فلسفه چیست ؟

به عبارت دیگر، نوصدرائیان در عمل فلسفه را بدون آنکه موضوع فلسفه را تغییر دهند وارد ساحت جامعه کرده اند. در واقع، این امتیاز و ویژگی اختصاصی انسان است که میتواند مستقل، آزادانه و بدون هرگونه سقف و محدودیتی درباره کلیترین مسائل عالم فکر کند و از طریق دست یابی به نتایج قطعی یا نیمه قطعی، حیات خود را از پوچی و بی معنایی نجات دهد. البته همه این ویژگی ها را باید به یک ویژگی مهم دیگر پیوند زد و آن اینکه فلسفه صدرایی و نوصدرایی در عین حال که خط قرمز خود را تحقیق پذیری عقلی می داند، ضمن اثبات عقلی دین، نه تنها وحی را دارنده امتیازات بی همتا می داند بلکه کمال بهره را از دین در جهت باز کردن گره های نظری می برد و متقابلا از دین نیز در برابر هجمه های فکری حمایت می کند.

نمی توان رد کرد که بخشی از متون فلسفی مرحوم صدرالمتالهین وارد مباحثی شده که یا ربط وثیقی با فلسفه او ندارد و یا اثبات پذیری او به روش حکمت متعالیه به راحتی ممکن نیست. اولاً. همچنان که رابطه فلسفه با علوم اثبات مبادی تصدیقی می باشد. خبرگزاری تسنیم: رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان قم گفت: مهمترین فلسفه وجودی ماه مبارک رمضان خودسازی و پرداختن به خود است. اگرچه فلسفه از ریشه ی فیلو سوفیا به معنای دوستار دانش است، که البته خود این کلمه هم تامل برانگیز است، که در مقابل کلمه ی سوفیست است. از همان آغاز پیدایش فلسفه، عقیده متفکرانی که به این نوع پژوهش ها سرگرم بودند، این بود که نظریاتی را که درباره خود و جهان قبول می کنیم، باید مورد رسیدگی دقیق قرار دهیم تا ببینیم آیا عقلا پذیرفتنی هست یا نه.همه ما عقاید و معلوماتی درباره جهان و انسان حاصل کرده ایم؛ اما فقط معدودی از ما تامل و فکر کرده ایم که آیا این معلومات و عقاید قابل اعتماد و معتبر است یا خیر.

در بخش دیگر این مراسم دکتر محمد امینی مترجم این اثر به معرفی کتاب و نویسنده آن پرداخت و گفت: کتاب در حوزه فلسفه اخلاق قرار می گیرد و پاسخ به سوالاتی انتزاعی درباره اخلاق که آیا واقعیت اخلاق در جوامع وجود دارد یا فقط یک سیر فرهنگی است می پردازد. ثانیاً، حضور تعیین کننده فلسفه نوصدرایی در هسته سخت علوم انسانی اسلامی به منزله عدم حضور تعریف شده و هدفمند فلسفه صدرایی در سایر لایه ها و مناطق علوم انسانی اسلامی نیست. رابعاً. علوم انسانی اسلامی به جز کانونی ترین بخش از لایه سخت خود در سایر لایه ها ظنی است و ابتنای آن بر فلسفه نوصدرایی به منزله حداکثری دیدن دسترسی این علوم به قطعیت نیست ضمن آنکه این علوم جز در بخشی از مبانی در سایر لایه ها و مناطق خود به قطعیت نیاز ندارد.

4)فلسفه یک دستاورد بشری و محصول عقل فطری و پیامبر درونی انسانهاست با این حال، رو آوردن به فلسفه به معنای خالص آن، نمیتواند از تعالیم انبیای الهی بیتأثیر باشد. دو. در مواردی فلسفه نوصدرایی جایگاه خود را با علم کلام خلط کرده و آزادی و استقلال خود را فدای مواجهه کلامی به حملات علیه دین کرده است. با این ملاحظه، توقع از فلسفه برای پاسخگویی مستقیم به هرگونه پرسش فکریای، توقع به جایی نیست هرچند اساس هرگونه تفکر و هرگونه علمی به فلسفه برمیگردد. 3- آیا هر دو دین بر اساس یک راهکار از این عامل برای سعادت بهره میگیرند؟

و آیا میشود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امربهمعروف و نهیازمنکر دانست یا این که مقدمهای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هر دوی اینها؟ می­تواند چنین احساسات منفی را از ما دور کند، اما آیا چنین مشغولیت های شخصی کافی است یا ما به هدفی بنیادی­تر برای اعتبار بخشیدن به حیاتمان نیاز داریم؟ البته این مطلب لزوماً درباره فلسفه مدرن صادق نیست لکن روشن است که بحث ما درباره فلسفه کلاسیک و به طور خاص، فلسفه اسلامی است. پنج. با آنکه فلسفه نوصدرایی گام های موثری در تداوم اجتماعی خود داشته اما هنوز نتوانسته خردگرایی نوصدرایی را در فرهنگ و سبک زندگی مردم رواج دهد.

یکم. فلسفه صدرایی همچنان یکی از قوی ترین مشرب های فلسفه اسلامی است چراکه با پیوند میان برهان، قرآن و عرفان هم قدرت بینایی فلسفه را دوچندان کرده و هم قدرت حل مسائل و گره های هستی شناسانه را مضاعف ساخته است. میل با اقناع و ارضاء ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می گردد. مهمترین دستاورد این تطبیق عبارت است از این که هر دو آیین، تنها راه مشروع تامین نیاز جنسی، ایجاد نسل پاک و تامین محبت را در پرتو ازدواج و خانواده می دانند؛ با این تفاوت اساسی که رهبانیت و تجرد نسبت به ازدواج در آیین مسیحیت از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ در حالی که در دین مبین اسلام، تجرد و رهبانیت امری کاملا مردود است و برخلاف مسیحیت عامل تقرب به خداوند محسوب نمی شود؛ بلکه این ازدواج است که زمینه ساز تکامل و تقرب الهی خواهد بود.

از همان آغاز تحت تاثير عقيده و ايمان قرآني، موضوع اصلي فلسفه و علم به درستي تشخيص داده نشد.» اما براي فهم علت اين تفاوت بنيادين بد نيست اشارهاي به تاريخچه مواجهه مسلمانان با فلسفه يوناني صورت بگيرد و در پرتو آن گوهر اصلي استدلال فلاطوري عرضه شود. به نظر من، نباید فلسفه را در حد روش تنزل داد اما روشن است که فلسفه با روش خود گره خورده است یعنی فلسفه آنگاه فلسفه است که روش آن یعنی روش استدلال عقلی که مبتنی بر بدیهیات عقل فطری است، مفقود یا منزوی نباشد. تحکیم روابط خانواده و حفظ کیان خانواده از دلایل اصلی رعایت حجاب است و با نبود حجاب، کیان خانواده به هم خواهد خورد و صمیمیت و مهربانی که باید در فضای خانواده حاکم باشد کمرنگ می شود.

ممکن است این سوال برای بعضی مطرح شود که با وجود دین دیگر چه نیازی به فلسفه وجود دارد؟ هر چند شایسته است مسلمانان روزی را تحت عنوان روز جهانی فلسفه اسلامی نامگذاری کنند لکن من فعلاً از همین فرصت استفاده میکنم و مطالب فشردهای را در ده فصل حول فلسفه و به طور خاص فلسفه اسلامی خدمتتان مطرح میکنم. در پاسخ عرض میکنم بله، هر انسانی بالقوه یک متفکر است اما این فلسفه است که میدان تفکر را برای انسان بوجود میآورد؛ یعنی فلسفه با پرورش فکر و به فعلیت رساندن ظرفیت فکری انسان و چرخاندن نگاه انسان از زمین به آسمان، فرصت تفکر و عمق اندیشی درباره هستی را برای انسان فراهم میکند.

برخی از محققان ادعا میکنند که دکارت، بیرول را به عنوان مدیر وجدان خود پذیرفت، اما با توجه به پیشینه و اعتقادات رنه دکارت این امر بعید است. ارسطو فیلسوف مشهور یونانی معتقد است که فلسفه زندگی به انسان کمک می کند تا به اوج کمال نایل آید و به سعادت که از طریق نیل به عالم معقولات حاصل می شود ،دست بیابد .پس فلسفه نه فقط از لحاظ فواید آن مورد توجه است بلکه فی نفسه نیز مطلوب است و از آن نمیتوانصرفنظرکرد. دو تمرین برای تمرکز وجود دارد؛ اول اینکه فرد از عدد 100 به صورت معکوس تا عدد یک شمارش کند و تمرین دیگر تمرکز این است که فرد در ذهن یک شیء را تصور و به آن نگاه کند.

به ده هزار صفحه می رسد. در واقع، وقتی فلسفه به نفس تفکر و ژرف اندیشی، یا به نفس روش عقلی معنا میشود، طبیعی است که هر پرسشی که پاسخ آن نیازمند تفکر یا به کارگیری روش عقلی است، پرسش فلسفی قلمداد می شود. مشهور است که افلاطون به شاگردان خود میآموخت که فلسفه یعنی به میزان طاقت و ظرفیت خود الهی شویم. چهار. این فلسفه در ساخت علوم انسانی و اجتماعی به عنوان مغزافزار تمدن، نقش کلیدی دارد. ببینید آنها سنت را با دین یکی میدانند و قائل به دین جاویدان هستند، همچنانکه به حکمت جاویدان نیز قائل هستند.

باید توجه داشت که فلسفه در شرایطی با استقبال عالمان مسلمان روبرو شد که نه تنها خیلی از تعالیم بنیادی اسلامی اعم از قرآن و سنت، رنگ و بوی عقلی داشت بلکه دلیلی بر مغایرت جوهر فلسفه با مبانی اندیشه اسلامی یافت نمیشد؛ با این حال، حضور فلسفه در عالم اسلامی، آن را در مسیر تازهای قرار داد. شاید مهم ترین چهره معاصر در فلسفه غرب مارتین هایدگر (1889 تا 1976) باشد كه فلسفه وجودی را پایه ریزی كرد و از فلاسفه خواست به دنیای بیرون توجه كنند. نهم. امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) بانیان اصلی فلسفه نوصدرایی محسوب می شوند و شاگردان این دو بزرگوار تاکنون در عمل بیشترین خدمت را به شکلگیری و نیز بسط و تعمیق فلسفه نوصدرایی کرده اند.

کلمه فلسفه در اصطلاح در دو معنی رسمی و غیر رسمی کاربرد دارد که در معانی رسمی فلسفه را می توان یک مطالعه آکادمیک در زمینه های زیبایی شناسی،معرفت شناسی،متافیزیک،اخلاق و منطق دانست. 8- فیلسوف همیشه دنبال درک حقایق است و غیر از حقیقت، به چیز دیگری وابسته نیست. کندی، فلسفه را “صورت علم به حقایق اشیاء به قدر طاقت انسان” و فلسفه اولی«مابعدالطبیعه را “علم به حقیقت اول که علت هر حقیقتی است”، تعریف می نماید.

متافیزیک، مطالعهٔ ویژگیهای عمومی واقعیت همانند وجود، زمان، رابطهٔ بین ذهن و بدن، اشیاء و خواص آنها، کل و اجزای آن، وقایع، فرایندها و علت و معلول است. ویژگیهای پرسش فلسفی را میبایست بر حسب موضوع و قلمرو فلسفه مشخص کرد. در ورود به موضوعات جدیدی که در قلمرو فلسفه هست لکن هنوز فلسفه وارد آن نشده و چهار. معتزله با رویکردی عقلگرایانه خود دستاوردهای زیادی برای دنیای تمدنی اسلام داشت و شاید به همین دلیل است که در دهههای اخیر اندیشمندان به دنبال تجدید حیات این جریان هستند.

دیدگاهتان را بنویسید