شعر نو : هنجار گریزی معنایی در شعر بیدل دهلوی

هوشنگ ابتهاج، یکی از شاعران نامی و معروف ایران است که اشعار عاشقانه، شعر ارغوان و شعر نو سایه، مشهور است. بیشتر این شاعران فرمهای مختلطی را تجربه کردند و توانستند ذهنیت خویش را به نفع ادبیات جهانی مصادره کنند. ما معترض چيزي هستيم كه ميتوانيم آن را مطالبه كنيم. ما مواد فكري داريم كه ميتوانيم با استفاده از آنها درباره جامعه صحبت كنيم. اگر كارها به درستي انجام شود ميتوان با كمترين امكانات مثمرثمر شد. زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد! تلاش کردن به این معنا نیست که خود را خسته و کوفته کنید و بعد با خیالی آسوده بخوابید و فکر کنید همه چیز درست میشود.

شهریار، دین اسلام را عامل اتحاد می داند ( پناه پرچم اسلام با ماست/ خدا این پرچم از ایران برافراشت). بنابراین در میان معماران اصلی شعر انقلاب اسلامی قطعا باید نام بلند نصرالله مردانی را قرار داد. مقاله «نگاهی به شعر انقلاب اسلامی» به بررسی کمی و کیفی شعر معاصر ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. شاعر از جامعه خود جدا نيست به ويژه از جامعهاي كه اتفاقات مهم زيادي دارد و سرنوشت فردي او را تحت تاثير قرار ميدهد. خیلی از زنان سرزمین خودشان را دست کم میگیرد و احساس میکنند همواره باید کسی مواظبشان باشد، پناهنده باشند و …

زیرا مخاطب در ابتدای سخنرانی هوشیارتر بوده و دوست دارد بداند که به سخنان چه کسی گوش میدهد. اين شاعر دفتر “ترانههاي بعد از ظهر” كه تا سال 76 سروده بود را نيز آماده چاپ دارد. ما معتقديم شعر خوزستان همچنان كار خود را ميكند و هر چند مثل 10 سال گذشته نيست ولي باز هم هست. شاعران دوران گذشته مشغلههاي ما را نداشتند. شاعران امروز از منظر فرديت خود با مسايل اجتماعي روبرو ميشوند در حالي كه شاملو خود را نماينده توده مردم ميدانست و با مسايل روبرو ميشد.

در این نوع سخنرانی باید 2 موضوع مهم را بیان کنید. وي ادامه داد: ما به جايي ميرسيم كه نيازي به استعاره نداريم و اين نوع شعر مدني است. به همين دليل آثاري كه ارايه شد شايد به جهت صداقت در واكنشهاي هنري و ادبي قابل ارزش باشند اما در حد و اندازههاي آثار قابل توجهي نبود كه بخواهيم بگوييم مولفههايي در شعر اين دهه شكل گرفته است. كرمپور توضيح داد: در دهه 80 بيش از آنكه اتفاقي ادبي در حوزه شعر بيفتد، اتفاقات اجتماعي و سياسي بودند. وي در ادامه بيان كرد: من به عنوان يك شاعر دهه 80 را بيش از آن كه بخواهم از منظر ادبي نگاه كنم اولويت را به حوادث و سرعت حوادث ميدهم.

من كارشناس و ايسنا به عنوان يك رسانه وظيفه فرهنگي خود را انجام داده و مسؤولان فرهنگي استان بايد اقدامات بعدي را انجام دهند. ايسنا و جشنواره شعر اين امكان هستند اما سيستم درستي بايد تعريف شود و همه حول يك محور مشترك باشند. وقتي از آن جا شروع كنم به اين نتيجه ميرسم كه آنچه كه به نام شعر در دهه 80 اتفاق افتاد در چنين فضايي بوده است اما اگر آن فضا را كنار بگذارم و بگويم كه چه شعري در دهه 80 وجود دارد بحث خنثايي خواهد بود. اين يك ايراد نيست؛ رابطه فرد با جامعه سرودن شعر اجتماعي را توجيه ميكند.

دموكراسي امتياز دادن به حقوق همه نيست؛ به نظر من دموكراسي شاخص شدن اقليت است. اگر كاري انجام نشود مشكل از جاي ديگري است. نيازي به بالا بردن صدا نيست بايد كاري كرد كه طرف مقابل بشنود. شاملو مخالف خود را هيچ ميپندارد و براي ما غول ميشود ولي محمد مختاري به من ياد داد كه در اعتراضم طرف را به شنيدن وادارم. من از کدام طرف می رسم به سطح بزرگ؟ قبل از هر چیز لازم به ذکر است که در سخنرانی های علمی برخلاف سایر سخنرانی ها، نیازی نیست تا سخنران تمام آداب سخنوری را بداند، اما اگر این آداب را بداند بهطور حتم موفق تر از دیگران خواهد بود.

هنر میان ما و تمام چیزهایی که به آنها خو گرفته ایم، فاصله می اندازد؛ اشیاء را چنانکه «برای خود وجود دارند» به ما می نمایاند و همه چیز را از حاکمیت سویه ی خودکار که زاده ی ادراک حسی ماست می رهاند.(احمدی،1391: 47). به عقیده ی شکلوفسکی، بخش عظیمی از زندگی ما بر پایه ی عادت است؛ یعنی عادت به موجودات اشیا و محیط اطرافمان ما را وادار می کند که آن ها را نبینیم، چون به آن ها خو گرفته ایم و این باعث مختل شدن درک حسّی ما از زندگی می شود.(شیری،1380: 9). آشنایی زدایی، یعنی بیان متفاوتی از آنچه تا به حال بوده است؛ خیلی چیزها به سبب عادت، در نظر ما معمولی شده اند و شاعر به سبب توانایی در بر هم زدن عادتها، آن را به شکلی جلوه می دهد که برای مخاطب تازگی دارد.

ما وظیفه ترویج، گسترش و حمایت در تمام حوزههای فرهنگی و هنری را داریم ولی درباره شعر و ادبیات، داستان متفاوت است؛ چرا که شعر و ادبیات فارسی مهمترین مولفه هویت ماست. در شعر خوزستان درد مشترك نيست همه به دنبال منافع خود هستند و آن كه درد شعر دارد، راه را بلد نيست. شعر ضدجنگ شعر معترض است و منافع آن در اعتراضي است كه دارد. مختاري حرف مهمي زد كه منافع عدهاي به خطر افتاد. به عبارتی راي اكثريت بايد به نفع اقليت باشد وقتي اقليت حقوق خود را داشته باشد ايفاي نقش ميكند.

او ادامه داد: در ادبيات دفاع مقدس اعتراض و مطالبهاي ديده نميشود، بلكه يك نوستالژي را ميبينيم؛ آن هم نوستالژي خط مقدم. در ادامه اشعار زیبای مولانا را از صندوقچه اشعار گرانبهایش گلچین کرده و امیدواریم لذت ببرید. اين شاعر در ادامه گفت: من هميشه به ضرورت حرف ميزنم اما خيليها اين كار را نميكنند. شعار. جهان را. شدی روز. بیدل روز پنجشنبه چهارم صفر سال 1133 هجری قمری در دهلی از دنیا رفت و در صحن خانهاش، در جاییکه خودش تعیین کرده بود، دفن گردید. 9ـ شیدایی، کتایون. کمند نگاه و شرح 40 غزل بیدل. بیدل در سال 1081هجری، خواب پیامبراکرم (ص)را دیده است (بیدل، 1344: ج4،338-337) و پس از آن حضرت علی(ع) را در خواب می­بیند و تعبیر خواب خود را از آن امام همام می خواهد و حضرت می فرمایند که: «تعبیر خوابت این است که حقیقت محمدیه همه وقت سایه افکن احوال توست، با آن که غفلت چشمت نگشاید.

كسي كه بگويد خبري در شعر خوزستان نيست بر چه اساسي اين حرف را ميزند؟ ژانري در ادبيات خوزستان وجود دارد كه فقط متعلق به خوزستان است چرا اينها در كتاب نفيسي چاپ نشوند و به كاروانهاي راهياننور داده نشوند. لیلی و مجنون در این وادی سروده شده که تأویل های عرفانی هم از آن صورت گرفته است. این ورق خوشنویسی هم شامل نظم است و هم نثر. دهان باز کن و سخن بگو، زیرا آرزوی درک سخنان تو را که همچون قند شیرین است دارم. این شاعر در سال 80 دفتر شعر “ولد زن” را با اين مطلع كه «هيچ كس نميتواند ثابت كند كه تو ولد زن هستي زيرا ولد زن هستي» با همكاري نشر لاجورد منتشر كرد.

