منظور از اخلاق خوب چیست و یک زن خوب و خوش اخلاق چگونه است؟

در عصر کنونی پرداختن به موضوع مورد بحث از اهمیّت ویژه ای برخوردار است چراکه قدرت­های بزرگ با توسّل به زور به کشورها حمله می کنند و عدهی زیاری را به خاک و خون می کشند و هدف خود را نیز تلاش در جهت بسط اخلاق و استقرار مفاهیمی همچون آزادی و دفاع از حقوق بشر معرّفی می کنند لذا لازم به نظر میرسد، برای دفاع از اخلاق و و محکوم کردن جنایاتی که به نام اخلاق در جهان معاصر صورت می گیرد، باید ملاک ارزش حقیقی افعال اخلاقی را به وضوح تبیین کرد تا از سویی اندیشه و عمل کسانی که به نام اخلاق شنیع ترین اعمال را انجام میدهند محکوم شود و از سوی دیگر بطلان نسبیّت اخلاق و نسبی نبودن ارزش های اخلاقی مشخّص گردد.

در یونان باستان و در غرب معاصر، نظام­های اخلاقی متعددی پیریزی شده و به وسیلهی پایهگذاران آنها معرّفی گردیده است، بیشتر این نظام­ها مربوط به دوران پس از رنسانس است که در آن دوره، شیوهی بحث و بررسی موضوعات دچار تحوّل گشت و یکی از پیامدهای این رویکرد، پدیدهای به نام «سکولاریسم» و تفیک دین از جوانب و شؤون مختلف حیات دنیوی بشر بود. جی، ای، مور که از جمله بزرگترین فلاسفهی شهودگرا است و رویکرد به شهودگرای در قرن حاضر از اثر او با نام بنای اخلاق آغاز میگردد، بر این عقیده است که «خوب»، تعریف ناپذیر، شهودی و بدیهی است.

البته در تبیین اوصاف و خصوصیات حسّ اخلاقی، میان طرفداران این نظریه اختلاف است بعضی آن را نیروی شعور مخصوص، پارهای آن را نیروی عقل و دسته دیگر آن را با نام وجدان یاد میکنند. ثالثاً: مشکل دیگر وظیفهگرایی نادیده انگاشتن پیامدهای عمل و نیز انگیزههای فاعل در انجام دادن کار است. بدون توانایی بسط دادن مفهوم «ارزش مستقل طبیعت»، دلیلی واقعی برای تلقیکردن کوهها، جنگلها و خاک بهعنوان بخشی از اجتماع بسط یافته اخلاقی نداریم.

احساس گرایی به نظریهای گفته میشود که منکر وجود حقیقتی ورای گزاره­ ها و احکام اخلاقی است و کارکرد احکام و مفاهیم اخلاقی را تنها نشان دادن تأثر و یا گرایش و یا ابراز تمایل گوینده برای ایجاد انگیزه­ای همانند در مخاطب میدانند؛ مثلاً وقتی انسان با حادثهی دلخراشی روبرو میشود متأثر میشود، این حالت تأثر خود را به یکی از دو صورت میتواند بروز دهد، یکی با گفتن «وای» و دیگری با گفتن جمله «چه حادثه بدی» و یا اگر شاهد لطف و جوانمردی کسی باشد، دچار نوعی گشادگی و سرور میشود و این حالت خوشحالی را به صورت «به به» و یا گفتن جمله «چه رفتار خوبی» ابراز مینماید.

از سویی با توجه به مفهوم نسبی گرایانه جنسی( یعنی آنچه به لحاظ جنسی در جامعه ای خوب است در جامعه دیگر زشت شمرده شود) مثلا ممکن است در جوامع غربی, بی حجابی و یا هم جنس بازی آزاد باشد ولی این اعمال در اسلام مجاز نیست . شخصیت یکپارچهای که اشخاص انسانی را دارای آن میدانیم، ممکن است متلاشی شود و افرادی که در مراحل پیشرفته بیماری آلزایمر هستند، اگر بهوسیله علائق افراد دیگر در حفاظت از آنها در این دایره شمول قرار نگیرند، ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.

در حال حاضر تصور عدهای بر این است که این برداشت استاندارد از اخلاق عملی، چیزهایی مانند روابط و احساسات شخصی را بهعنوان بخشهای اصلی چگونگی دیدگاه اخلاقی ما از قضایا ازنظر دور میدارد، اما دیگران عقیده دارند که میتوان باعث شد که این امور در دایره شمول اخلاق عمل قرار گیرند. در فلسفهی کهن غرب که در یونان باستان ریشه دارد، اخلاق، مفهومی مشابه تعریف علمای مسلمان از آن دارد و ملکه نفسانی شمرده شده است، چنانکه ارسطو بر این باور بود که فضائل اخلاقی نتیجهی عادتها یا ملکات نفس است، ما استعدادهایی را به ارث میبریم که به خودی خود خنثی و بیطرف است و تربیت و عادت است که شخصیت ما را میسازد پس هر فضیلتی یک عادت شکل یافته است.

پیامبر اكرم در حدیثی درباره همسایه سه بار قسم خورده چنین فرمودهاند: «والله لایومن، و الله یومن و الله یومن، قیل من یا رسول الله؛ قال الذی لا یامن جاره بوائقه»؛ قسم به خدا مومن نیست، قسم به خدا مومن نیست، قسم به خدا مومن نیست، پرسیده شد چه كسی ای رسول خدا؟ مسلمانان باید همواره هوشیاری و آگاهی خویش را نسبت به مسائل سیاسی حفظ کنند و ملت و دولت های اسلامی خود را در برابر جهان اسلام مسئول بدانند ، در غم و شادی یکدیگر شریک باشند ، در حل مسائل و مشکلات همدیگر را یاری رسانند ،رسول گرامی اسلام (ص) همه مسلمانان را به مشتی گره خورده ، تشبیه کرده که همواره باید صلابت ، استواری ، عزت و غیرت خود را تقویت کنند و به رخ بیگانگان بکشند.

اگر در این بررسی موضوع ملاک ارزش اخلاقی افعال، با یک رشته سیستم های اخلاقی روبرو می شویم که با یکدیگر اختلاف جوهری دارند، این به خاطر اختلاف پایهگذاران آنان در شناخت انسان است، و اختلاف دیدگاهها در شناخت، مایهی اختلاف در امور مربوط به ارزشهای اخلاقی شده است. باید به کودک آموزش دهید که هر شخصی استعداد و توانایی متفاوتی دارد ، پس نباید خودش را با دیگران مقایسه کند، حتی با خواهر و برادرش ،چون قطعا خواهر، برادرها هم از نظر باورها و عقاید با یکدیگر تفاوت دارند. به بیان دیگر، همهی انسانها دربارهی رفتار و اعمال خود و دیگران داوری میکنند پارهای از افعال را نیک و پارهی دیگر را بد مینامند، چنان که انسانها را گاه نیک و گاه بد میشمارند، آنچه در این نوشتار مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت، این است که بدانیم انسانها با چه میزانی و معیاری دست به این قضاوتها میزنند و خوب و بد انسان و یا انسانهای اخلاقی و غیراخلاقی را از یکدیگر باز میشناسند؟

پریچارد (H.PRICHARD) و برخی دیگر از فلاسفهی غرب بر این باورند که خوبی و بدی و درستی و نادرستی عمل به این است که عمل از چه نوع بوده باشد، مانند اینکه وفای به عهد درست است و صواب، دستگیری از بینوایان خوب و درست است و نیز راستگوئی ارزش اخلاقی دارد، نه از جهت انگیره فاعل و یا آثارش و نتایج هر یک، بلکه از آن جهت که نفس این کارها درست و خوب است، چه این که فاعل و انجام دهنده کارهای یاد شده انگیزه و ارادهی خیر داشته باشد یا نه و نیز بدون نظر به آثار و پیامدهای راستگوئی و وفای به عهد، این امور مستحسن است.

از جمله دیدگاهها و نظریات اخلاقی، نظریه نتیجهگرایی است، نظریهای که درستی و یا نادرستی همه کارها را وابسته به آثار و نتایج آنها میداند، صاحبان این دیدگاه از حیث نوع پیامدی که آنرا ارزش دانسته­اند به دو دسته تقسیم می­شوند: گروهی نتیجه ارزشی را «لذت» دانستهاند و گروهی دیگر نتیجه ارزشی را «خیر» معرفی کرده­اند. بحران فرهنگی، بحران هویت، بحران مشروعیت و سایر بحرانهای اجتماعی محصول و زاییده ضعف و یا اضمحلال فضایل اخلاقی در جامعه هستند و چنانچه جامعهای به زیور اخلاق آراسته باشد و معیارهای اخلاقی راهنما و نقشه راه آحاد آن جامعه قرار گیرند، از طریق مستقیم منحرف نشده و به آسیبهای گوناگون اجتماعی مبتلا نخواهند شد.

دیدگاهتان را بنویسید