شیوه صحیح تربیت کودکان از زبان کارشناسان

به هر روی تربیت اخلاقی دایر مدار پرورش شخصیت احلاقی است که بر انجام تکلیفهای برخاسته ای از سرشت عقل عملی ناب بستگی دارد ، نه آثار و عواقب بیرونی و قراردادی اعمال. 2-تشکیل شخصیت بر مبنای عمل مطابق تکلیف، نه عامل های بیرونی (از قبیل پاداش و تنبیه) کانت شخصیت را اینگونه تعریف میکند . 4ـ رويكرد تربيت اخلاقي كانت سكولار است : كانت تربيت اخلاقي را مستقل از تربيت ديني مي داند و منشاء قانون اخلاقي را عقل مي داند نه مذهب. 3ـ تربيت اخلاقي كانت انسان گراست: كانت با اهميت دادن به عقل در واقع به انسان مرتبه و مقام شامخي بخشيد.

او در حقيقت با تبيين عقل گرايي، بنياد انسان باوري را استوار كرد. سپس کانت به سراغ روش های تعلیم فضیلت های اخلاقی میرودو روش گفتاری (که متعلم فقط شنونده است ) روش پرسشی یا مکالمه ای (که معلم میخواهد مطلب را از عقل متعلم استفراج کند) و روش پرسشی به صوزت سوال و جواب (که معلم میخواهد مطلب را از حافضه ی متعلم استخراج کند) را به بحث میگذارد. این تنوع خود البته ناشی از تنوع در تعابیر مربوط به مفهوم تربیت اخلاقی، توقعی که ما از آن داریم و مسائل و مشکلاتی که تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی از آن رنج میبرد، میباشد.

تربیت اخلاقی ، برترین و بلند مرتبه ترین مرحله ی تعلیم و تربیت از دیدگاه کانت است.اخلاق در فلسفه ی کانت مفهومی بس متعالی و متفاوت از این مفهوم در فلسفه های پیشین غرب دارد. و تا مفهوم این دو روشن نشود ، ماهیت تربیت اخلاقی روشن نخواهد شد.کانت بر خلاف پیشینیان خود «تکلیف» را معیار اخلاقی میداند و غایت اخلاق را کمال ادمی مفهوم تکلیف یا مفهوم ازادی پیوندی تنگاتنگ دارد. چنانکه از نگاه او، تربیت فرایندی است که به متربی فرصت میدهد تا از طریق آن، روشهای اختصاصی خود را فرا گیرد.

به هر حال رویکردها و روشهایی را که در این مجموعه متذکر شدهایم، تنها بخشی از مجموعه رویکردها و روشهایی است که میتوان از آنها به عنوان رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی نام برد، که تفصیل تمامی رویکردها و روشها و ذکر توصیفی آنها را باید در دیگر پژوهش جستجو نمود. 2ـ تربيت اخلاقي كانت خودآيين و وظيفه گراست: هنگامي كه آزادي بنيان كردار اخلاقي قرار گيرد ، هر امري كه اين آزادي را محدود كند در حكم عاملي است غير اخلاقي و نابودكننده اخلا ق و آزادي محسوب مي گردد.

اگر عملي تابع سود و زيان باشد، ديگر آن عمل خودآيين نيست و «ديگرآيين» است، يعني تحت اجبار و تحميلهاي بيروني است؛ در صورتي كه اگر قانون حاكم بر ارادة خودآيين نباشد و ديگر آيين باشد، آزادي معنايي ندارد. بنابراين قوانين اخلاقي خودجوش و تابع خرد عملي و وجدان اخلاقي هستند. به گفته كانت «چيزي را حسب الوظيفه انجام دادن به معني پيروي از عقل و منطق است» (کانت، 1368، ص123) بنابراين تربيت اخلاقي كانت وظيفه مدار است و فرد به دليل پيروي از خرد كه خاستگاه وجدان اخلاقي است، احساس وظيفه و تكليف مي كند و بدون هيچ گونه الزام و اجبار بيروني اقدام به انجام دادن فعل اخلاقي مي كند.

بنابراین کانت یک معیار شکلی و صوری برای عمل اخلاقی که متخذ از عقل عملی است بیان میکند. مراد کانت از اصل های کلی ، قاعده های عام و جهانشمول کردار اخلاقی است. اینجا از قانون محتوای خاص یا قانون خاصی مراد نیست بلکه قانون بما هو قانون منظور است. اما مراد کانت از تنبیه در اینجا نه تنبیه بدنی که تنبیه اخلاقی است. با یادگیری تفکر ادمی به انجا میرسد که نه کورکورانه بلکه طبق اصل های معینی عمل میکند. بنابر این برای اکتشاف اصول تربیت دینی باید به چگونگی ارتباط آنها با خاستگاه شان یعنی دین توجه لازم نمود.

