معرفی مفصل بیش از 35 کتاب برای شروع فلسفه و فلسفیدن

آیا واقعیتی که نام «انقلاب فرانسه» به آن اطلاق شود، وجود دارد و آیا اصلا از روایتهای مختلف انقلاب فرانسه میتوان به یک جمعبندی رسید؟ نکته دیگر که شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد و البته من هم این موضوع را شنیدهام و ضامن صحت و سقم آن نیستم؛ در ایام انقلاب روزی در منزل آقای میرزا هادی خان حائری رحمۀ الله علیه که هیچ ربطی به آقای شیخ عبد الکریم حائری ندارند – دوستان مستحضر باشند که حائری در حقیقت یعنی کربلایی و اشخاصی که حائری خوانده میشوند منتسب به کربلای معلیاند.

او بر موضوع فلسفه خالص، بر روی آثار فیلسوفان بسیار مشهور و نامی متمرکز شده است. اما بنده در این گفتار، بر شخصیت و حکمت عملی ایشان تاکید خواهم داشت؛ چون حکمت نظری ایشان در آثارشان هست و میشود به آن رجوع کرد. چنانکه افلاطون در تئهتتوس به تمسخر متوسل میشود. در تیمائوس به اسطوره متوسل میشود. بعدها این آدم متحول میشود. بعدها چانوت دعوت نامهای برای دعوت از دکارت به دربار ملکه کریستینا که در پایان جنگ سی ساله (1648-1618) به یکی از مهمترین و قدرتمندترین پادشاهان اروپا تبدیل شده بود، ارسال کرد. این پرسشی بوده که قبلا هم در فلسفه مطرح شده، در عرفان خودمان مطرح شده، مثلا ملاصدرا و ابن سینا، ادعاهای طرح مساله وجود را دارند.

شما این تخصص را تقریباً در همه علوم میتوانید ببینید اما در فلسفه هنوز تخصص به این معنا وجود ندارد. یعنی در این دوران آدمی است که مشخصه همه نوشتههایش مدرن ستیزی است و از طریق داد و قال و ناسزاگویی و اینها. متا در واقع به معنی بعد می باشد. به او گفتم این چه کاری است؟ البته قبل از همه این پرسشها این مطرح میشود که اصلا چه لزومی دارد.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. نیاز دیگر ما به فلسفه آن است که همه ما انسانها در زندگی برای عمل کردن، مجبوریم که همواره تصمیم بگیریم. مفاهیم علم ما ماهوی است یا فلسفی یا منطقی؟ فکر میکنم در Gesamtausgabe یا مجموعه آثار، شماره ۶۰ باشد که درباره حیات دینی و متن یونانی انجیل هست. شما میبینید دو ترم اختصاص میدهد به پدیدارشناسی حیات دینی. اما به هر دو رکن نقدهایی وارد است، دزدی که دست به دزدی میزند دزدی را حداقل برای خود نیک میپندارد با اینکه میداند از نگاه اجتماعی این کار خطا است، پس صرف معرفت باعث بروز اعمال اخلاقی نمیشود.

و اصلاً معنی هیولی هم همین است، زیرا هیولی خود چیزی نیست بلکه همانطور که در متن بالا آمده، استعداد است و از این جهت قوه ایست که حادث می شود، یعنی با پذیرفتن صورتی، به چیزی تبدیل می گردد. نبايد از اول بنا را بر اين بگذاريم كه ادعاهاي ابراز شده درباره حصول معرفتِ موثق و معتبر در تجارب ديني و عرفاني كه سيماي ديگري از واقعيت دارند لزوماً نادرستند، و به عنوان ناموجّه آنها را كنار نهيم، آن هم تنها به اين دليل كه با نوع خاصي از ماترياليسم، كه به هيچ وجه نه اثبات شده و نه حتي واقعاً مورد حمايت علم جديد است، تطبيق نميكند.

