علی اکبر رشاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

رنه دکارت بر این باور است که هر چقدر یک فیلسوف بزرگتر باشد، امکان خطای او بیشتر است. معرفتشناسی در پیوند با چیستی، اعتبار و دامنه دانش است، همانند روابط بین حقیقت، باور و نظریههای توجیه. کار مهم کندی این بود که مکاتب و نحله های فلسفی را که اعراب پیش از این نمی شناختند، به آنان شناساند و مسائلی را که هنوز بدان دست نیافته بودند، برایشان توجیه و تحلیل کرد.البته مسائل فلسفیی را که کندی مورد بحث قرار داده است، همان چیزی است که حکمای پیشین نیز مورد بحث قرار داده اند؛ اما او استقلال فکری خود را نیز از دست نداده و آرایی را اختیار کرده که آن ها را موافق تمایلات فلسفی خاص خود و معتقدات دینی اش تشخیص داده است.هرچند دیگران با نظرات وی کمتر موافق بوده اند.

یک دستگاه فلسفی برای اینکه بتواند به عینیت راه پیدا کند محتاج به منطق و روش است، منطق به ما قدرت شناسایی و تصرف در عینیت را می دهد، تا ما قدرت شناسایی و طبقه بندی منطقی اشیاء و پدیده ها را نداشته باشیم نمی توانیم در آنها تصرف کنیم. چنان که جان پسمور اشاره کرده است، این موضوع مشکلات زیادی به وجود میآورد. فلسفه موجود، از احوال کلی موجود، بما هو موجود، بحث می کند و ثمره آن، تشخیص موهومات از حقایق است، قاعدتاً اثبات موضوعات علوم، متوقف بر براهین فلسفی است و آنگاه علوم به دنبال موضوعشان راجع به احوال و عوارض همان موضوع بحث می کنند.

بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزهی جنسی بیشتر شده است، هجوم مردم به مسئلهی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. و پساساختارگرایی به مجموعهای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعهشناسانی گفته میشود که با گرایش فرانسوی، مطلب نوشتهاند. بنابراین در هنگام هرگونه نسبت سنجی میان اخلاق با حوزههای دیگر و از جمله حوزه تکنولوژی باید به این معانی مختلف اخلاق عطف توجه نشان داد؛ یعنی اولاً در نظر داشته باشیم که منظورمان از اخلاق، هنجارهای اخلاقی است و یا معارفی که در مورد این هنجارها سخن میگویند.

فلسفهٔ علم، از لحاظ علمِ مورد بررسی، به زیرگرایشهای گوناگونی از جمله فلسفه ریاضیات، فلسفه فیزیک، فلسفه علوم کامپیوتر و… حامیان مقاله از کلیگرایی در مورد رفتار انسانی به نفع قوانین فراگیر دفاع میکردند و منتقدان معتقد بودند تحقیق تاریخی مانند شرح رفتار فردی است و به کمک تفسیر قابل درک است. اگر نگاه دقیقی به این کشمکش بر سر مدل قانون فراگیر بیندازیم، میفهمیم که فرض غلط وحدت علم و شباهت منطقی و منظم همه استدلالهای علمی با موارد خاص توصیف در علوم طبیعی انگشتشمار، باعث گسترش این کشمکش شده است. از طرف دیگر، فلسفه از جهاتی با ریاضیات نیز فرق دارد و به همین دلیل نمی توان روشهای علم ریاضیات را تماما در فلسفه به کار برد.

برای نمونه، دانش گیتیشناسی (فیزیک) دربارهٔ پیکرههای مادی از آن جهت که جنبش و ایستایی دارند و دانش زیستشناسی دربارهٔ هستارها از آن رو که زندگی دارند، به پژوهش و بررسی میپردازد؛ ولی در فلسفه فراگیرترین چیزی که بتوان با آن سر و کار داشت، یا همان هستی؛ زمینه اندیشه جای میگیرد؛ به گفتار دیگر، در فلسفه، بن هستی به گونه بیکران و دور از هر گونه بند و پیشوند و پسوندی بهمیان میآید. علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه ازجهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است.در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.عللی که ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاد?

