در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

ترکیه که برهم خوردن توازن قوا و پیروزی یکی از طرفین را به ضرر امنیت خود می دید تلاش داشت به گونه ای عمل کند که جنگ برنده ای نداشته باشد. ترکیه نسبت به مناطق موصل و کرکوک که توسط انگلیس پس از جنگ جهانی اول از ترکیه جدا شدند ادعاهای ارضی داشت و جنگ را فرصتی می دانست که در صورت به هم خوردن توازن قوا در منطقه، این مناطق را تصرف کند. سربازان ایرانی که با آمدن نیروی کمکی جان تازه ای گرفته بودند نیرو های عرب را در همۀ جبهه ها عقب زدند. مبنای اساسی سیاست «تماس با ایران» در دهة نخست قرن نوزدهم، رفع تهدید از هند یعنی شریان حیاتی اقتصاد انگلستان در هنگامة انقلاب صنعتی بود. دراین حادثه نخست وزیر ترکیه به همراه دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر ژاپن ، از ایران خواستند تا از نفوذ خود در لبنان استفاده کرده برای آزادی گروگان های آمریکایی مداخله نماید که ایران نیز این درخواست را پذیرفت.همچنین دولت ترکیه سعی نمود در پرتو تلاش های نهادهایی چون سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد نیز اقداماتی را برای میانجی گری انجام دهد که این اقدامات در مجموع با شکست مواجه شد. در همین راستا بود که کان دمیر، قائم مقام وزارت خارجه ترکیه، در پیامی که از طرف تورگوت اوزال به نخست وزیر ایران تقدیم کرد، اظهار داشت: « مسئله خلیج فارس مربوط به کشورهای منطقه است و باید توسط خود آنها و به دور از اعمال فشار خارجی حل شود.

از دیگر امتیازات قطعنامه 598 بر قطعنامههای پیشین این بود که جنبه «توصیهای» نداشت و تصمیمی براساس اعتقاد شورای امنیت بود. عراق بلافاصله پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸، با ارسال نامه ای به دبیرکل ، قطعنامه مذکور را پذیرفت ، اما ایران ، بدون مخالفت با قطعنامه ، با آتش بس موافقت نکرد (سازمان ملل متحد، ۱۹۸۸، ص ۱۹۳؛ بهداروند، ص ۲۱۹).پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸، به دنبال درخواست دولت کویت از امریکا و شوروی برای حفاظت از نفتکشهای این کشور، که در معرض بیشترین مخاطرات قرار داشت ، اولین کاروان از نفتکشهای کویت در ۳۰ تیر ۱۳۶۶/ ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۷ وارد خلیج فارس شد. ترکیه وارد شمال عراق شد که در این مورد ترکیه و عراق در سرکوب کردها، اهداف مشترک و دو جانبه داشتند. بنابراین ترکیه با حمایت غرب وارد این منطقه شد. حمایت از مقاومت، تضمینی برای حمایت از کشور در برابر اسرائیل است. همچنین، عراق به میدان جنگ گروه های مسلح و شبه نظامیان قدرتمند تحت حمایت ایران و امریکا تبدیل شده است. به این ترتیب ترکیه شاهد قدرت یابی کردهای عراق در مرزهای جنوبی خود بود و برای ورود به عراق و سرکوب کردها با عراق به توافق رسید. علت دیگری که موجب شد ترکیه فعالیت های میانجی گرانه اش را شدت بخشد، گسترش حضور قدرت های خارجی در خلیج فارس درجریان جنگ نفتکش ها بود.

این اتحادِ جدیدِ گازی (که مصریها مبدع آن بوده اند)، متشکل از کشورهای یونان، اسرائیل، ایتالیا، فرانسه، اردن، فلسطین، مصر و قبرس است و ادعاهایی مبنی بر حجم عظیمی از منابع گازی در دریای مدیترانه دارد. این کشورها از گسترش احتمالی جنگ و ایجاد شورش های داخلی می ترسیدند. افزایش توان نظامی عراق و کاهش توان اقتصادی و نظامی ایران شکاف عمیقی میان توانمندیهای نظامی ایران و اهداف سیاسی کشور ایجاد کرده بود. درواقع،این کشور براى حفظ منافع آتى خود، درحالى که عراق هنوز متحد شوروى و از نظر نظامى وابسته به مسکو بود، ابتدا از ارسال اسلحه و تدارکات نظامى به عراق امتناع نمود. علت این امر را می توان در بحرانی دانست که ترکیه سال ها با آن دست و پنجه نرم می کرد. در این مدت ، عراق بین ۱۹۰ تا ۲۰۰ فروند موشک به شهرهای ایران و جمهوری اسلامی ایران نیز نزدیک به پنجاه فروند موشک به شهرهای عراق شلیک کرد (جمشیدی ، ص ۵۴ ـ ۵۵).بر اثر حملات موشکی به شهرهای ایران ، نزدیک به هشتاد هزار تن مجروح یا کشته شدند (کاظمی ، ص ۱۷۱؛ ابوغزاله ، ص ۲۴۰ـ۲۴۲).

از جمله دلایلی که می توان برای اتخاذ سیاست میانجی گری توسط ترکیه برشمرد عبارت است از: همسایگی و همجواری با طرفین جنگ، ترس ناشی از عواقب و خطرهای جنگ و تقویت موقعیت و اعتبار منطقه ای و بین المللی. در قرارداد مذکور، ساز و کار کامل و جامعی برای حل اختلاف در باره تفسیر یا اجرای عهدنامه و سه پروتکل و ضمایم آن پیش بینی شده بود و دولت عراق بی آنکه به هیچ یک از راههای پیش بینی شده در آنها (شامل مذاکرات مستقیم ، مساعی جمیله دولت ثالث دوست ، دادگاه داوری و تعیین داورها یا سر داورها توسط رئیس دیوان بین المللی دادگستری ) متوسل شود، این اصول را نقض نمود: اصل احترام به تمامیت ارضی و تغییرناپذیر بودن مرزها، اصل وفاداری به عهد و حرمت معاهدات و حل مسالمت آمیز اختلافات و متوسل نشدن به زور، و اصل تناسب . «مجید تخت روانچی» سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل هم پنجم بهمن ماه در نشست شورای امنیت اظهار داشت: در یمن، نقض سیستماتیک و جدی حقوق بینالملل بشردوستانه باعث کشتار هدفمند غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، تخریب گسترده و عمدی زیرساختهای غیرنظامی و تشدید محاصره غیرقانونی بنادر و فرودگاهها شده است، که این امر منجر به تشدید درد و رنج مردم، وخامت اوضاع انسانی و ادامه بی توجهی به اساسیترین اصول حقوق بینالملل بشردوستانه شده است.

دیدگاهتان را بنویسید