نقش پدرومادر در تربیت مذهبی کودکان:1- خود به اصول و ارزش های دین و هر چیزی که به کودک می گویند باشند. والدین نباید از كنار كار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان كوچك و ناچیز باشد، با بى توجهى بگذرند؛ بلكه بجاست آنان را به خاطر كار خوب تشویق كنند، كردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. 4 – محورهاى مسؤولیتدر كلام نورانى امام(ع)، والدین نه تنها مسؤول تربیت فرزندانشان شمرده شدهاند، بلكه محورهاى مسؤولیت آنان نیز مشخص شده است. از دیدگاه کانت ، نظریه های دوم و سوم نیز ریشه و سرچشمه فضیلت را نه در ذات ادمی که در خارج از وجود وی جستجو میکنند .

در این نظام رای فیلسوف این است که اخلاق ، ریشه در عقل دارد و ئیتواند تماما پیش بینی تلقی شود . در اخلاق خود پيرو كانت، فرد خود را ملزم به اجراي قانوني مي داند كه خودش و با تكيه بر عقل عملي صادر كرده است و شرف و برتري آدمي از نظر كانت به دليل صدور اصلهاي اخلاقي و به كار بستن آنها در زندگي است . 19- اگردرامور تربیتی با مشکلی مواجه شدید به صورت جزیی وشفاف مکاتبه کرده تا ما راهکارهای مفید وعملیاتی را بیان کنیم. باید اعتراف کرد که مسألهی پرورش و تربیت در بسیاری از خانوادههای جامعهی ما جای خود را باز نکرده است، بیشترین ابتکارات پدران و مادران صرف تغذیه و پوشاک و امور آموزشی است.

يعني ما انسانها به ظاهر موجوداتي پديداري هستيم و جزئي از نظام علي و معلولي محسوب مي شويم و نمي توانيم در مورد پديده هاي عالم دخل و تصرفي داشته باشيم، اما عالم ديگر عالم دروني يا ذات معقول است و انسان در حكم يك ذات في نفسه در اين عالم از آزادي برخوردار است« انسان به عنوان ذات معقول اختيار داشته كه جز آن طور كه عمل كرده است، عمل كند. 1ـ پرورش انسان آزاد از اهداف تربيت اخلاقي كانت است : كانت از پيشگامان بحث آزادي است و آزادي نخستين و اساسي ترين فرض نظام اخلاقي اوست كه تحت عنوان خودمختاري از آن نام مي برد.

رسول خدا – صلي الله عليه و آله – فرمود: كسي كه دختر بچه خود را شادمان كند مانند كسي است كه بندهاي را از فرزندان (حضرت) اسماعيل، آزاد كرده باشد، و آن كس كه پسر بچه خود را مسرور و ديده او را روشن كند مانند كسي است كه از خوف خدا گريسته باشد. دقایقی او را در مکانی نه چندان راحت تنها بگذارید. نکته ی دیگر که متمایز کننده ی تربیت اخلاقی از مراتب پایین تر تربیت است ان است که کودک در این مرحله فعال است نه منفعل .

از نظر كانت عقلانيت «عقل عملي» به منز لة خاستگاه بنيادي رفتار اخلاقي در انسان است كه در همة موجودات عقلاني مشترك است و به همين دليل انسان يك غايت محسوب شده و هرگونه سوء استفاده از وي مذموم و غيراخلاقي است؛ به همين دليل، كانت در يكي از قانونهاي اخلاقي خود مي گويد: «چنان رفتار كن كه بشريت را چه در شخص خود و چه در ديگري همواره در حكم يك غايت به شمار آوري، نه همچون وسيله اي» در تفكر اومانيستي مدرنيته، انسان به دليل برخورداري از توانايي عقلاني مرتبه بسيار بالايي يافت، به طوري كه به خود جرأت داد كه مغرورانه بر اريكه خدايي تكيه كند و خود را بي نياز از خدا بداند .

»(همان، ص 73) با این مبنای انسان شناختی است که رویکرد کانت به اکتسابی بودن اخلاق قابل فهم تر میگردد. اگر جای ابهامی در زمینه ای خاص برایشان وجود دارد از خود دور سازند و در پاسخ هم خود را در وضع درک و فهم و موقعیت کودک قرار دهند. پرسش اساسی این است که آیا بر اساس دیدگاه اسلامی ، اشتغال اطفال، در سنین پایین و قبل از رشد کامل، میتواند در تربیت ایشان مؤثر باشد و در صورتی که پاسخ مثبت است، بایستهها و آثار آن کدام است؟ این دانش با رویکردهای متفاوتی رو به رو بوده است و این اختلاف رویکردها به پیدایش دستگاه های اخلاقی ـ تربیتی چندی منتهی شده که بر اساس آن می توان آثار اخلاقی موجود را در نگاه نخست در چهار عنوان زیر طبقه بندی کرد: فلسفی (عقلی)، عرفانی (سلوکی)، نقلی (ماثور)، و تلفیقی.

دیدگاهتان را بنویسید