قضیه اما به همین سادگی نیست

او با تکیه بر سنت رواقیون و همچنین دکارت دو اصل را یافته بود: (۱) موجبیت مطلق بدین معنی که اعمال لحظهٔ حال ما حاصل قوانین طبیعت و تجربه گذشتهاست (۲) امور اعتباری و نسبی هستند و هیچ چیز فی نفسه خوب یا بد نیست. ارسطو به شش حكومت معتقد است كه از ضرب دو نوع هدف، كه خدمت به عموم يا فرد، در سه نوع حكومت با عده كم يا همه يا يك فرد حاصل مى آيند. افلاطون معتقد است: تنها کسى که قادر به تنظیم طرح شهر است، همان فیلسوفى است که توصیف کردیم; چون او با نگاه به حقیقت محض و نگاه به شبیه آن صفات، که در عالم انسانى قابل تحقق است، خطوط عمده طرح خود را رسم مى کند.

پس اين مى تواند كاشف از قانون الهى باشد. پس مهمه قبل از ازدواج به اهدافتون فکر کنید و از خودتون بپرسید که چرا دارم به ازدواج فکر میکنم؟ حدود سالهای 524 تا 588 قبل از میلاد میزیست وی اصل نخستین جهان را مادی میدانست و آن اصل نخستین در نظر وی هوا بود. همچنین یکی از دلایل طرح بحث عدالت در جامعه قبل از عدالت در فرد این است که در نظر افلاطون هرگونه تربیت خواه آزاد باشد خواه تحت نظارت دولت وظیفه و کار جامعه است. آنچه فیلسوف میتواند نام عدالت بر آن نهد باید در درونیترین ژرفای طبیعت آدمی ریشه داشته باشد.

به بیانی دیگر، در اسلام افزون بر اینکه ازدواج به خودی خود میتواند هدف قرار بگیرد و به تعبیری مطلوبیت ذاتی دارد، از مطلوبیت غیری نیز برخوردار است و برای رسیدن به اهدافی خاص مورد ترغیب و تشویق قرارگرفته است. شاید سوال پیش آمده این باشد که آیا ازدواج موقت نفع دیگری نیز می تواند داشته باشد یا خیر ؟ فلسفه را ابتدا برای این میخواهد که امور دینی و شرعی خود را با آن بحث و تفسیر کند و البته در این راه آنقدر پیش میرود که اصطلاحا از فلسفه گذر کرده و به عرفان میرسد.

البته در این مورد روی این فرض پیش می رویم که قضاوت انفرادی مردمان که پایه قضاوت دسته جمعی آن هاست عموما در یک عصر یا زمانی واحد ابراز نشده، بلکه در ازمنه مختلف بیان گردیده است و در نتیجه آن قضاوت دسته جمعی که درباره اش صحبت می کنیم به تدریج در طی زمان از به هم پیوستن عقاید مختلف بوجود آمده است. به این معنا که با معین کردن غایتی که مدینه مورد بحث باید دنبال کند یا آن را والاترین هدف خویش برشمارد، نیز تعیین انسانهایی که باید به شهر حکومت کنند، نوع مدینه را مشخص میکند.

توجه به فرهنگ و دانش یونان با حمایت هارون نضج گرفت، او کسانی را به امپراطوری روم فرستاد تا نسخههای خطی یونانی را خریداری کنند و نیز به دانشمندان و مترجمانی که آثار علمی یونانی را ترجمه میکردند هدایا و دستمزدهای هنگفتی اعطا میکرد. او اغلب پیوند بین دو سنت فلسفی تلقی میشود: فلسفهی جهان کلاسیک (یونانی و رومی) و فلسفهی مسیحی قرون وسطی. اما همین میزان نیز بعد به نوعی از بین رفت. حتی رسالات فلسفی نیز به صورت گفتوگوی بین چند نفر نوشته میشدند. یکی دیگر از نظریات وی درباره «جهان بی شمار» است وی معتقد است: این جهان ما یکی پس از دیگری در زمان میآید ابتدا یک جهان پدید آمده، رشد کرده و از بین رفته و آن­گاه جان دیگری همین فرآیند را طی کرده و این تحول دورهای جهانها همیشه جریان داشته است.

2. ارتباط بین علوم و متافیزیک چگونه است؟ تمثیل غار افلاطون از نخستین تمثیلات در تاریخ اندیشه است که نویسنده از طریق آن سعی کرده فلسفه خود را درباره واقعیت و ارتباط دنیایی که ما در آن به سر می بریم با حقیقت نشان دهد. طالبی، قانون طبیعی و نقش آن در فلسفه حقوق یونان باستان، صص10-11. در ادامه به برخی سولات درباره رنه دکارت پاسخهای کوتاه ارائه میدهیم. اما آنچه پارمنیدس از هستی میفهمید، بیشتر به «مفهوم» هستی، نزدیک بود. شریعت الهی بسیار زیاد به عقل نزدیک است تا جایی که آنها را کاملا متحد با یکدیگر خواندهاند.

