فلسفه حجاب در قرآن

اگر اسم فلسفه ملاصدرا را «حکمت متعالیه» می گذاریم، به این خاطر است که او به عقلانیت دین بیشتر از دیگران پی برد؛ یعنی آنچه را دیگران می پنداشتند راه اثباتش فقط تعبد محض است، ایشان گفت از راه استدلال عقلی محض قابل اثبات است. به عنوان مثال، صد سال از پی افکنی منطق جدید و نقش آن در ایجاد تحولاتی مهم در فلسفه میگذارد؛ با این وجود فیلسوفان قاره ای در آثار خود هیچ توجه و یا اشاره ای به منطق جدید و تاریخ تحولات آن ندارند.

آرامش بخشیدن به نهاد ناآرام و دل بیقرار انسان، نیازمند ارتباط با جنس مخالف است که اسلام آن را با ازدواج برای افراد تأمین مینماید. بدیهی است که این وقت نباید صرف تفریح و خوشگذرانی گردد چونکه در آن صورت خود تفریح هدف زندگانی انسان می شود. استاد هم اگر این طور عمل کند اشتباه است، مثلا اگر استادی بخواهد لمعه تدریس کند، باید به تدریس خودِ کتاب کفایت کند و شِمای کلی از علم فقه را در ذهن شاگرد بیاورد؛ سخن شارحان و ناقدان لمعه را نقل کردن و پاسخ دادن به هر یک از آنها برای شاگرد فایده ندارد، فقط وقت او را هدر میدهد زیرا، هنوز او به سطح خارج نرسیده است که اینها را بفهمد.

در این صورت اگر شیوه درس دادن استاد مورد پسند نبود، میتوان بدون رودربایستی و تعهد اخلاقی، سراغ استاد دیگری رفت. علم و دانش حالت شبکهای دارد و مانند جدول کلمات متقاطع است؛ وقتی فرد حل کردن ستون اول را شروع میکند، ممکن است چیزی به ذهنش نیاید، اگر روی ستون اول بماند و سراغ ستون بعدی نرود، هیچ وقت جدول حل نمیشود، اما، اگر این را رها کرده، سراغ سطر اول برود، ممکن است آن را بفهمد و یک حرف هم از ستون اول در آید، بعد مثلا سطر سوم یک حرف دیگرش را معلوم میکند و اگر همینطور ادامه بدهد ممکن است سه حرف از پنج حرف ستون اول معلوم شود و آن را حدس بزند، یعنی کمکم بعدیها کمک میکنند تا قبلیها حل شوند.

وقتی میگفتم پیروی از طرح فارابی درجمع دین و فلسفه، اخلاف او را از ادامه بحث درباره مدینه و اهل آن، بی نیاز میکرده است، او این کم اعتنایی را چندان موجه نمیدانست. هرچند در ادامه مدعی میشود که این حکم، بعدا نسخ شده است. مرحله سوم، مباحثه کردن با یک فرد فعال و منظمی است که درس را خوب گوش داده است. نکته دیگری که باید توجه داشت این است که باید کتاب را با یک استاد کار کرد، اشکالات را از چند استاد پرسیدن، اشتباه است و نتیجهای جز سر در گمی ندارد، زیرا، ممکن است هر استادی با مبنایی غیر از مبنای استاد دیگر پاسخ دهد.

کتاب فلسفه مقدماتی که اکثر مطالبش از شهید مطهری رحمةالله علیه است، به ارائه اندیشههای فلسفی ایشان به شکل مدون پرداخته و بسیاری از مباحث فلسفی را در خود جای داده است. برای شروع فلسفه میتوان از اندیشههای فلسفی شهید مطهری رحمةالله علیه که مطالب را شیرین و ساده بیان کردهاند کمک گرفت. با وجود چنین امکاناتی، میتوان از راه لوحهای فشرده بهترین درسها را از بهترین استادانی گرفت که چه بسا دیگر درس مورد نظر را تدریس نمیکنند. اولا، اکثر کلاسها به صورت عمومی و با جمعیت زیاد برگزار میشود که اصلا امکان پرسیدن اشکال نیست، مثلا در کلاس درس آیتالله جوادی یا آیتالله وحید، صدای شاگرد چه بسا به استاد نرسد و در ضمن، اگر همه بخواهند اشکال بپرسند درس تعطیل میشود.

اخلاق و حقوق و سایر قراردادهای اجتماعی و سیاسی با هم چه ارتباطی دارند؟ روزه داران از چه چیز باید پرهیز کنند؟ پس تنها فایده موسیقی اشغال قسمتی از وقت فراغت انسان است و دلیل گنجانده شدنش در برنامه آموزش ابتدایی اطفال نیز ظاهرآ همین بوده است که آزادگان بتوانند از آن در آتیه بعنوان یکی از راه های گذراندن وقت فراغت خود استفاده کنند. ثالثا، اشکالات کم کم حل میشود و خیلی وقتها اگر طلبه نزد استاد هم باشد اشکالاتش حل نمیشود، چون، باید شبکه معلومات فراگیرنده، گسترده و وسیع شود و آیندهها، به مرور زمان، گذشتهها را حل کنند.

فراغت در نظر ارسطو استراحت نیست بلکه نوعی فعالیت است و منظور از کلمه فراغت در قاموس ارسطو فرصت اشتغال انسان به این گونه کارهاست. چون که اقتضای خود طبیعت این است که ما نه تنها به خوبی از عهده کار و فعالیت برآییم بلکه بتوانیم از فراغتمان نیز به خوبی استفاده کنیم. حضرت(ع) فرمود: درباره وحدانیت خدا، چهار گونه تفسیر وجود دارد که دو تفسیر آن در مورد خدا جایز و روا نیست و دو تفسیر آن درست و مطابق با واقع است اما دو وجهی که در تفسیر وحدانیت خدا نارواست این است باشد، وحدت عددی، که کسی بخواهد خدا را واحد بداند و مقصودش از وحدت زیرا کسی که دومی ندارد محکوم حکم اعداد نیست.

منظور از خوب خواندن متن، دقت روی تکتک کلمات آن، رجوع به منابع متعدد و مختلف مرتبط با آن نیست و به اصطلاح عامیانه لازم نیست مته به خشخاش گذاشت. اما شاید این سؤال در ذهن بسیاری از مشتاقان یادگیری فلسفه ایجاد شده باشد که برای یادگیری فلسفه چند سال باید وقت گذاشت؟ علم و دانش هم همینطور است، مته به خشخاش گذاشتن و تا آخر عمر، وقت خود را روی یک مطلب بخصوص گذاشتن، حُسن نیست، کسانی که به این روش درس میخوانند و تا یک مطلبی را نفهمند نمیگذرند، اشتباه میکنند، عقب میمانند. اشکال متجددان به فلسفهٔ اسلامی این است که ذات فلسفه با دینی بودن ناسازگار است و فلسفهٔ دینی همان کلام یا الاهیات است.

ولی فرق کار را با فراغت در این می داند که کار از روی ضرورت و نیاز آن جام می گیرد یعنی خود وسیله برای غایتی خاص ست اما فراغت کوششی است که آدمی آن را از برای نفس آن و نیز رضایت معنوی و فضایل اخلاقی که از آن بدست می آورد آن جام می دهد. ثانیا، فقط مقلد نبوده، بلکه نظر خود را هم ارائه داده است. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَهَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَياهِ الدُّنْيا خالِصَهً يَوْمَ الْقِيامَهِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» «اى فرزندان آدم زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و زياده روى مكنيد كه او، اسرافكاران را دوست نمى دارد.

سپس خدمات عمومی، فعالیت های نظامی و جنگی (که در آن ها فضیلت و شجاعت تحقق عملی می یابد)، استقرار روابط اجتماعی با یاران شهروند (که فضیلت اعتدال انسان را به کار می کشاند) سخاوت مندی، بزرگ منشی، یاری به همنوع، شرکت در مسابقات ورزشی، در نمایش های دراماتیک، در آئین های مذهبی و بالاخره اشتغال به تحصیل علم و فلسفه. میان اشتغالات والای انسان (اشتغالاتی که هدفشان رفع حوایج مادی و اقتصادی نیست) فعالیت سیاسی او برای حکومت کردن مقام اول را دارد. البته در مقام قضاوت درمورد وارد شدن فلسفه به علم اصول نیستیم، ولی حال که اصول با فلسفه آمیخته شده است، آشنایی با فلسفه به اندازهای که فهم اصول را ساده کند ضروری است.

در این نوشتار، دو نوع سیر مطالعاتی فلسفه پیشنهاد شده است: اول، برای کسانی که قصد دارند با آشنایی اجمالی با فلسفه، فهم بهتری از متون آمیخته با فلسفه داشته باشند، و دوم، برای کسانی که با هدف متخصص و صاحب نظر شدن به وادی فلسفه گام مینهند. اگر شخص چنین هممباحثهای ندارد که معمولا هم پیدا نمیشود، بعد از اتمام هر فصل، یک یا دو روز را صرف خلاصه کردن آن فصل بکند، به این طریق که مسائل هر فصل را بصورت مختصر و دستهبندی شده توضیح دهد، تعداد مسائل مطرح در فصل را معین کند و هر یک را با عنوانی کوتاه یادداشت کند، مقدمات برهانهای هر مسئله را به اختصار و جدا جدا بیان کند، و اشکالات هر برهان را به همراه پاسخش به طور خلاصه بنویسد.

این اثر، تحقیق و نگارش مجدد همان دروس است که با همین هدف صورت گرفته است. آن معنای آنتولوژی یا انتولوژی (Ontology) با تلفظ فرانسوی «اونتولوژی» و انگلیسی «آنتالِجی» هستیشناسی و اپیستمولوژی (Epistemology) معرفتشناسی یا شناختشناسی دارد، یعنی تمام وجود «رمز» است. حضور امر حاضر در این واقعیت مندرج است که او هر موجود حاضر را متناسب با خودش به حضور و ظهور میرساند. نداشتن کتابخانه و اعتماد به نقلهاى دیگران، و مخصوصا میل شدید آن مرد بزرگ به توجیه و تأویل کلمات گذشتگان به محملى قابل قبول، علت اصلى این امر است. اين امر كه عقده حقارت انسان را مينماياند، زمينه رشد و تعالي وي را نابود ميسازد؛ در حالي كه زن مانند مرد يك انسان است و بايد از نظر انساني رشد و تكامل يابد.

از یک سو، رفتار آنچه را بر میشمرد که گمان میشد جوهر است؛ روشنگر رویدادهایی مانند جابجایی گرما از چیزهای گرمتر به چیزهای سردتر و این که مقدار گرمایی که این گونه جابجا شده به ترکیب مادی آن چیزها بستگی دارد. پس از گذراندن این مرحله، خواندن متنی مانند شرح منظومه یا نهایة الحکمة کفایت میکند. یکی از ویژگیهای شرح منظومه این است که همه ابواب فلسفه را بررسی کرده است، اما نهایة الحکمة این ویژگی را ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید