رنه دکارت کیست و فلسفه دکارت چیست ؟

آرامش مهمترين چيزي است كه ميتواند زمينهساز استفاده از ساير امكانات و استعدادها را فراهم كند انسان مضطرب هرگز نميتواند از تمام ظرفيتهاي خود استفاده كند و به تكامل برسد بنابراين حداقل چيزي كه ميتواند بعنوان فلسفهي ازدواج باشد رسيدن به آرامش نسبي براي استفاده از ساير توانمنديهاست و بالاخره دستيابي به خود شكوفايي و كمال نهايي و اين مطلب در طول تاريخ و حيات بشر به تجربه ثابت شده است البته بشرط اينكه ازدواج با رعايت همهي شرايط كه دين و شارع معين كرده است كه يكي از آن شرايط ازدواج با كسي كه كفو و همتاي انسان باشد يعني از نظر اعتقادي، فكري، اخلاقي، فرهنگي، اقتصادي، خانوادگي، سنّي و تحصيلي و قيافهي ظاهري نزديك به انسان باشد هر چه دو نفر از دختر و پسر در فاكتورهاي فوق به هم نزديكتر باشند شرايط احراز كفويت بيشتر ميشود و در نتيجه شرط ازدواج واقعي و صحيح بيشتر فراهم شده و آثاري كه براي ازدواج بهتر و بيشتر تأمين ميشود.

جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است، براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بىشمار خود به سوى ازدواج سوق داده مىشود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مىكند. جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است؛ براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مىشود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مىكند. بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است.

۴- خودداری از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد می گردد. ضمن این که مشکلات روحی و روانی را تساعدی می کند؛ بنابراین چند همسری هیچکدام از این مشکلات را حل نمی کند. وی ادامه داد: اگر عنوان می کنند علت ازدواج نکردن و در نتیجه بالا رفتن سن ازدواج مسائل اقتصادی است باید گفت قطعا در خانواده های چند همسری مشکل اقتصادی بیشتر خواهد بود. چرا که اگر زن دومی وارد خانه شد، غالبا اختلافی در میان اعضای خانواده به وجود می آید که زن اول لاجرم یا باید طلاق بگیرد که اگر بچه داشته باشد بی سرپرست می شوند یا با بی میلی و از روی ناچاری به زندگی ادامه دهد که در هر صورت آرامش زندگی به هم می خورد.

اگر ما به چیزهای منفی در ذهن مان فکر کنیم، چیزهای منفی در زندگی ما ظاهر خواهند شد. واقعاً کمیت زندگی برای ما مهم است. ۳- خودداری از ازدواج موجب از دست دادن گرمی و نشاط زندگی است. ۲- خودداری از ازدواج موجب بیماری های وخیمی هم چون امراض تناسلی، ورم مفاصل و مانند آن می گردد و این مساله مورد تایید پزشکان امروزی است. وی افزود : امیدوارم شما دانشجویان عزیز با ازدواج آگاهانه ای که انجام داده اید به آرامشی که فلسفه ازدواج است دست پیدا کنید و همواره عاشق هم باشید.

استاد محمد تقى جعفرى مىفرمود: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه توصیه کرد: باید بحث بالا رفتن سن ازدواج و تجرد قطعی از جهات روانشناسی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی دنبال شود و علت یابی کرد که چرا جامعه به این سو کشیده شده است تا آن موارد را حل کنند. اگر آن ها منظورشان این است که زن های جامعه ما همسر و سرپرست ندارند، حل این مساله با ترویج چند همسری نیست بلکه باید دلایل این موضوع را که چرا ازدواج صورت نمی گیرد و سن ازدواج بالا رفته است، بررسی کنند.

وی اذعان داشت: تا آنجا که بنده مطالعه قرآنی و تاریخی کرده ام؛ چند همسری نخست در جهان امروز و در عرف عقلا قباحت دارد، دوم این که نه تنها هیچ دختری را باسرپرست نمی کند بلکه یک خانم دیگری را هم بی سرپرست می کند. یا مثلا در صدر اسلام ازدواج مرد میانسال با کودک رواج داشته و قبیح هم نبوده اما الان در هر جایی این ازدواج صورت گیرد، قباحت دارد. وی تصریح کرد: نگاه مروجان چندهمسری و پیاده کردن مسائل صدر اسلام برای زمان حال اشتباه است؛ اگر در روزگار پیامبر و صدر اسلام چند همسری رواج داشته در عرف آن روز قباحت نداشته و عادی و طبیعی بوده است که خود پیامبر هم چند همسر داشتند اما در عرف عقلایی امروز چند همسری قباحت دارد.

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه در ادامه این گفت و گو، مروجان چند همسری را خطاب قرار داد و یادآور شد: کسانی که چند همسری را مطرح می کنند، نظرشان این است که دختر مجرد در جامعه نباشد. اعتمادآنلاین| محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه، گفت: ازدواج برای کسب آرامش و زندگی صورت می گیرد؛ تجربه نشان داده است خانواده های چند همسری آرامش زندگی ندارند.

این زندگی در نهایت به شکست و جدایی می انجامد اما آیا این به منزله آن است که اصل ازدواج مشکل دارد ؟ سوم این که آرامش زندگی به هم می خورد و در نهایت این که اگر فکر این هستیم که کسی بدون ازدواج نماند، باید ریشه های عدم ازدواج را دید و بررسی کرد. این زحمات در کجا باید خودش را نشان دهد؟ ما این را تحلیل میکنیم و میگوئیم این حرف باطل است. یعنی ما فضایی ایجاد کنیم که زنها شهوت خودنمایی داشته باشند و مردها شهوت جنسی نداشته باشند و اصلاً ما برای چه باید به این سمت برویم؟

فکر میکنم نکتهی اساسی این است که ما باید یک بازنویسی نسبت به آییننامهی خود حوزه داشته باشیم. در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما میتوانیم امری را عادلانه یا غیرعادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟ فاضل میبدی تاکید کرد: زن مطلقه ای که بی سرپرست می شود و فرزندی هم دارد دچار آسیب و تبعات بیشتری می شود.

1. طرفداری از عقلانیت و خردورزی به معنای دادن زمام فکر در همه عرصهها به دست خرد نیست؛ بلکه خرد قلمرو خاصی دارد که از آن نمیتواند تجاوز کند، و مرزبندی میان عقل و شرع به بحث جداگانهای نیاز دارد. اگرچه در این مرحله ظاهراً اعتقادی وجود ندارد که او نمیتواند در مورد آن شک و تردید ایجاد کند، اما دکارت در شهود یقین مییابد که وقتی فکر میکند حتی اگر فریب بخورد باید وجود داشته باشد.

به این افراد باید گفت که قطعا اگر یک دختری با یک مرد متاهلی ازدواج کرد باز هم غالب این است که زن اول طلاق می گیرد که بی سرپرست می شود؛ در واقع یکی را با سرپرست و دیگری را بی سرپرست می کنند. آري اگر كسي ازدواج كند در واقع نصف دينش را حفظ كرده، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند؛ چون نصف ديگر گناهان هم منشا ديگري دارد مثل ربا خواري، رشوه، ظلم و تعدي، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است.

همچنين مرتكب گناهان ديگري كه مقدمه براي بعضي از كارها است ( مثل دروغ ، حيله و مكر، خودكشي ، قتل و …. علاوه بر آن چه گفته شد ازدواج به زندگي انسان نظام مي بخشد و روابط خانوادگي را به گونه اي تعريف مي كند كه وضعيت پسر و دختر از حالت نابساماني به وضعيت سامان دهي رو مي آورد و به تجربه ثابت شده اگر چه ازدواج را داراي مشكلات و پذيرفتن مسئوليتها مي باشد اما هر كس زودتر ازدواج كرده است به طور معمول اشتغال مسكن و وضعيت زندگي او نيز زودتر شكل گرفته است.

حجاب پرچم حاکمیت خداوند بر زمین است/ نگاهی به آمارهای آثار سوء و وحشتناک حاصل از بی حجابی، بی حجابی را تجربه ای شکست خورده می داند. نمي شود و اين مساله به تجربه ثابت شده است. یکی از ابعاد موثر و حایز اهمیت این تطبیق، مقایسه ی ازدواج در دو آیین آسمانی اسلام و مسیحیت است. از این رو نوشتار حاضر، به بررسی تطبیقی علل و چرایی، جایگاه و اهداف ازدواج در اسلام و سپس در مسیحیت می پردازد و در آخر یافته های حاصل را مورد مقایسه قرار می دهد. به جهت آگاهی و توجه بیشتر، با استفاده از آیات و روایات نورانی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ فلسفه وجوب روزه از چهار بُعد به شرح ذیل مورد بحث و بررسی قرار داده میشود.

هيچ انساني به تنهايي كامل نيست و پيوسته در جهت جبران كمبود خويش تلاش ميكند. اطلاع تاريخي ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره ي همه ي مللي كه قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر كنيم. آیه قرآن میفرماید: «سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفرلنا یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم» به زبان چیزی را میگویند که به دلشان نیست. برخی دیگر از فیلسوفان اخلاق بهویژه فیلسوفان تحلیلی، معتقدند كه حوزة فلسفة اخلاق منحصر در مباحث فرااخلاق است.(2) این گروه از میان سه بحث متفاوت فرااخلاق، یعنی مباحث معناشناختی، معرفتشناختی و روابط منطقی گزارهها و مفاهیم اخلاقی، بیشتر به جنبه معناشناختی آنها میپردازند؛ «زیرا اعتقاد دارند مسائل فلسفی تنها از طریق تحلیل زبان و آشكار كردن معنای كلمات حل میشود».(3) كسانی مانند آر.

فلسفه در معنای عام خود که تمامی قوانین علمی جهان را شامل می شود تقسیماتی را می پذیرد. مىتوان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد: تكميل، تسكين و توليد. شايد خدا فرزندي به او عطا كند كه با گفتن لااله الاالله زمين را سنگين سازد.» در حقيقت زوجها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاي يك نسل را به وجود ميآورند. توليد و پرورش انسانهاي خدا پرست و موحد و نيكوكار و صالح، مطلوب خداي جهان آفرين است.

دیدگاهتان را بنویسید