مثلا خداوند در آیه 171 سوره بقره (آیات مشابهی هم وجود دارد) یعنی: «صمٌ بُکمٌ عُمیٌ فَهُم لا یعقِلون» از کفار یعنی کسانی که به شریعت الهی اعتقادی ندارند، اسم عقل را سلب میکند، یعنی اینکه کفار عقل ندارند. بر اساس همین قرابت است که آیات و روایات و احادیث بسیاری شریعت را عقل خارجی و عقل را شریعت داخلی معرفی کردهاند. این نظریه توفیقی از سوی کسانی مطرح میشود که جمع میان عقل و شریعت را وجهه همت خویش ساخته و در این راه سعی وافر داشتهاند، کسانی چون: فارابی، ابن سینا و ابن رشد.

Republice : کلمه جمهوری ترجمه یونانی کلمه پولیتیاست (politeia) که عموماى این واژه به قانون اساسی ترجمه میشود. اما در تمدن اسلامی این قضیه فرق اساسی با یونان باستان دارد و ما در حوزههای تمدن اسلامی فرهنگ و قدرت گفتوگو و دیالوگ برقرار کردن را خیلی کم داشتهایم. جداپذیری نفس از بدن و بقای آن پس از نابودی بدن، مسئله چالشبرانگیز دیگری است که پس از مسئله وحدت نفس و بدن میتواند پرسشی اساسی پیشِ روی آموزه هیلومورفیسمِ ارسطویی قرار دهد؛ پرسشی که تا مدتها پس از او بهویژه در قرون وسطا از مهمترین مسائل مطرح درباره رابطه نفس و بدن تلقی میشد.

او آگاهانه در مییابد که شعوری ورای جهان نیست و این تنها انسان است که میتواند به زندگیش معنایی ببخشد (کمبر، 2006، 10). به نظر کامو پوچی یعنی درک بیهودگی زندگی و انصراف خاطر از هر گونه موجود متافیزیکی و ارج نهادن به نفس زندگی و مواهب طبیعی آن. و بالاخره كتابهایی كه حكما اختصاصا درباره خدا و معاد و معمولاً به نام «المبدأ و المعاد» نوشتهاند ـ مانند كتاب المبدأ و المعاد ابن سینا، المطالب العالیه امام رازی، المبدأ و المعاد صدرالمتألهین و همچنین كتابهای اسرار الآیات، المظاهر الالهیه، المشاعر، عرشیه و مفاتیح الغیب او و نیز رساله زادالمسافر او، كه اختصاصا در باب معاد جسمانی است ـ نمونه دیگری از این نحو تأثیرند.

تعبیر علم کلام از سده دوم هجری بر سر زبانها افتاد و تا سده ششم به عنوان یک علم مستقل و حتی گاه رو در رو با علومی مانند فلسفه و عرفان به رشد و گسترش خویش ادامه داد. این میان متکلمان توانستند با فاصله گرفتن از فلسفه بحثهای انتقادی فوق العادهایی بکنند، که خود یک جریان فکری ـ فلسفی را موجب شد با اینکه خود اینان بعضا دست به تکفیر فلاسفه زده بودند، بزرگ این جریانات را میتوان «امام محمد غزالی» دانست. ماهاتما گاندی (رهبر فقید انقلاب هند): زن با اینکه به ظاهر درصدد آزادی برآمد، ولی در خطر جدیدی قرار گرفت و آن خطر، بازیچه قرار گرفتن و وسیله هوسرانی های مرد شدن است.

در عرب جاهلیت میتوان گفت که این امر وجود داشت مثلا در منابع موجود است که در ماههای حرام و در بازار عکاظ مکه شعرا به شعرخوانی و بعضا جدل شعری میپرداختند به طوری که بیت به بیت همدیگر را جواب گفتند، ولی گویا اشعار در موضوع واحدی نبوده است و ملاک فقط قدرت شاعرانگی بوده است. بنابراین آن چه در مجموع می­توان درباره عدالت افلاطونی گفت این است که عدالت افلاطونی صرفاً نظریهای سیاسی و اجتماعی نیست بلکه دیدگاهی درباره کیفیت درونی نفس و در واقع بزرگترین موهبت نفس است.از این رو زندگی بدون عدالت ارزش زیستن ندارد، همان گونه که زندگی بدون تندرستی فاقد ارزش زیستن است.

در پاسخ به این سؤال که آیا جمهوری کتابی درباره نظام سیاسی است یا اخلاق باید گفت که برای افلاطون اخلاق و سیاست از هم جدا نبودند. اشتراوس، فلسفه سیاسی چیست، ترجمه فرهنگ رجایی، ص178؛ پاپاس، راهنمای جمهوری افلاطون، ترجمه بهزاد سبزی، ص80. افلاطون، دوره آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی، ک2191. بورمان، کارل، افلاطون، ترجمه حسن لطفی، 1387ش، صص30-36. پاپاس، راهنمای جمهوری افلاطون، ترجمه بهزاد سبزی، صص125-126. استیس، والتر، تاریخ انتقادی فلسفه یونان، ترجمه یوسف شاقول، انتشارات دانشگاه مفید، 1385ش، ص43. سؤال اول این است که راز تکثر بیش از حد در فلسفه غربی و عدم تنوع در فلسفه اسلامی چیست؟

نظرتان در مورد روانشاد آشتیانی چیست؟ معنای زندگی چیست؟ برخی از مردم به این خاطر جذب فلسفه می­شوند که امیدوارند فلسفه بتواند پاسخی به این معمای قدیمی بدهد. برای آغاز بحث، لطفا نخست از گذشته، زندگی علمی، تحصیلات و آثار خود بگویید. فلسفه زندگی اما، یک فلسفه به معنای غیررسمی است، به عنوان یک فلسفه شخصی، که تمرکز آن برطرف کردن سؤالات وجودی در مورد وضعیت انسان است. امروزه این لافزنان آنقدر در جامعه زیاد شدهاند که متاسفانه عرفان واقعی (که جدای از فلسفه نیست) رو به فراموشی است؛ و باید دانست که منظور از عرفای راستین کسانی چون: محی الدین ابن عربی، شیخ اشراق، حضرت ملاصدرا، شیخ ابوسعید ابوالخیر هستند؛ و در ضمن در بحثهای علمی در این مورد باید از اکثر کسانی که در «تذکرة الاولیا» و کتبی از این دست، نامشان آمده، گذر کرد، چرا که در این نوع متون شروع به افسانهپردازی و داستانسراییهایی در حول و حوش این اسامی شده است و این داستانهای تاویلپذیر فقط برای بیان نکات اخلاقی و همینطور آموزش معنوی جامعه و آیندگان بوده است.

اگر شیخ اشراق به اعتباریت وجود تصریح نکرده بود و فقط قاعده نور را بیان کرده بود، مانعى نبود که سخنش توجیه و تأویل شود که مقصود از «نور» ماهیت خاص نیست، بلکه منظور حقیقت وجود است. اگر اينچنين نیست باید مسيرتان را عوض کنید. را بخوانند اگر ابتدا به سراغ کتاب «زبان رمزی افسانهها» نوشته م.لوفرـ دلاشو ترجمه جلال ستاری، منتشر شده توسط انتشارات توس، بروند، درک بهتری از این متون خواهند داشت. افلاطون میگوید از طریق تعلیم و تربیت میتوان مفهوم صحیح سلسله مراتب طبیعی را با زبان اسطوره برای افرادی که نمیتوانند حقیقت را به درستی درک کنند قابل فهم کرد و سقراط با بیان اسطورهای میگوید از ابتدای خلقت یعنی زمانی که خداوند انسانها را آفریده وجود کسانی را که در آینده زمام کشور را به دست میگیرند را به زر سرشت و به همین جهت آنان گرانقدرتر از دیگران هستند و چون زر و سیم خدایی در درونشان به مقدار کافی است به زر و سیم زمینی نیاز ندارند.

اول آن که زنان توجه زیادی به نکات حجاب داشته باشند و از کارهایی که سبب خودنمایی میشود، جلوگیری کنند. همیلتن کاملاً به این مسئله توجه دارد که «زندگی بسیار بسیار پیچیدهتر و در برابر توضیح مقاومتر از آن است که بتوان با مطالعهٔ کتب دانشگاهی دربارهٔ فلسفهٔ اخلاق درکی کامل یا رضایتبخش از آن به دست آورد»، اما میکوشد که به قول ویتگنشتاین «تعبیر خود را از امور» به دست دهد. در عين حال بايد ادعاهاي كساني را هم كه تصور ميكنند به حقايقي طمأنينه بخش درباره واقعيت از راه الهام دست يافتهاند مورد توجه قرار داد و از آنها غفلت نكرد.

دیدگاهتان را بنویسید