ازپارمنیدس در حدود ۱۲ صفحه از یک قصیده بر جای مانده است: خدایان فیلسوف را دارند میبرند به سمت کسی که میخواهد به فیلسوف بگوید چه چیز حقیقت است و چه چیز حقیقت نیست. و بدینصورت روزه داران واقعی می توانند بدانند که فقرا و مساکین و مستمندان در چه حالتی زندگی می کنند و چطور درد گرسنگی را تحمل می نمایند و بطور فیزیکی و حسی می توانند درک نمایند که گرسنگی چه طعم تلخی دارد؟ اخلاق در اصطلاح دانشمندان و عالمان اخلاقی، معانی و كاربردهای متفاوتی دارد. اخلاق و حقوق و سایر قراردادهای اجتماعی و سیاسی با هم چه ارتباطی دارند؟

فرمودید خودتان هم نمیدانید چه انگیزهای داشتید. شما خودتان هم میدانید که این کتاب، کتاب سختی است. این را در درسگفتاری مطرح میکند از همان درسگفتارهای فرایبورگ شماره ۵۶-۵۷ هست تحت عنوان به سوی تعریف فلسفه. انسان بهطور ذاتی عاشق دانایی است و فلسفه، همانطور که از معنای لغوی آن (فیلوسوفیا به معنای عشق به خرد) هم برمیآید، انسان را عاشق دانستن میکند. و چه بسا رازهايي كه از فهم انسان خارج هستند. میگوید تو به نیستی هرگز نمیتوانی فکر کنی، بنابراین لاجرم مجبوری بپرسی چه هست و آنچه هست چیست. میگوید بله ارسطو دنبال چیز ثابتی میگشت چون میخواست جواب بدهد به سوفیستهایی که میگویند: انسان معیار همهچیز و متراژ همهچیز است.

هیچ چیز جز آزادی نمیتواند برای انسان ارزش داشته باشد. چند فرض هستیشناختی در اینجا به کار میآید: تاریخ از رفتار انسان در نهادها و ساختهای انسانی شکل گرفته است. خیلی ساده. ارسطو در شروع یکی از کتابهای متافیزیک نشان میدهد که هستنده معانی چندگانه دارد. فکر میکنم یکی از دلایل اصلی این امر نبود یا کمبود یک زبان فلسفی روشن است که بتوانیم با آن مسائل را بسیار ساده و واضح و به شکلی غیرفنی با عموم مردم در میان بگذاریم. برخلاف نظر برخی خاورشناسان، اندیشهٔ فلسفی با دوره ترجمه در قرن دوم آغاز نشد، بلکه پیش از آن این اندیشه پدید آمد؛ هرچند با نام عنوان فلسفه نبودهاست، اما از جمله عوامل بسیار مؤثر در شکوفایی تفکر فلسفی در جهان اسلام، تعالیم قرآن و پیشوایان اسلامی در این زمینه بودهاست و تأمل در معارف کتاب و سنت، الهام بخش متفکران مسلمان در روی آوردن به تفکر عقلی بودهاست.

كاربرد قانون اول درمورد قضايا اين است كه براساس آن يك قضيه ممكن نيست هم صادق باشد و هم كاذب و براساس قانون دوم يك قضيه بايد يا صادق باشد يا كاذب. بیت اول ظاهرا از عبدالغنی النابلسی هست و بیت دوم از مولوی. من این کتاب هستی و زمان را یادم هست در یک کتابفروشی در خیابان مخبرالدوله به نام دانش خریداری کردم. مثل اینکه شما بگویید قند در فنجان است. وی با بیان اینکه پوشش اسلامی و عفاف ورزیدن از منظر شرع مقدس ابعاد مختلفی را در برمیگیرد، افزود: در قرآن کریم به صراحت در خصوص حجاب و عفاف سخن گفته شده و حتی به نوع راه رفتن که نباید به گونهای باشد که جلب توجه کند، نیز توجه شده است.

حقیقت در اینجا هیچ معنایی نمیتواند داشته باشد، مگر آنکه آن را رفع پوشش یا رفع حجاب از هستندگانی بدانیم که خودشان را به ما نمیشناسانند. حتی نحوه تغذیه، پوشش و نیز چگونگی تفریح و تفرّج را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. قسمت زيادي از مسائل فلسفي مربوط به نحوه علم ما به اشياء و امور است نه مربوط به خود اشياء و امور، و اين هم دليل ديگري است بر اينكه چرا فلسفه فاقد محتوا به نظر ميرسد. اگر پدید آمدن پیام حق – که پیام حق هم عبارت است از پیام رستگاری انسانها – فلسفه و حکمت و لزومی دارد و مسؤولیتی بر دوشِ آورندگان آن پیام – که پیامبر و ادامههای راه پیامبر تا ابد است – میگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید