نسبیت و اخلاق اسلامی

• مسئوليت از قانون و باورهای فرد شکل می گيرد. در اين مورد فرد پاسخگوست و مسئوليت تصميمها و پيامدهاي آن را می پذيرد؛ سرمشق ديگران است؛ حساس و اخلاقمند است؛ به درستکاري و خوشنامي در کارش اهميت می دهد؛ برای ادای تمام مسئوليتهای خويش کوشاست و مسئوليتی را که به عهده می گيرد، با تمام توان و خلوص نيت انجام می دهد. يكي از عمده ترين دغدغه های مديران كارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ايجاد بسترهای مناسب بـراي عوامل انساني شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئوليت و تعهد كامل به مسايل در جامعه و حرفه خود به كار بپردازند و اصول اخلاقي حاكم بر شغل و حرفه خود را رعايت كنند.

علم اخلاق از جمله دیرینه ترین دانش های بشری است، چراکه از دیرباز دغدغه بشر بوده است و در کهن ترین متونی که از فرهنگ های مختلف بر جای مانده نیز با آموزه های اخلاقی مواجه می شویم توصیه ها و دستورات فراوانی که از حکما و فرزانگان درباره رفتارهای درست و نادرست و خصلت های خوب و بد رسیده، همه گویای سابقه دیرینه این دانش است و در تعریف و توصیف این واژه، ادبا، فلاسفه، عرفا و سایر اندیشمندان سخن گفته و هر یک به قدر وسع و به تناسب دریافت شخصی خود به ارائه تعاریف متنوع پرداخته اند.

مثلاً مسائل اخلاقی را از دیدگاه اسلام یا مسیحیت بررسی می کند؛ گزاره هایی مانند «عدالت خواهی خوب است»، «دروغگویی بد است»، «کمک به مستمندان وظیفه ماست» و «سقط جنین ناصواب است» بیانگر این توصیف است. مثلاً وقتی میگویند فلانی خوشاخلاق است، یعنی در رفتارهای او کارهای ارزشمند و پسندیده زیاد دیده میشود، و هنگامی که گفته میشود: فلانی بداخلاق است، یعنی رفتارهای او فاقدِ ارزشهای الهی و انسانی است.

امام سجّاد(ع) می فرماید؛ حقوقی شما را در بر گرفته؛ یعنی حقوقی که دیگران بر گردن شما دارند و شما باید از عهدة آنها برآیید، نمی فرماید شما بر گردن دیگران حقّی دارید که آنها باید در مورد شما رعایت کنند. بنابراین می توان با شهامت و قطعیت بر پایه تحقیق و کاوش علمی واعتراف همه روشنفکران منصف ادعا کرد تنها قوانینی که صلاحیت دارند زیربنای تدوین نظام اخلاقی قرار گیرند،تعالیم هدایت بخش اسلام است .

بنابراین به نظر میرسد که ارائه دلیل برای بیان دیدگاهی گستردهتر از اجتماع اخلاقی، به این توافق ما بستگی دارد که ارزشهای مستقلی در طبیعت وجود دارند. در این مرحله گزارشی از فرایند طبیعی رشد که به صورت یک قانون و فراتر از اختیار انسان صورت می پذیرد ارائه می شود و به نوعی جبرهای حاکم بر رشد اخلاقی انسان بیان می شود. در صداقت شما شک نیست، آنچه باعث این بدنگری میشود، بعد غیرانسانی یا شیطانی «درونی»، انسان است که او را دچار وسوسه میکند.

در این دیدگاه ملاک و معیار فعل ارزش اخلاقی در توجه نمودن به بیشترین غلبه خیر به شر یا کمترین غلبه شر بر خیر است. ازاین رو، آن طور که روایات مربوط به احکام عبادی با دقّت، مورد نقد و بررسی سندی و دِلالی قرار می گیرند، روایات اخلاقی این گونه نیست و بدون کمترین مناقشه و جرح و تعدیلی، مورد استناد قرار می گیرد و تماماً نقل می شوند و نوعاً کسی به ضعف سند یا دلالت آنها کاری ندارد!

اصولا اخلاق کاری شما در روابط شما شکل می ­گیرد و بستگی به این دارد که تا چه میزان می­ توانید به رسیدن به اهداف گروه کمک کنید. شما به عنوان یک کارمند عضوی از یک سازمان هستید. اخلاق سازمانی مربوط به رفتار اخلاقمدار سازمان در حین انجام عملیات است. لازمه­­ ی نظم تمرکز، تعهد و عزم است تا بتوانید کاری را که باید انجام دهید. کورتالیسم معتقد است هر کاری که به لذت فرد بینجامد، خوب است و هر کاری که رنج آور است، بد است وی معیار و ملاک ارزشهای اخلاقی را لذت شخصی میداند و بیشتر بر لذتهای جسمانی تأکید میکند.بنابراین دیدگاه، معیار خوب و بد، لذت و الم شخصی است.

یک عمل در صورتی از لحاظ اخلاقی درست است که نتایج آن بیشتر مطلوب باشد تا نامطلوب. “خلق ملکه ای نفسانی است که باعث صدور افعال بدون فکر و تامل است و در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات، آنچه به سرعت از بین می رود، آن را حال خوانند و آنچه زوال آن به کندی باشد، آن را ملکه گویند. ایمان، یک باور است و حالت نفسانی به شمار میرود، ولی چون از روی اراده و اختیار انجام میگیرد، یک عمل اختیاری به حساب میآید.