بی تو چه کنم با این آههای سرد و با برفی که بی امان میریزد و با سوزی که اینچنین بیرحمانه بر جانم مینشیند؟ این شعر فقط با يك جا اشتراك دارد و آن شعر شاعران كردستان است چون آنها نيز جنگزدگي را با جان شعري ديگري تجربه كردهاند. بیشتر شاعران این دوره جوانانند و خوشبختانه در میان آنها،استعدادهای درخشان کم نیست. يكي از ويژگيهاي شعر نسل جديد اجتماعي بودن آن است اما شعر حافظ هم مختصات اجتماعي آن دوره را دارد و شعر حافظ در غزليات هم اجتماعي است. و این تپش جهنمی مست را که شاعر نسیم سیاه چشمش را نوشیده است، در قلمرو کدامیک از مفاهیم شعری، جای دهد.

زنی که حتی جایگاهی در شعر کلاسیک نداشته چگونه میتوانسته به درجه شاعر شدن برسد؟ در این دو سطر، شاعر ظاهراً می گوید بعد از باز و بسته شدن پنجره تنهایی، و از تنهایی درآمدن است که صدای مبهم پوست انداختن عشق شنیده می شود. اگر درد مشترك باشد نتيجه آن شعر شاملو ميشود كه ميگويد: «من درد مشتركم مرا فرياد كن» شاملو ميگويد «تو هم ميتواني درد مرا فرياد كني» چون درد او مشترك است. او، با اشاره به جمله فروغ كه ميگويد: «من به تنهايي معتقدم كه بعد از قدم زدن در خيابان باشد» بيان كرد: فردگرايي با جامعهگرايي اجتماعي در تضاد نيست.

يعني شعري كه با مضمون جنگ در خوزستان و در طول اين سالها سروده شده است. به عنوان مثال فرض کنید که در حوزه تکنولوژی قرار است سخنرانی داشته باشید. او اظهار داشت: دموكراسي اين نيست كه هر كس در حوزه ادبيات حرف بزند. او اظهار داشت: ما ايرانيها در جامعه از 2 تيپ ضربه خوردهایم؛ به همان اندازه كه از ديكتاتورها ضربه خوردهايم از قهرمانان هم ضربه خوردهايم. یکی از دلایلی که در سوره مریم وسوره آل عمران ، عیسی علیه السلام بدون پدر متولد شد به دلیل احترام به مادری چون مریم است که چنان جایگاهی دارد که مرد هم کفو او پیدا نمی شود .

انگار مرد به مثابه اَبَرانسان، پیشاپیش تعریف و معرفی شده و این زن است که لاجرم نیاز به دیده شدن، به شمار آمدن و تشریح خود دارد. در این گونه بیت ها در این كه «كاراكتر» مرد شاهنامه چنین نظری داشته یا خود فردوسی، به هیچ روی اهمیتی ندارد. تنها راه چنین کاری، آن است که لفظ ها را دگرگون سازیم تا به شکل های جدیدی دست پیدا کنیم.( محمدی،1374: 244). هرگاه کسی به آفاق و انفس نگاه تازه ای داشته باشد، به ناچار برای انتقال صور نوین ذهنی خود- مافی الضمیر خود- باید از زبان جدیدی استفاده کند. 9. ریشه کلمات را یاد بگیرید تا در مواقع لزوم بتوانید در سخنرانی خود بیان کنید.

برای معرفی خود بسیار تمرین کنید و از دیگران بازخورد بگیرید. بنابراین در یک جمله وبه قول مولانا می توان زن را اینگونه معرفی کرد : « نور الهی ومحبت وموهبتی که خداوند کریم بر انسان نازل نمود و در جایگاه متعالی انسانی هیچ تفاوتی با مردان ندارد بلکه نمادهایی از صفات جمال وجلال الهی است که سراسر نور زندگی هم از آنجا تابیده می شود . تقریبا هر سخنران منطقی و با تجربهای همین کار را میکند. ما با كسي كه به او اعتراض داريم حرف ميزنيم و شاملويي برخورد نميكنيم.

دیدگاهتان را بنویسید