واسه تربیت کودکت، این چیزها رو هیچ وقت بهش نگو

پدر و مادر در راه خیر و صلاح فزرندان و تربیت او حق تنبیه فرد را دارند اما تنبیه نباید از حدود تادیب تجاوز کند منظور این عبارت ان است که نباید تنبیه صدمه ی جسمی و روحی به کودک وارد آورد ابهام قانون و عدم صراحت آن در مورد اشکال غیر قانونی تنبیه جسمی و روانی موجب تضییع حقوق کودک بر اساس کنوانسیون جهانی حقوق کودک می شود به عبارت دیگر والدین نباید تصور کنند کودک، در مالکیت آنهاست و چون تربیت فرزند به عهدهی ایشان است حق دارند به هر نحوی که بخواهند با طفل رفتار کنند و هر نوع تنبیه را نسبت به آنان اعمال نمایند.

مادر با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، فرزند را از عالم نا پاکی ها، حسدها، کینه ها و رذائل اخلاقی دور می سازد و در دلش مهر و صفا و خیر اندیشی نسبت به همنوعان پدید می آورد. عدهای دیگر ضرورت تربیت اخلاقی و ارزشی را مورد تردید قرار میدهند و برخی امکان چنین تربیتی را منتفی میدانند. یکی از جنبه های مهم نقش تربیتی مادر، نقش وی در پرورش عواطف فرزند است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان برای پدر و مادری که نسبت به تربیت فرزند و توجه عاطفی و جسمانی به او اهمال روا دارند و یا در تنبیه طفل شدت عمل به خرج دهند مجازاتهایی در نظر گرفته شده تا جایی که حضانت طفل را موقتاً یا دائماً بسته و عملکرد والدین از آنان سلب می کنند.

یک زن و شوهر وقتی میتوانند تصمیم به قبول طفلی به عنوان« فرزند خوانده» بگیرند که هر دوی آنها کودکان را دوست داشته و احساس کنند بدون داشتن طفل زندگی برای آنها مشکل است. نقش مادر در تربیت اخلاقی فرزند بر همگان روشن است و چندان نیازی به تبیین ندارد؛ چرا که مادر الگوی رفتاری و اخلاقی برای فرزند است، هر کار ریز و درشتی که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او با دیگران تأثیر می گذارد. اما برای اجتناب از مشکلات عملی که در اثر اختلاف سلیقه پدر و مادر سرپرست ممکن است بروز نماید و با توجه به این که اساساً در حالتی که کودک فرزند واقعی خانواده است ولایت قهری با پدر و مادر در این مورد نقشی ندارد و چون فرزندی هم که به موجب حکم دادگاه و بر اساس قانونی خاص در خانواده ای پذیرفته شده، همان نقش فرزند طبیعی را ایفا می کند و حقوق مشابه او را خواهد داشت، بنابراین بهتر آن است که معتقد گردیم اداره امور مالی و به طور کلی ولایت طفل با پدر است و در صورت فوت پدر چون پدربزرگ سمت و نقشی ندارد لذا برای کودک باید قیم تعیین شود.

دوست دارند به او نزدیک شوند او را بیابند ، منابع عقاید و ایدههای خود را در جنبهی حقیقت و اخلاق از او به دست آورند که قدرت بالاتری است و بر این اساس از پدر و مادر بی نیاز شوند و این حلقه تا مدتهای دراز آنان را به خود مشغول میدارد. تا اینجا ۱۱ نکته مهم و اساسی در خصوص تربیت اولاد و کودک شما را نوشتیم .

8-دوستان نقش کلیدی را در تربیت وشکل گیری شخصیت آن ها ایفا میکنند پس در انتخاب دوستان به فرزندان خود کمک کنید . اگر تاریخ زندگی رهبران و شخصیت های بزرگ دنیا را در گذشته و حال مطالعه کنیم، خواهیم یافت که اغلب آن ها از همین خانه های به ظاهر محقر ظهور کرده اند، نه از خانه های ثروتمندان که نقش مادران در تربیت چنین افرادی جای تردید ندارد. برآورده کردن خواستههای غیرضروری کودک نه تنها به منزله توجه نیست، بلکه به معنای بیتوجهی نسبت به شخصیت او میباشد زیرا والدین به جای توجه به نیاز اصلی کودک یعنی گوش دادن و نوازش او سریع خواسته غیرضروری او را فراهم میکنند تا سکوت کند.

در جایزه دادن به کودکان دستودلباز باشید: عشق شما به کودک، درآغوشگرفتن و تحسینکردن او در تربیت فرزند معجزه میکند. در عین حال یادآوری این نکته لازم است که چنانچه گفته شد اساساً در این قبیل مسائل هدفی را که اسلام به آن عنایت دارد صرفاً کمک و سرپرستی و خدمت و نوازش کودکان یتیم می باشد و برخلاف عرف عوام که سعی دارند کلیه آثار مترتب بر فرزاندان تنی را بر فرزند خوانده خود حمل کند در شرع مقدس اسلام فرزند خوانده اگر دختر است نسبت به پدر و اگر پسر است نسبت به مادر خوانده خود محرم نبوده و مسئله ارث بردن پسر خواندهها و دختر خوانده ها مبنای شرعی ندارد.

در دیدگاه سنتی، عموماً برداشت از تربیت عبارت بود از رام كردن، عادت دادن، مطیع بی چون و چرا بار آوردن، بردن ، و شكوفا كردن استعدادها ؛ ولی در دیدگاه مطلوب امروزی، تربیت به منزله رها كردن آگاهانه، ترك عادت دادن، رفتن و زمینه سازی شكوفایی استعدادهاست.همواره نهادهایی وجود داشته اند و دارند كه هر عضو جامعه، به ویژه نسل های نورس ارزش ها، باورها، مهارت ها، دانش ها را از آنها فرا می گیرند و تحت تأثیر فرآیند آن نهادها، تربیت می پذیرند كه آن نهادها عبارت اند از:1 – نهاد خانواده كه از قدیمی ترین نهادهای بشری است و مهمترین هدف و كاركردش تربیت فرزندان است.2 – دین كه مجموعه برنامه ها و رهنمودهای الهی است برای چگونه زیستن آدمی.3 – آموزش و پرورش كه با پیچیده شدن مشاغل و حرفه ها در جوامع به وجود آمده است.4 – سازمان های رسانه ای كه با پیشرفت فنون و علوم در چند دهه اخیر پا به عرصه وجود گذاشته و با پدیده هایی همچون ماهواره و اینترنت از شتاب بیشتری برخوردار شده است.اتفاقاً امروز شاهدیم جوامعی كه در دهه های گذشته با ایجاد مراكز نگهداری كودك بسیار پیشرفته ، تخصصی و لوكس، فرزندان را از دامن خانواده جدا كردند، اکنون با دادن امتیازات گوناگون به والدین آنها را تشویق به ماندن در خانه و در كنار فرزندان، به ویژه در هنگام تولد می كنند.

تربيت اخلاقي كانت وظيفه مدار است و فرد به دليل پيروي از خرد كه خاستگاه وجدان اخلاقي است، احساس وظيفه و تكليف مي كند و بدون هيچ گونه الزام و اجبار بيروني اقدام به انجام دادن فعل اخلاقي مي كند. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشویق، تفریح و گردش و بازدید از باغ و بوستان و گل ها و شکوفه های رنگارنگ و توجه دادن فرزندان به آفریدگار جهان از روش های مؤثر در پرورش عقل و اندیشه آنان است.

در عرف اجتماعی حضانت به معنای نگهداری و تربیت اطفال است که در قوانین همه کشورهای جهان هم حق و هم تکلیف والدین است. زیرا در این رابطه، عرف فراتر از قانون عمل میکند. تمام اطفال اعم از حقیقی و فرزند خوانده برای اینکه احساس امنیت و آسایش خاطر کنند باید هم از طرف پدر و هم از طرف مادر پیوسته مورد عشق و محبت قرار گیرند و احساس کنند به آنها متعلق می باشد فرزند خوانده باید در محیط جدید احساس امنیت و تعلق نماید زیرا گاه به خوبی می داند که والدین حقیقی او را رها کرده و از او دست کشیده اند بدین جهت ممکن است متوحش باشد که مبادا پدر و مادر خوانده نیز روزی او را رها کرده و از خود جدا نمایند.

همان گونه که خود ایشان نیز از خانواده مؤمن و طبقه متوسط جامعه ظهور کرد و معادلات سیاسی و نظامی جهان را به هم ریخت. تحقیقات کیفی و آماری جرایم و بزهکاریهای نوجوانان در سراسر جهان و همچنین ایران نشان میدهد که در صد بالایی از این جرائم ناشی از اهمل والدین در امر تربیت و مراقبت فرزندان بوده است. علت توجه جوامع و کشورها به موضوع حضانت اطفال در خانواده به دلیل اهمیت و توجهی است که در جهان امروز به سرنوشت کودکان مبذول می شود.

متأسفانه امروزه در خانواده ها جا افتاده که فرزند را باید دوست خود بدانیم اما بچههای ما دوستان ما نیستند و ما نباید درباره تمام مسائل رخ داده و مشکلات و نگرانی هایمان با کودکان خود حرف بزنیم. ب-در صورتی که مادر به دیگری شوهر کند: هرگاه نکاح بین مادر و پدر در اثر طلاق منحل گردد و مادر عهده دار حضانت طفل خود باشد و شوهر دیگری را نیز انتخاب نماید حق حضانت با پدر است زیرا زن با زناشویی با مرد دیگری عهدا دار حسن معاشرت با شوهر خود می باشد و نمی تواند آنگونه که شایسته است از عهده حضانت برآید ولی اگر مادر بعد از دیوانگی بهبودی یابد یا از شوهر دوم خود طلاق بگیرد مجدداً حق حضانت او باز می گردد.

دیدگاهتان را بنویسید