شعر، جمله و متن در مورد کار و تلاش بسیار زیبا و انگیزشی – انگیزه

اشعار شاعران براساس شیوه ی بیان، شگردهای کلامی و کاربرد ویژه ی زبان از یکدیگر متمایز می شوند. شعر زنان در حوزه های مختلفی میدان دار بوده است، آنها همچنین تصاویر زنده ای از واقعیت مردها ارائه می دهند، پس باید در میان اشعار شاعران زن عرب به دنبال تصاویری از مردان باشیم. حافظ را چیره دست ترین غزل سرای زبان فارسی دانستهاند موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازله است و غزل سرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانهپردازی است. کثرت تفصیل یک اجمال است و همان طور که در مسئله ی تجلّی به این موضوع پرداخته شد، زمانی تمام کثرات در عدم ظهور بودند و با توجه به نظریه ی عرفانی اعیان ثابته، از عام اجمالی خداوند به علم و عالم تفصیل آمده­اند.

پیرو همان بحثی که در مقدمه کردیم نگاه سهراب به زن همانند نگاه او به طبیعت است: جامع و جاندار و لطیف. او هیچ گاه زن را موجودی اضافی که فقط در حیطۀ تمتّع های جنسی کاربرد دارد، نمی بیند هرچند که از این مقوله نیز صحبت به میان می آورد و در اینگونه موارد نیز هیچ گاه پا را از دایره حجب و حیای ذاتی مشرق زمین فراتر نمی گذارد دقیقاً همانند اشعار پاک و منزه فردوسی در هزار سال قبل: منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب.

در نظم و نثر سبکی خاص دارد، و از بهترین نمونههای سبک هندی بهشمار میآید. 1- وزن رمل مثمن مجنون محذوف یا فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن، البته با تقطیع و سطربندی خاص نیمایی. این اشعار همانطوری که گفتیم بین یک رابطۀ جنسی ساده و یا مکاشفه ای ذهنی به همراه جنبه مؤنث جهان در نوسانند و جای آن دارد که در مجالی فراختر با استفاده از سایر آثار سهراب و تجربیات شخصی او مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

3- در قسمت سوم می توان اشعاری را تحلیل کرد که عاشقانه اند و یا شرح یک مکاشفه به همراه یک زن هستند. به هر حال باز وجود طیفی از کلمات باعث می شود تا شعر بین بیان واقعی یک خاطره و یا فراواقعیت و گردش در دایره اوهام در نوسان بماند، و ظاهراً در این شعر کلمه زن است برای بیان حرف های شاعر از لحظات مکاشفه که سایه بدل به آفتاب می گردد و تا وعده های کودکی پیش می رود. حرف بدل شد به پر، به شعور، به اشراق.

سایه بدل شد به آفتاب. رفتم قدری در آفتاب بگردم. رقص در فرهنگ زبان تاجیکی موافق آهنگ موسیقی اجرا کردن حرکت موزون، دستافشانی و پایکوبی، اصول؛ رقص کردن موافق آهنگ دستافشانی و پایکوبی کردن معنی شده است. این شعر غنایی بلند هر چند از لحاظ بیان و نوع نگرش به زندگی و طبیعت از تازگی برخوردار بود، اما از لحاظ ساختمان و موسیقی شعر تازگی چندانی نداشت. 5- سهراب در همین مجموعه یک شعر دیگر نیز دارد که هر چند رویکرد عارفانه ان کاملاً مشخص نیست. در این شعر رؤیا با عشق پیوند می خورد، تا جایی که شب در خاطره شاعر سایه افکن می شود و در سکوت و تنهایی، رؤیا به سراغ او می آید، او منتظر کسی است که می آید تا سکوت شب را بشکند، هر چند او در قلب شاعر حضور دارد و غایب نیست.

و ما با دیگران نشسته باشیم/ و حلقه های صحبت دایر باشد و دوستان گرد هم جمع باشند/ تو مانند دیگران حاضر هستی/ و شب می گذرد و ما با چشمان حیرت زده نگاه می کنیم/ و می پرسیم از صندلی های خالی/ از غایبین اول شب/ و فریاد می زنیم که در میان آنها مسافری هست، آیا نمی آید؟). و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد / و زمان روی کلوخی بنشیند با تو / و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود / جذب کنند. 3. کلماتی در جملات خود به کار ببرید تا باعث تصویرسازی شوند.

در اینجا با اشاره ظریف به شعر فروغ، خود فروغ در پیوند با نیلوفر قرار می گیرد و ما ما نوعی می شود. به لحاظ اندیشه، شعر معاصر ما یکی از پیشروترین عرصههای نواندیشی و نوذهنی معاصر ماست. کوشش صوفیه یکی از بزرگترین قدمها در حوزه تجدد شعر فارسی بوده است. از دیدگاه صوفیه هدف از خلقت نظام آفرینش، ظهور و اظهار انسان کامل است. انسان کامل از نظر بیدل آیینه­ی تمام نمای خداوند، خلاصه­ی اعیان و زبده­ی آفاق است. بیدل دارای چنین جهان بینی و معرفتی است. شاید بتوان گفت، که هیچ عصری در جهان عرب به اندازه عصر معاصر، زنان شاعر در اندیشه شناساندن چهره واقعی خود نبوده اند، و فریاد اعتراض آنان در قبال وضعیت نامطلوب جامعه بلند نشده بود.

با نگاهی به اشعار زنان معاصر، شاهد زبانی هستیم سرشار از عطوفت و زیبایی، با بازتاب حضور مرد در زندگی او. زنان در طول تاریخ به ویژه در جامعه ی مرد سالار عرب، با سرکوبهایی رو در رو بوده اند. تو با من چه کردی که با او کنی! این دوره، فصل شکوفایی استعدادهای من و توست؛ ما که به انتظار بهار نشسته بودیم. که را ه ما باشد آن راه تو ای شهید. زن در شعر شاعران مرد، مقام و منزلت ویژه ای دارد. شاعران زن عرب در اشعار خود کوشیده اند تا با احساس لطیف و بینش عمیق و عواطف درونی و تشریح اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانه خود، دردها و دلتنگی ها و آرمان خواهی های خود را به گوش مخاطبانشان برسانند.

بلکه هنوز سر آن دارد تا من شاعرانه خویش در پشت ضمیر پنهان ساخته و مکالمه ای گاه عاشقانه را آغاز کند. مصرعی که از الیوت در آغاز شعر نقل شده است، مصرع آخر شعر «Jeurney alg the majd» (سفر مغان) است. ’s the reason why I love you! For every day, I miss you. هرچه هست تعادل است و عدالت در دیدن و گفتن و تصویرکردن. يعني : « شما هرگز نمي توانيد در ميان زنان به عدالت رفتار كنيد هرچند كوشش نماييد …

بالطبع در اشعار زنان نیز انعکاس گسترده ای داشته است. هر چند در قرون گذشته مکتوباتی از مسایل زنان مطرح شده است و خواهان تغییر وضع زن شده اند، اما قرن بیستم اوج این درخواست هاست. دیدم در چند متری ملکوتم. دیدم قدری گرفته ام. او سرچشمه محبت و عطوفت است و می تواند مادر، همسر و خواهر باشد. با صدای آرام مادر، که طنین سالهای خستگی است، نام خود را میشنوم. 6- – مجموعه حجم سبز دو سال بعد از مجموعه صدای پای اب، چاپ شده است. شعرهای دو مجموعه اوّل سهراب از این دسته اند.

به این ترتیب آسمان مظهر نرینگی است، چشمان شاعره یا شعور زمین را بارور می سازد. گاه به گاه در شعرهای این دسته سخن از «او» و یا «تو» می شود بی آنکه فکر عاشقانه ای را در پی داشته باشد و یا حتی کلیدی را بر تعیین جنسیّت آن به دست بدهد. تنها در دومین شعر این مجموعه است که رگه هایی از عاشقانه گویی و یا چیزی شبیه به آن دیده می شود که در صفحه بعد به تحلیل شعر می پردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید