فیلم سینمایی خورشید ساخته مجید مجیدی – دنیای مجازی – تماشا

ص 128ـ135)؛ این باور نیز بسیار بیان شده است که حضرت عیسی علیهالسلام در فلک خورشید (فلک چهارم از افلاک آسمان براساس نظریه زمین مرکزی بطلمیوس) قرار دارد و بر همین اساس، خورشید عیسوی دم است (← خاقانی، ص 24، بیت 9؛ سلمان ساوجی، ص 513، بیت 7؛ حافظ، ص 919، نسخه بدلهای غزل شماره 451)؛ خورشید مؤنث و ماه مذکر است (← شمیسا، ج 1، ص 53)؛ نور خورشید به تیغ تشبیه شده و بنابراین خورشید شمشیرزن است و شمشیر دارد (همان، ج 1، ص 55)؛ یا اینکه خورشید، به سبب زیبایی و تلألؤ، به طاووس تشبیه شده است (مصفّی، 1353ش، ص 132؛ شمیسا، ج 1، ص 57؛ برای آگاهی بیشتر درباره تعابیر و شواهد شعری آنها ← عفیفی، ج 1، ص80ـ84، 833ـ838؛ شمیسا، ج 1، ص 49ـ59).پارهای از مضامین که درباره خورشید در ادب فارسی رواج یافته براساس دانستههای نجومی بوده و تنها با آگاهی از دانش نجوم و بهویژه احکام نجوم میتوان آنها را دریافت (← بخش :1 در نجوم)، از جمله تقابل خورشید و سُها. پراکنده بودند، با در نظر گرفتن اینکه آسمان ها صاف و شفافند، باید ستارگان برای تمامی آسمان ها زینت باشند، نه تنها آسمان دنیا.

در این صورت نظریه 4 با این واقعیت که ترکیب کلی ماه بیشتر به گوشته زمین شبیه است سازگار به نظر می رسد.اگر پس از فرو رفتن پاره عمده ای از محتوای آهن زمین به داخل هسته، ماده مربوط به ماه از زمین جدا شده در این صورت قسمت اعظم اختلاف در محتوای ماده زمین و ماه از جمله کمبود مواد فرار و فراوانی مواد دیرگداز را میتوان توضیح داد.گرمایی که نوعا محصول هر برخوردی است ، فقدان مواد فرار و باقی ماندن مواد دیر گداز را نیز توجیه می کند. “فقضیهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها”معنای اصلی”قضاء”، جدا کردن چند چیز از یکدیگر است.و ضمیر”هن”به آسمانها برمی گردد.و جمله”سبع سموات”حال از ضمیر است.و ظرف”فی یومین”متعلق است به جمله” فقضاهن”، در نتیجه جمله مزبور می فهماند که آسمانی که خدا متوجه آن شد، به صورت دود بود و امر آن از نظر علیت یافتن وجود مبهم و غیر مشخص بود و خدای تعالی امرآن را متمایز کرد و آن را در دو روز هفت آسمان قرار داد. “و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلک تقدیر العزیز العلیم”در این آیه شریفه کلمه”سماء”را مقید به دنیا کرد و فرمود: آسمان دنیا را باچراغهایی زینت دادیم تا دلالت کند بر اینکه آن آسمانی که قرارگاه ستارگان است، نزدیک ترین آسمان به کره زمین است، چون به حکم آیه”خلق سبع سموات طباقا” (3) آسمانهاطبقه طبقه و بعضی فوق بعض دیگر قرار دارند.

از آیه اولی استفاده می شود که آسمان مبدا امری است که به وجهی از ناحیه خدای تعالی به زمین نازل می شود و آیه دوم دلالت دارد بر اینکه امر از آسمانی به آسمانی دیگر نازل می شود تا به زمین برسد و آیه سوم می فهماند که آسمانها راههایی هستند برای سلوک امر ازناحیه خدای صاحب عرش و یا آمد و شد ملائکه ای که حامل امر اویند، همچنان که آیه”تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر” (4) و آیه”فیها یفرق کل امر حکیم” (5) ، نیزتصریح دارند به اینکه امر خدا را ملائکه از آسمان به زمین می آورند. رسول خدا (ص) میفرمایند: اگر کسی به هر علتی نتوانست در این ماه روزه بگیرد با خواندن روزانهی این تسبیحات میتواند ثواب روزه گرفتن را کسب کند هر روز صد مرتبه در روز رجب خوانده شود: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ» پاک و منزه است خدای بزرگ، پاک و منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست، پاک و منزه است خدای برتر و کریمتر، پاک و منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.

متوسط دمای ماه در روز (در جایی که به آن خورشید می تابد)به حدود 100 درجه سانتیگراد و در شب (یا سایه) به 150- درجه سانتیگراد می رسد. ولی خواننده عزیز خود متوجه است که معنا کردن”وحی”به خلقت و معنا کردن”امر”به موجودات داخل آسمانها از قبیل فرشته و یا ستاره، عنایت بسیاری لازم دارد که بدون دلیل روشن نمی توان از آن کلمات این معانی را اراده کرد و همچنین مقید کردن جمله عطف شده به دو روز که در جمله معطوف علیه مذکور بود، نیز دلیل می خواهد. در جمله”ائتیا طوعا او کرها”آمدن را بر آن دو واجب کرده و مخیرشان کرده به اینکه به طوع بیایند و یا به کراهت، و این را می توان به وجهی توجیه کرد، به اینکه منظور از”طوع”و”کره” – که خود نوعی قبول کردن و نکردن و ملایمت و سازگاری و عدم آن است، این باشد که آسمان و زمین موجود شوند، چه اینکه قبلا استعداد آن را داشته باشند، و چه نداشته باشند. در نتیجه جمله”ائتیا طوعا او کرها”کنایه می شود از اینکه چاره ای جز هستی پذیرفتن ندارند و هست شدن آن دو امری است که به هیچ وجه تخلف پذیر نیست، چه بخواهندو چه نخواهند چه درخواست داشته باشند و چه نداشته باشند، باید موجود شوند.آسمان و زمین هم این فرمان را پذیرفتند و پاسخ گفتند که ما امر تو را پذیرفتیم، اما نه به کراهت، یعنی نه بدون داشتن استعداد قبلی و قبول ذاتی، بلکه با داشتن آن و بدین جهت گفتند”اتینا طائعین”یعنی ما، استعداد پذیرفتن هستی را داریم.

دیدگاهتان را بنویسید