خورشید چیست ؟

متوسط دمای ماه در روز (در جایی که به آن خورشید می تابد)به حدود 100 درجه سانتیگراد و در شب (یا سایه) به 150- درجه سانتیگراد می رسد. چهارم اینکه: اگر در آیات و روایات آمده که آسمانها منزلگاه ملائکه است، و یاملائکه از آسمان نازل می شوند، و امر خدای تعالی را با خود به زمین می آورند، و یا ملائکه بانامه اعمال بندگان به آسمان بالا می روند، و یا اینکه آسمان درهایی دارد، که برای کفار بازنمی شود و یا اینکه ارزاق از آسمان نازل می شود، و یا مطالبی دیگر غیر اینها، که آیات وروایات متفرق بدانها اشاره دارد، بیش از این دلالت ندارد که امور مزبور نوعی تعلق و ارتباط باآسمانها دارند.اما اینکه این تعلق و ارتباط نظیر ارتباطی که مابین هر جسمی با مکان آن جسم می بینیم، بوده باشد، آیات و روایات هیچ دلالتی بر آن ندارد، و نمی تواند هم داشته باشد، چون جسمانیت مستلزم آن است که محکوم به نظام مادی جاری در آنها باشد، همان طور که عالم جسمانی محکوم به دگرگونی، تبدل و فنا و سستی است، آن امور هم محکوم به این احکام بشود.

در جمله”ائتیا طوعا او کرها”آمدن را بر آن دو واجب کرده و مخیرشان کرده به اینکه به طوع بیایند و یا به کراهت، و این را می توان به وجهی توجیه کرد، به اینکه منظور از”طوع”و”کره” – که خود نوعی قبول کردن و نکردن و ملایمت و سازگاری و عدم آن است، این باشد که آسمان و زمین موجود شوند، چه اینکه قبلا استعداد آن را داشته باشند، و چه نداشته باشند. “و هی دخان” – این جمله حال است از کلمه”سماء”و جمله چنین معنا می دهد: خدای تعالی متوجه آسمان شد، تا آن را بیافریند، در حالی که چیزی بود که خدا نامش را دودگذاشت و آن ماده ای بود که خدا به صورت آسمانش در آورد و آن را هفت آسمان کرد، بعد ازآن که از هم متمایز نبودند و همه یکی بودند.و به همین مناسبت در آیه مورد بحث آن را مفردآورد و فرمود: “ثم استوی الی السماء”و نفرمود: “الی السموات”. مراد از”وحی”و مقصود از امر آسمان ها در جمله: “و اوحی فی کل سماء امرها””و اوحی فی کل سماء امرها” – بعضی (1) از مفسرین گفته اند: منظور از امر آسمان که می فرماید: خدا به هر آسمانی امر آن را وحی کرد، آثاری است که استعداد داشتن آن راداشته و یا حکمت اقتضاء می کرده آن آثار را داشته باشد، مثل اینکه فرشتگانی در آنجاباشند، یا ستاره ای در آن خلق شود، و یا امثال این.و کلمه”وحی”به معنای خلقت و ایجاداست و جمله مورد بحث عطف است بر جمله”قضاهن”و می خواهد این را هم مقید به زمان آن کند و بفرماید: وحی در هر آسمان نیز در همان دو روز صورت گرفت.و معنای جمله موردبحث این است که: خداوند در همان دو روز موجودات در هر آسمانی را، که یا ملائکه بودند، یا ستاره، و یا غیر آن، بیافرید.

در نتیجه از آنچه گفته شد معلوم گردید که معنای آیه”و اوحی فی کل سماء امرها”این شد که خدای سبحان در هر آسمانی امر الهی را که منسوب و متعلق به آن آسمان است به اهلش، یعنی ملائکه ساکن در آن، وحی می کند.و اما اینکه کلمه”یومین”در آیه ظرف باشد، هم برای خلقت آسمانهای هفتگانه، و هم برای این وحی، هیچ دلیلی از الفاظ آیه بر آن دلالت نمی کند. بعضی (2) دیگر گفته اند: مراد از امر آسمانها، تکلیف الهی متوجه به اهل هر آسمان است که همان ملائکه ساکن در آن باشد و معنای”وحی”همان معنای معروفش است.ومعنای جمله این است که: خدای تعالی به اهل هر آسمانی و ملائکه ای که در آنند اوامری درباره عبادت وحی فرمود. و اگر مراد از”امر”، امر تکوینی خدای تعالی باشد که عبارت است از کلمه ایجاد، همان طور که از آیه”انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن” (6) نیز استفاده می شود، در این صورت اگر آیات را به یکدیگر ضمیمه کنیم، و این معنا را افاده می کند که: منظور از امر الهی که در زمین اجرا می شود، عبارت است از خلقت و پدید آوردن حوادث که آن حوادث راملائکه از ناحیه خدای صاحب عرش حمل نموده و در نازل کردنش طرق آسمان را طی می کنند، تا از یک یک آسمانها عبور داده و به زمین برسانند.

در آیات مورد بحث بعد از آنکه خلقت و تدبیر امر آسمان را بیان کرده، مع ذلک درآیه مورد بحث آسمان را دو باره با زمین شرکت داده، با اینکه جا داشت تنها سخن از زمین به میان آورد، و این خالی از این اشعار نیست که بین آن دو نوعی ارتباط در وجود و اتصال درنظام هست، و همین طور هم هست چون فعل و انفعال و تاثیر و تاثر در بین تمامی اجزای عالم مشهود است. نوعی زبانه ممکن است بیش از 320000 کیلومتر در داخل جو خورشید امتداد داشته باشد و نسبتا ثابت بماند. در نظریه سوم اصل مفروض فرایندی طبیعی است که بر پایه آن زمین و ماه به طور جداگانه اما نسبتا نزدیک به هم در نتیجه بر افزایشی گرانشی اجرام کوچکتر تشکیل شده اند.ماده بر افزایش زمین تقریبا هشتاد برابر مقدار برافزایش ماه بوده است.نزدیکی آن ها به این معنی است که آن ها از زمان تشکیل تحت تاثیر جاذبه گرانشی متقابل یکدیگر بوده اند از این رو حرکت مداریشان به صورت یک زوج دوتایی انتظاری طبیعی است.در این صورت نیازی به گیر اندازی نداشته اند زیرا آن ها در مداری وابسته به یکدیگر به وجود امده اند.علاوه بر این آن ها به صورت یک زوج دوتایی خورشید را دور می زدند.

دیدگاهتان را بنویسید