکستن اراده عمومی سازمان ملل متحد و مغایر با حقوق بین الملل قلمداد می شود (فرشادگهر و آصفی ، ص ۱۳۰ـ۱۳۱؛ نیزرجوع کنید به تحلیلی بر جنگ تحمیلی، ج ۱، ص ۱۰۸ـ ۱۱۸). شورا ترس از انقلاب ایران و خطر جنگ را پشت سر گذاشته بود و در حالی که در اوایل جنگ، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس جداً احساس تهدید می کردند، در پایان جنگ، با وضعیت نظامی قوی تر و ساختار نظامی تقریباً متحدی ظاهر شدند. در نشست اکتبر 1982، وزیران دفاع اجازه تأسیس شبکه دفاع هوایی مشترک و صنعت نظامی خلیج فارس را در قالب یک برنامه کلی تقویت نیروی نظامی صادر کردند.

به دنبال این تجمع نظامی که بر اساس استانداردهای نظامی مدرن در سطح متوسط بود، سپر شبه جزیره 2 در اکتبر 1984 در عربستان سعودی صورت گرفت. این تصمیم های مهم به نخستین مانور مشترک به نام سپر شبه جزیره در 7 اکتبر 1983 در امارات متحده عربی منجر شد. هم چنین، تصمیم گرفته شد که مانورهای نظامی مشترکی نیز انجام شود. پیش از پایان دادن به این گزارش باید یادآور شد که قطعاً بسیاری از استدلالهایی که برای رد وقوع جنگ در بالا آورده شد، میان بهانههای ذکرشده قابلمعاوضه هستند؛ یعنی به خطر افتادن منافع اقتصادی روسیه و چین و یا مخالفتهای اروپا با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، منحصر به استفاده آمریکا از مثلاً بهانه برنامه موشکی نیست، بلکه اگر آمریکاییها بخواهند به بهانه فعالیتهای منطقهای یا نقض حقوق بشر هم به ایران حمله کنند، باز هم منافع روسیه و چین به خطر خواهد افتاد و اروپاییها نیز نسبت به دخالت در چنین جنگی بیمیل خواهند بود. به بهانه همکاریهای اقتصادی، سیاسی و نظامی 6 کشور عضو ـ امارات متحده عربی، بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و عمان ـ به وجود آمد، عملاً کانونی برای گردآوری دلارهای نفتی منطقه و انتقال آن به بغداد برای تقویت بنیه نظامی عراق شده بود.

دیدگاهتان را بنویسید