از نظر آن ها اخلاق تنها شامل صفات نفسانی پایداری است که در نفس آدمی به وجود آمده ولی شامل صفات ناپایداری که به صورت ملکه نفس در نیامده اند نمی باشد. در فلسفهی کهن غرب که در یونان باستان ریشه دارد، اخلاق، مفهومی مشابه تعریف علمای مسلمان از آن دارد و ملکه نفسانی شمرده شده است، چنانکه ارسطو بر این باور بود که فضائل اخلاقی نتیجهی عادتها یا ملکات نفس است، ما استعدادهایی را به ارث میبریم که به خودی خود خنثی و بیطرف است و تربیت و عادت است که شخصیت ما را میسازد پس هر فضیلتی یک عادت شکل یافته است.

↑ عالمی، رابطه دین و اخلاق، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۲-۱۲۰. بنابراین، ما در پرداختن به اخلاق، نیازمند نگرش سیستمی هستیم. اخلاق دستوری یا اخلاق هنجاری از موضوعاتی است که در حوزه فلسفه اخلاق مورد بحث قرار می گیرد در این شاخه از اخلاق، ما به طریق عقلانی میکوشیم، معیارها و قواعدی را عرضه کنیم که به کمک آنها، اعمال خوب و درست را از اعمال بد و نادرست تشخیص دهیم یا به تعبیر دیگر، به طریق عقلانی میکوشیم اصولی را کشف کنیم که به ما کمک میکند چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم یا چه کارهایی خوب، و چه کارهایی بد است بنابراین، آنچه در این حوزه برای فیلسوف اخلاق اهمّیت دارد، کشف این نکته است که چرا انسانها بعضی از اعمال را خوب و بعضی دیگر را بد میدانند و چه اعمالی را باید و چه اعمالی را نباید انجام دهند.

اخلاق، مجموعهای است از آنچه در انسان به صورت عادتها و رفتارها نمود مییابد. پرواضح است که شقاوت مایه دوزخ، و سعادت موجب رضوان الهی میگردد و اگراین شقاوت و سعادت، نتیجه دستاورد خود انسان نباشد، مستوجب دوزخ و رضوان نخواهد گردید. دلسوز و رحيم است؛ در مصائب ديگران شريک می شود و از آنان حمايت می کند؛ به احساسات ديگران توجه می کند؛ مشکلات ديگران را مشکل خود می داند. • برخورد عقلاني و روشمند در مواجهه با مشکلات اخلاقي پيشآمده در سازمان و اقدام برای برطرف کردن آن ها. در این کتابها ابتدا هر صفت اخلاقی، تعریف میشود و سپس از مسائلی چون عوامل شکلگیری و پیامدهای آن سخن به میان میآید.

در این صورت اعتقاد به خدا هم نباشد اشکالی ندارد. اگر نتایج بد بیشتر بود در این صورت عمل مورد نظر از لحاظ اخلاقی نادرست و اگر نتایج خوب بیشتر بود، در این صورت، این عمل از لحاظ اخلاقی درست است. نظریات غایتگرا، درستی یک عمل را صرفاً به وسیله تعیین میزان فایدهی حاصل از آن قابل تشخیص میدانند. پس ملکه کیفیتی بوَد از کیفیات نفسانی و این ماهیت خُلق است”.فیض کاشانی در کتاب المحجه البیضاء نیز علم اخلاق را علمی می دانند که :”به کمک آن از حالات مختلف قلب اطلاع حاصل می شود که برخی از آنها پسندیده است، مانند صبر، شکر، اخلاص و شماری دیگر مذموم و قبیح است مانند حد و خیانت”.

خلق، به معنای عادت (ملکه) نفسانی است که افعال، بنابر اقتضای آن به آسانی از آدمی سر می زند. یا سؤال از چگونگی تسلط بر یک علم یا یک مهارت و انتظار تحصیل آن در مدتی ناچیز. منظورم بیشتر اخلاقی است که در فرهنگ اسلامی پروده شده یا اخلاقی که در فرهنگ لیبرالی پرورده شده است. لذت، سود، قدرت، رفاه و کمال، هر یک ممکن است غایت و نتیجه اخلاقی کارها و معیار ارزشهای اخلاقی به حساب آیند.در این دیدگاهها، ملاک درستی یا نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار همان ارزشهای بیرونی و خارج از حوزهی اخلاق است که به وجود میآورد.

2 ـ تدریج و زمان بری: پیدایش ملکه محتاج زمان و تدریجی است و هیچ صفتی یک باره در وجود آدمی پدید نمیآید و از بین نمیرود. امّا اگر اصول غیر مدون وجود داشته باشد که جامعه آن را پذیرفته و یا رد کرده، جنبه اخلاقى پیدا مىکند. این شاخه از اخلاقکه به آن فلسفة اخلاق نیز گفته میشود، سنّت اصلی و رایج در حوزة فلسفة اخلاق است که مباحث دوران پیش از سقراط و زمان او و زمان افلاطون و ارسطو و…

بخش HRM میتواند این کار را از طریق آموزش، ارتباطات و انضباط انجام دهد. در این بخش مجموعهای از احادیث پیامبر در مورد اخلاق را گردآوری کرده ایم. دربارة مورد اخیر باید گفت در اخلاق حرفهای اسلامی، ملاک نهایی اخلاق همانا خواست خداوند ـ خیر مطلق ـ است. 2. روش انبیاء و پیامبران، ما در این جا هر دو روش را به صورت گذرا و مختصر مورد بررسی قرار می دهیم. اگر نتوانید این کار را انجام دهید، داشتن اخلاق کاری شما زیر سوال می ­رود. رفتار فردی اخلاقی یا غیراخلاقی کارمندان در محیط کار هم تحتتأثیر رشد اخلاقی خودشان و هم تحتتأثیر نفوذی است که فرهنگ سازمان بر آنها اِعمال میکند.

دیدگاهتان را بنویسید