البته برنامهریزی حوزه هم میتواند کمک و حمایت کند و اگر لازم باشد به دوستان در قم از این جهت سفارشی هم بشود، ما حرفی نداریم. البته اینكه چرا عالمان مسلمان، كمتر به مباحث اخلاقی پرداختهاند و بلكه در برخی دورانها بهتعبیر غزالی «مباحث اخلاقی بهكلی از جامعه اسلامی رخت بربسته و به فراموشی سپرده شدند»،(1) علل و عوامل فراوان جامعهشناختی، روانشناختی و اعتقادی دارد كه پرداختن به آنها ما را از بحث اصلی بازمیدارد. فلسفه دین: شاخهای از فلسفه مشتمل بر همه مباحث فلسفیست که بنمایهٔ آنها پرسشهایی است که از دین سرچشمه میگیرد.

قطب علمی فلسفه دین / تنها قطب علمی برتر کشور در سال ۹۳ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. ۳۱٫ نظام علمی آموزشی پرورش¬مآل (طرحی برای تحول بنیادین حوزه) / پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی؛ چاپ اول: ۱۳۹۶ش. ۱۱٫ میخانهی عشق (شرح غزل عرفانی «چشم بیمار» حضرت امام)؛ تألیف/ سازمان تبلیغات اسلامی؛ چاپ اول: ۱۳۶۸ ش/ ۱۹۹۰م. آیا عشق زن و مردی که در یک نگاه به هم دل باخته اند و سال ها عاشقانه در کنار هم زیسته اند، بی آنکه اشکالی در هم ببیند، کمتر از دوست داشتن است؟ آیا تفسیر درستی از رفتار و اندیشه انسانهایی که دیگر استخوان هایشان نیز پوسیده، ممکن است؟

وی دوره مقدمات تحصیلات حوزوی را طی سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹، نزد حجت الاسلام کمالی، “محمدزادهٔ مزینانی”، “علی افخمی (افخمرضایی)”، “آیت الله مجتهد زنجانی نجفی”، “آیت الله عبد الصمد خویی” و در تهران فرا گرفت و سپس برای ادامهٔ تحصیل در تابستان سال ۱۳۴۹، به قم مهاجرت کرد و در مدرسهٔ علمیهٔ “آیت الله العظمی گلپایگانی” که نخستین مرکز آموزشی تحت برنامه و جدید حوزهٔ قم محسوب می شد پذیرفته و به تحصیل مشغول شد. همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ های جدیدی به این مسائل ارائه می گردد.

هر چند قیود و شرایط خاصی بر آن افزودهاند. رنه دکارت عموماً بنیانگذار فلسفه مدرن تلقی میشود زیرا او یکی از اولین کسانی بود که از مکتب ارسطویی پیروی نکرد و اولین نسخه مدرن دوگانگی ذهن و بدن را که از آن مشکل ذهن و بدن ناشی میشود را تدوین کرد و بر این اساس علم جدیدی را که مبتنی بر مشاهده و آزمایش است، توسعه داد. درست است که برای نمونه دانشمندان علوم لزوماً از دلالتهای فلسفه علم بر کارشان آگاهی ندارند و فلسفه قادر بر تحت تأثیر قرار دادن نحوه کارشان نیست، اما بیتردید فلسفه علاوه بر آنکه میتواند تفکر دانشمندان را نسبت به آنچه انجام میدهند تغییر دهد؛ بلکه پیشفرض هرگونه علمورزی است.

اجازه دهید من این شش حوزه گسترده را کمی با جزئیات بیشتر برای شما توضیح دهم. دکارت سالهای 1619 تا 1628 را در شمال و جنوب اروپا گذراند و همان طور که بعدها توضیح داد «کتاب جهان» (The book of The world) را مطالعه کرد. چگونه متافیزیک را به زبان ساده توضیح دهیم؟ فلسفههای خاص یا فلسفههای مضاف به شاخههایی از فلسفه گفته میشود که یک حوزه یا پدیده خاص را بهطور تخصصی از دیدگاه فلسفی مورد مطالعه قرار میدهند. اما مشکل در شناسایی همین خیر یا حقیقت است، دیدهایم که آدمیان تفاسیر و دیدگاههای متفاوتی در این مورد دارند.

که باید مورد مطالعه قرار گیرند یا حل شوند. منطق مطالعه اصول استدلال درست است. روشهای فلسفی شامل پرسش، بحث انتقادی، استدلال عقلی و ارائه منظم است. گفتگوی فلسفی بیشتر رویکرد به اندیشه ناب است. فلسفه ذهن: از شاخههای روش فلسفه تحلیلی است که ماهیت ذهن، رویدادهای ذهنی، کارکردهای ذهنی و خودآگاهی را بررسی فلسفی میکند. درس اول این مجموعه به چیستی فلسفه میپردازد و درس دوم ریشه و شاخههای فلسفه را آموزش میدهد. فلسفه در سطوح جهانی به ۶ قسمت تقسیم میشود: هستیشناسی، معرفتشناسی، منطق، فلسفه سیاست (سیاسی)، زیباییشناسی و فلسفه اخلاق؛ اما در چند دههٔ اخیر در ایران معرفتشناسی و هستیشناسی با عنوان شاخههای اصلی فلسفه و منطق بهعنوان کمککننده و همهٔ شاخههای دیگر که ترکیبی از فلسفه و علم دیگری هستند مضاف، اطلاق میشود.

گروهی دیگر گرچه از فلسفه به عنوان یک علم پشتیبانی میکنند اما نسبت به آسیبهای آن هشدار میدهند. اساسا اگر علمی چنین نباشد، علم محسوب نمی گردد. هر علمی موجودات را از جنبه ای خاص بررسی می کند. کانت معتقد بود که ارادهٔ خیر و حسن نیت تنها مفهوم ذاتاً خوب است و معنی حسن نیت، انجام وظیفه است، تنها دلیل موجه برای ادای وظیفه همان وظیفه بودن آن است و هیچ دلیل دیگری نباید داشته باشد، و اگر کسی از ترس مجازات یا به امید پاداش ادای وظیفه کند، تکلیف خود را انجام ندادهاست. اسلام اهداف خود را از ازدواج، که همان تربیت انسان کامل کار آمد مسلمان است، در خانواده، آن هم در خانوادهای بناشده بر پایهی تعالیم اسلام میطلبد.

زیستشناسی شاخهای از دانش است، تاریخ زیستشناسی روشنگری چگونگی دست یافتن به این دانش است، و این دو زمینههایی جداگانهاند. ما در عالم خارج، چیزی به نام عدد نداریم، بلکه پس از مشاهده چیز های مختلف، و با تلاش فکری به این مفهوم دست می یابیم. فلسفه تاریخ جدید با تبیین اجتماعی دست و پنجه نرم میکند، یعنی با موضوعاتی که برای نسل امروزی مورخان علمی- اجتماعی مهم است. برای مثال، دو کلیِ سنگ و انسان با یکدیگر نسبت تباین دارند زیرا افرادِ هیچ کدام از این دو کلی با یکدیگر برابر نیستند. در ازدواج فرد سالها تمرین میکند که رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ کند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود به خود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود میآورد، وقتی فرد عادت کند سالها به خوبی صحبت کند، اهل عطوفت و گذشت باشد، رفتار مهربانی داشته باشد، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود که دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه خودش به او اهمیت دهد، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال، خواهید گفت این فرد با فرد قبل از ازدواج خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده است.

پس خیر شامل او مستلزم آن است که همیشگی باشد. «لاکدمون»، «آرگوس» و «مسین»، سه جامعه اى هستند که افلاطون از آن ها یاد مى کند. بهگونه چکیده فلسفه گروه نتایج نیست، که بیشتر راه و روش اندیشیدن است؛ از همین روست که فلاسفه آزمونگرا، کارکردهای فلسفه را در سه زمینه منطقی، زبانشناختی و کاربردی (فلسفه دانش، منش، کشورداری و…) دانستهاند. این نظریه راه را برای فلسفههای تاریخگرا درباره ماهیت انسان نزد فیلسوفان قرن هجدهم مانند هگل و نیچه باز کرد. از زمان فیلسوف یونان باستان ارسطو تا قرن نوزدهم، ” فلسفه طبیعی ” نجوم، پزشکی و فیزیک را هم دربر گرفت.

از نظر تاریخی، فلسفه همه دانش را در بر میگرفت و یک پزشک بهعنوان یک فیلسوف شناخته میشد. تاریخ فلسفه بهسان تاریخ دانشها، افزونهٔ شاخهایِ زمینه بنیادی نیست؛ که خود هم زمینه است. یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینیاش نمیشود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. من عامل دیگری هم سراغ دارم و آن، رقیب سازی برای فلسفهی ما در دورهی اخیر است.

دیدگاهتان را بنویسید