شعر عاشقانه کوتاه ، گزیده زیباترین اشعار عاشقانه و احساسی کوتاه و ناب

در این مطلب سعی کردیم به اختصار تعدای از بهترین اشعار مولانا از بین غزلیات وی را به همراه معنی و مفهوم برای شما گردآوری کنیم. هرچند عاشقان شعر بیدل در کشورهای فارسی زبان دیگر ، مقام برجسته شعر اورا در زیباترین وجوه ممکن ( از نقد و بررسی گرفته تا برگزاری محافل بیدل خوانی به طور مستمر) ، در مجامع بین المللی ستودهاند ، اما این همه جفای رفته بر شعر او را در کانونهای ادبی و دانشگاهی کشور ما جبران نمیکند. ولادت حضرت زهرا و روز زن بر شما مبارک.

روز زن بر یک همکار شگفت انگیز مبارک که برای همه ی اطرافیانش الهام بخش است. نیما وزن و قافیه را برای شعر لازم و طبیعی میداند، اما بر آن است که شکل ذهنی شعر باید صورت ظاهری آن را ایجاد کند. ساختار نحوی طبیعی و صمیمانه است و در قواعد دستور زبان تصرفهای زیادی شده است. اگر باور کنیم که «الشعراء امراءالکلام» (شاعران فرمانروایان سخنند)، پس آنها میتوانند، آنگونه که میخواهند بر معانی کلام و ساختار آن فرمانروایی کنند. به نظر شما برای فهم بهتر شعر بیدل، بیشتر باید به معانی و مفاهیم شعر او توجه کرد یا به واژهها و ساختار زبانی بیدل؟

با توجه به همین بیت، این نامگذاری پیامی را هم در خود نهفته دارد و آن این است که: ادعای شرح سخن بیدل ادعایی خالی از گزاف نیست. این شاعر پارسیگوی در ۱۰ سالگی نخستین شعر خود را سرود. بیدل در پنج سالگی پدر خود را از دست داد و از آن پس مادرش به او قرآن و الفبای فارسی را آموخت، البته بیدل زبان های فارسی و عربی را نیز به طور کامل در مکتب آموخت و با زبان بنگالی، اردو، سانسکریت و ترکی آشنایی یافت و در ۶ سالگی قرآن را ختم کرد.

در اين هنگام برهان الدين محقق ترمذي كه از تربيت يافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ويراني آن سرزمين به قونيه آمد و مولانا او را چون مراد و پيري راه دان برگزيد و پس از فوت اين دانا مدت 5 سال در مدرسه پر خود به تدريس فقه و ساير علوم دين مشغول شد . تنها نکتهای که همواره مورد توجه پژوهشگران بیدل بوده است، پیچیدگی کلام وی است و دغدغه راه بردن به اقلیم راز آلود مفاهیم و معانی بلندی که بیدل آفریده است.

میدانید که ترتیب غزلها در دیوان، به ترتیب زمان سرایش آنها ربطی ندارد؛ اما کسانی که به غزلهای بیدل پرداختهاند بنابر عادت، بیشتر به اوایل دیوان توجه داشتهاند. با توجه به آنچه به مقدمه بحث درباره نظر نشانهشناسانه ” یوری لوتمان” در ویژگیهای” متن شاعرانه ” گفته شد بدون تردید بیدل یکی از معدود شاعرانی است که شعر او در بسیاری از موارد به ” نظام نظامها” تبدیل شده است و به مدد درک لحظهها و حضور ذهنیت و زبان شاعرانه ، چندین نظام مختلف را درهم فشرده و در نتیجه موفق به کشف زبانی شده است که یکسره بر منش استعاری ، استوار است .

و اما در محور تصویر سازی استعاری یکی از اساسیترین موارد در شعر بیدل قرار گرفتن لحظههای ناب کشف و شهود شاعرانه او در برابر آینه است. به طور کلی پی بردن به چگونگی کارکرد عناصر وعوامل شاعرانه در متون شاعرانه و کشف تمامی رمز و رازهای نهفته در آنها ، یکی از اصلیترین دغدغههای مخاطبین آثارادبی است . دبیر علمی جشنواره شعر فجر گفت: در یک بررسی و تحلیل کلی نظر هیئت داوران چنین بود که در هر 3 گروه با گونهای همسانی در زبان، فرم و محتوا روبهرو هستیم که با ذات هنر و بهطور کلی با شعر متناقض است.

در این میان آنچه که مربوط به بررسی متن شاعرانه میشود ،جدا از فرایند تحول کلی نظریههای ادبی و مقوله نقد نیست. مبحث آشنایی زدایی یا هنجار گریزی معنایی(مخالف خوانی) در اشعار سبک هندی، بخصوص بیدل دهلوی ، به دو صورت مطرح گردیده است، یعنی این شعرا به تحسین و ستایش از آن چیزی می پردازند که در عرف و هنجار ادبی، به نکوهش آن چیز پرداخته شده و بر عکس به نکوهش آن چیزی می پردازند که در عرف و هنجار ادبی، آن چیز مورد ستایش واقع گردیده است.(توحیدیان و نصرتی،1391: 60). در كتب بديعي فارسي از آرايه اي به نام«تغاير» نام برده اند و منظور از صنعت و آرايه ی «تغاير يا مغايره»(تحسين ما يُستَقبَح)و(تقبيح ما يُستَحسَن)، آن است كه متكلم بر وجه لطيفي مدح كند، آنچه را كه نزد عموم نكوهيده است و قدح كند آنچه را كه در نزد ديگران ستوده است.(شمس العلماي گَرَكاني،1377: 154). بیدل، در پرداختن به آشنایی زدایی و هنجار گریزی(مخالف خوانی)، پیرو اکثر شعرای سبک هندی ، بخصوص صائب تبریزی به شمار می آید.

بیدل چنانکه رسم عرفاست، مطالب خویش را با داستان پردازی های خاص همراه می کند و به مراتب وجود بر مبنای نگرش عارفان می پردازد. این کتاب با مقدمه ای به قلم خلیل الله خلیلی منتشر شده، در قسمتی از مقدمه چنین می خوانیم: بیدل می خواهد در این ظرف محدود چنانکه مختص اوست، هنر شاعری خود را در فاخرترین پیرایه آشکار کند، کلمات آن شسته، ترکیبات آن خوشآهنگ باشد، محسنات معنوی و تناسب های لفظی را در آن بکار افگند از محاورات و مثل های متداول و حتی مصطلحات محلی نیز استفاده نماید. ابتدا تخلص رمزی داشت اما با خوانش کتاب گلستان سعدی از مصراع «بیدل از بی نشان چه جوید باز» به وجد آمد و تخلص خود را به «بیدل» تغییر داد.

او ابتدا «رمزی» تخلص میکرد تا این که بنا به گفته یکی از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدی از مصراع «بیدل از بی نشان چه جوید باز» به وجد آمد و تخلص خود را به «بیدل» تغییر داد. تخلص مولانا خاموش یا خموش است. یکی دیگر از بارزترین نمودهای اندیشه و ذهنیت فلسفی در شعر بیدل که درهیئتی استعاری متجلی میشود ، فراهم آوردن بستری مناسب برای کارکرد حیرت انگیز عنصر بازتاب یا آیینگی است . این شعر زیبا برای خالکوبی مناسب است و جالب است بدانید که محسن چاووشی این شعر را روی سرش خالکوبی کرده است. شاید به دلیل انتخاب قالب مأنوس و پرموسیقی این ترجمه بوده است که چنین حاصلی به دست داده است.۱ در کنار لامارتین، ترجمه بعضی از شعرهای ویکتور هوگو نیز روی تحول شعر فارسی تأثیرهای ویژه خود را داشته است؛ مثلاً ترجمه دلانگیز و موفقی که ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی در شعر: «رزمآوران سنگر خونین شدند اسیر» از یکی از شعرهای ویکتور هوگو کرده است.

مجموعه اشعار زیبای بیدل دهلوی را در این قسمت روزانه قرار داده ایم. از استاد شهریار مجموعه غزلیات، اشعار زیبا به ترکی و منظومه حیدربابا به جای مانده است. همان طور که در این پست سلام دنیا، خواندید، ما گلچینی از اشعار سایه، از جمله ارغوان شاخه همخون جدا مانده من و اشعار عاشقانه ابتهاج را گردآوری کردیم. بیدل آدمی را برآیند این چهار عنصر برمی شمارد و لذا زندگینامه نویسی درباره بشر را شرح چهار عنصر می داند. یعنی در این کتاب تنها 40 غزل شرح داده نشده، بلکه به صدها بیت از غزلهای دیگرِ او هم پرداخته شده است؛ اما واقعا و بدون فروتنیِ ریاکارانه تاکید میکنم توضیحاتی که درباره شعرهای بیدل در این کتاب آمده، تنها تصوراتی است که به ذهن ناقص من رسیده و هرگز نمیتواند سخن نهایی باشد و هیچ معلوم نیست بیدل هم همین ضبط از بیت را سروده و همین معنا را – بیکم و کاست- در نظر داشته است.

مزاری که در دهلی به نام بیدل شهرت داده شده، جعلی میباشد. قدیمترین شعر ایران که به دست است گاتاهای زرتشت میباشد که نوعی شعر هجایی محسوب میشود». بازم از همه دوستان که منو لینک کردند و نظرات زیبا برام گذاشتن تشکر میکنم و عذرخواهی میکنم که بخاطر مشغله کاری دیر به دیر آپ میکنم.امیدوارم هرجای ایران زیبا که هستید موفق و پیروز باشید. ای قوم به حج رفته بدنبال چه هستید؟ آشنایی زدایی، در نظر صورتگرایان روس، هر نوع نوآوری در قلمرو ساخت و صورت ها است و هر پدیده ی کهنه ای را در صورتی نو در آوردن؛ یعنی«هنرسازه» را از نو زنده و فعّال کردن.

فابلهای کریلف وقتی وارد قلمرو شعر فارسی شد که دوره فابلسرایی به پایان رسیده بود و سلیقه شعری جوانان دیگر در پی آن گونه شعر نبود. بیدل در بیشتر علوم حکمی تبحر داشت، همچنین وی در الهیات، ریاضیات، طبیعیات، طب، نجوم، رمل، جفر، تاریخ و موسیقی دست داشت و از علوم ظاهر نیز بیبهره نبود و با طریقهٔ صوفیه نیز آشنا بود. رقص در فرهنگ زبان تاجیکی موافق آهنگ موسیقی اجرا کردن حرکت موزون، دستافشانی و پایکوبی، اصول؛ رقص کردن موافق آهنگ دستافشانی و پایکوبی کردن معنی شده است. استفادۀ او از بحر کامل و بحر متقارب مقبوض اثلم که با آهنگ غزل سازگاری ندارد، از این رهگذر است.

این مسئله بالاترین هدف شناخت در شعر او را که تامل در پیکره واحد جهان صنع و زیبایی هستی است رقم میزند. شعر وی فوق العاده شیوا، رسا و لطیف است و به همین دلیل گاهی زیبایی های خاصی در آن موج می زند. چند باری هم در هند و ماوراءالنهر – گاهی غزلیات و گاهی هم غزلیات با یکی دو اثر دیگر وی چاپ گردیده بود؛ ولی، هیچیک از این نسخ مشتمل بر کلیهٔ آثارش نبودهاست. در واقع دیوان غزلیات او در بر دارنده اصطلاحات و نمادهای عرفانی است. این اثر بهترین متن برای فهم آرای فلسفی و عرفانی بیدل است.

جلوه از اصلاحات عرفانی است که در شکل گیری مفاهیم و اندیشه های عرفانی بیدل نظیر: وحدت وجود، نقش اساسی را ایفا کرده است. نمیدانم نهان از من،چه نیکی کرده اي با “دل”… بیدل هم یکی از آنهاست که از هنجارگریزی برای برجستهسازی شعرش استفاده کرده است. شعر بیدل، شورانگیز و غزل هایش شیرین و دلاویز است و به جهت جمال شناسی و زیباشناسی از جایگاه خاصی برخوردار است به گونه ای که شعر وی را از هم عصران او ممتاز می سازد.

با تو ای خشم آور آتش سجاف! چه خوش گفتی تو ای حافظ. جذابیت این شعرها مانند جذابیت شعر سعدی و حافظ نیست. بنابراین آن مورد استثنایی و خاص هم پیشینه ی خود را داشته است ولی در این روزگار در اختیار ما نیست، یعنی دیوانِ شاعری که حافظ از او بهره جُسته است یا از میان رفته یا ما از نسخه ی آن، هنوز، بی خبریم.(همان: 103). حافظ هیچ حرف تازه ای ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید