علی اکبر رشاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در طول بیش از پنج شش قرن، در هر گوشه ای هر فیلسوفی که با نظریّه های خاصی پیدا شد، مجموعه نظریّه هایش را فلسفه آن فیلسوف برشمردند، نه به عنوان مکتبی که طرفداران برجسته ای داشته باشد و بر اساس اصولی حرکت کند. بعدها و از دوران رنسانس به بعد، مبانی فلسفی به طور کلی زیر سؤال رفت و گرایش های مادی مطرح شد؛ چنان که گرایش های شکاکیت رواج پیدا کرد. به این ترتیب، دو نحله فلسفی بین فلاسفه مسلمان رواج یافت؛ یکی نحله مشّایی، که مأثور از ارسطوییان بود و مبین و مفسر و مکملش فارابی و ابن سینا بودند، و یکی هم نحله ای، مشابه نحله افلاطونیان که بیش از استدلال عقلی به مشاهدات ومکاشفات اعتماد می کرد وبه نام«فلسفه اشراقی»معروف شد.

در غرب اولاً، پس از افول فلسفه یونانی، بار دیگر، فعالیت های فلسفی رواج پیدا کرد و این به برکت نفوذ مسلمان ها در مغرب زمین و اروپا بود و عمدتا در مکتب اندلس و اسکندریه، که تحت سیطره مسلمان ها بود، نظریّه های فلسفی، حتی نظریّه های یونانی، به وسیله مسلمان ها بار دیگر به اروپا برگشت. شیدایی گفت: امروز در پس روشهای برخورد با بیماری های خفیف روانی از جمله مسئله ای که برای روان شناس مطرح است روش و دید بیمار به جهان و به عبارتی جهان بینی وی است.

در قرآن «اسم» (نه به معنای نومینالیستی) به جای «مفاهیم كلی» مطرح میشود و دست یافتن به علم و یادگیری اسما تنها با یاری خداوند میسر میشود. از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم میشود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفتهاست؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی میکرد.

نخستین مسئله ای که در این زمینه مطرح است، این است که علی رغم تنوع و اختلاف نظرهای زیادی که در فلسفه غرب وجود دارد، در فلسفه اسلامی، عمدتا با سه نحله مواجه هستیم: فلسفه مشّائی، فلسفه اشراقی و حکمت متعالی. مطالب را با نظم و ترتیب خوبی مطرح فرمودند. »( طبرسی ، 1381: ج 1، ص 98).این سند تاریخی نیز نشان می دهد که جلباب پوششی متفاوت از خمار بوده و به عنوان پوشش رویی و فراگیر بدن را می پوشانیده است. دکتر الکسیس کارل (Alexis Carrel) فیزیولوژیست و محقق فرانسوی درباره فواید روزه گرفتن بر حفظ سلامت جسمی و روانی می گوید: «در روزه داری با تلاش معنوی، تعقل و تملک نفس می توان تعادل اعمال بدن را حفظ کرد.

بنده در جلسه ای با یکی از فلاسفه غربی که مدت ها در ایران بود، این مسئله را در میان گذاشتم که نظام فلسفی اروپایی، پس از رنسانس یک قرار لجبازی را با مباحث عقلی گذاشت؛ درست مثل اینکه وقتی درجه حرارت بدن کسی به چهل برسد، اگر تب او هم قطع شود، باز هم به حالت طبیعی برنمی گردد. با وجود این كم و كاستی ها روند فلسفه در تاریخ یكصدساله اخیر ایران فراز و فرودهای فراوانی داشته است. غالبا در مسائل مهم، به ویژه آنجا که با عقاید دینی و اسلامی ارتباط پیدا می کند، اختلافی بین آن ها وجود ندارد.

در جوامع غربی اختلاف نظرها بسیار شدید و گسترده بود و هیچ ضابطه ای نداشت، ولی در عالم اسلام، اختلافات بیشتر در روش ها بود و غالب اختلافات فلاسفه در مسائل جزئی و ظنی پیش آمد و در مسائل اصولی چندان اختلافی با هم پیدا نکردند. از این رو، چون در جوامع غربی، اختلاف فلاسفه در مبانی و بین اثبات ماده و ماورای ماده بود، مکاتب فلسفی زیادی گسترش پیدا کرد و فلسفه ها بیش تر فرد محور شدند، ولی در عالم اسلام چون فلسفه در خدمت دین بود، اختلافات بیشتر در روش ها بود و تفاوت سه گرایش عمده فلسفه اسلامی در روش آنهاست، بر خلاف مکاتب فلسفه غرب که علاوه بر اینکه به روش واحدی پای بند نیستند، در مسائل هم دچار اختلاف و پراکندگی اند.

آنها نظریّه هایی را که به فلاسفه قدیم نسبت می دادند، بیشتر از کتاب های مسلمان ها اخذ می کردند تا از منابع اصلی یونانی. نظام دوتایی موجود در رایانه در اصل همان نظام دوتایی صادق/کاذب است که کارکردش را در جدول های ارزشی منطق محمول ها دیدیم. در عین حال، آشوب فکری در فلسفه غرب که نتیجه دو عامل، کنار گذاشتن منطق، به ویژه منطق ارسطویی و رها کردن مبانی دین بود، از جمله عوامل تکثر مکاتب فلسفی غربی است. و برعکس وقتی بی هدف کاری را انجام می دهیم، به نتیجه ای دست نمی یابیم (یا حداقل به نتایجی که دلخواه ماست، نمی رسیم).

متفکران غربی اصلاً آمدند لجبازی کردند و رسما گفتند: آنچه را چشم نبیند و حس نیابد، قبول نمی کنیم. اصلاً این استاد میتواند یا نمیتواند؟ مضمون بیت حافظ که یک پدیده واقعی روان آدمی را بازگو میکند، میگوید: حیات انسانی از حیث حساسیت و ظرافت به جایی میرسد که حتی نمیتواند نسیم موجود غیرمادی مانند فرشته را تحمل کند. مرحوم آقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال میکرد، از من که چه میخوانی؟ اين مخلوق، هر چه پرده نشين و داراى ناز و كناره گير از بازارهاى عمومى باشد، بر قدر و منزلتش افزوده مى شود.

باید با رویکردی که فلسفه عمل (فلسفه تسخیر) هماهنگ با فلسفه تفسیر باشد، چنین کاری را انجام داد، و تلاش کرد که دامنه فلسفه نظری -که جهان راتفسیر می­کند- به فلسفه عمل -که ابزار تسخیرجهان و باز سازی تمدن برمبنای فلسفه است- منتهی شود. ما در استدلال های خود، مبنا را بر اصول بدیهی می گذاریم که هیچ گونه شک و تردیدی در آن نیست و بر این اساس رشد می کنیم و به بالا می آییم، اما غربی ها این مبنا و معیار را زیر سؤال بردند و گفتند: ما عقل را آن چنان که حالت تجزمی داشته باشد، نمی پذیریم؛ چون احتمال خلاف در آن وجود دارد.

به نظر می رسد اولاً، باید اختلاف مشرب هایی را که در فلسفه اسلامی وجود دارد توضیح دهیم و به تفاوت آنها با یکدیگر و نیز با مکاتب غربی توجه کنیم. فقط باید گفت: این ها مربوط به افکار شخصیه است و آن هم غالبا افکار آشوب زده ای که هیچ معیاری ندارد. فقط بحث امکانات مادی مهم نیست بلکه معرفت افزایی در این راستا تاثیر بسیار زیادی دارد. کلیپ فقط یک برنامهی آموزشی است که میتواند سریع ببیند و بعد هم تیک بزند و مجوز را بگیرد. مرحوم سید جلال آشتیانی حکیم است، ایشان سهم بسیار زیادی در معرفی متون دارد، یعنی متون بسیار زیادی را -در یک دوره فترت عجیبی- معرفی کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید