8. مبانی برای نظام اخلاقی اسلام

طبیعتاً وجوه دیگری از عشق نیز وجود دارد که بیانشان در این مجال نمی گنجد، برای مثال تقابل خصمانه میان عاشق و معشوق نیز قابل تصور است؛ نمونه بارز این تقابل در ارتباط میان کی یرکگور و نامزدش، رژین، به چشم می خورد. این مذهب به واسطه اجتناب از عشق، در میان قوم تداوم دارد. به اعتقاد هگل «خودآگاهی حقیقی، تنها وقتی بدست می آید که ارتباط خود و دیگری به رابطه متقابل بین دو فرد خودآگاه بسط می یابد.» (۱۰) در اینجا مراد هگل رابطه خواجه وبرده است و نه عشق.

6 – مردمی که من در جستجوی عشق آن ها هستم، چگونه می توانند مرا بشناسند و با من ارتباط بر قرار کنند؟ 7 – چگونه مطمئن شوم که کسانی که مرا دوست دارند و از من حمایت می کنند، تا ابد مرا دوست خواهند داشت و از من حمایت خواهند کرد؟ زناشویی اساساً پیوندی اخلاقی است که بر مبنای آن بنیادی ماهیتاً اخلاقی (یعنی خانواده) شکل می گیرد. همچنین، با شرحی تطبیقی از اقوام یهود و مسیح (که در سردمدارانشان، یعنی ابراهیم و عیسی نمود یافته اند) می توان راهی به این مقوله گشود.

مطالعاتی كه درباره چگونگی اخلاق و كردار اسكیموها، اقوام بدوی و قبایل وحشی آفریقا و استرالیا و یا ادیان مختلف صورت میگیرد، مربوط به قلمرو اخلاق توصیفی است. 3ـ4. غایت و مطلوب نهایی در اخلاق اسلامی. ضمن آنکه همانگونه که دیدیم نگرش ارتجاعی ارسطو او را از این امکان محروم میکند که «فضیلت» و یا «بهزیستی» را به موقعیت مطلوب و ذاتی هستیِ اجتماعی شهر انتقال دهد. او سرانجام آزادیش را در نابودیش می بیند. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. به باور او، تنها خواسته اصیل دین و اخلاق است که میتواند جوهر حیات ما را تفسیر کند و به آن معنا دهد.

از آنجا که زن وشوهر، در بنیاد خانواده شخصیتی واحد می یابند و اصل در زناشویی، وحدت شخصیت و سپردن استقلال خویش به یکدیگر است، ازدواج خویشاوندی با اخلاق اجتماعی تعارض دارد. زیرا خانواده، بنیاد و (به واسطه وحدتش) شخصیتی غنی تر است. به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیتهای مستقلشان صرف نظر می کنند و بدین سان به شخصیتی واحد بدل می شوند. بنابراین این عشق، به اشتیاقی ارضا ناشده، ناآرام و بی پایان بدل می شود که عاملی اساسی و اجتناب ناپذیر در تجربه دینی به شمار می رود. اما عشق از گسترش خود تا بی نهایت، ناتوان است و چنانچه تا بی کران گسترده شود عمقش را از دست می دهد.

در فلسفه هگل می توان تقابل را مقوله اصلی به حساب آورد. در اینجا برخلاف رابطه ای که خواجه و برده با هم دارند، تقابلی در کار نیست. به نظر مى رسد كه پوشش كامل، آن نوع پوششى است كه هيچ چشم بيگانه اى را متوجه خود نكند يعنى لباسى كه برجستگى هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحريك شهوت مردان را فراهم نكند و خود زن هم با آرايش، در جامعه ظاهر نشود. پس از آن که افلاطون از شهر آرمانى خود دست مى کشد و تحقق آن را به دست خود ناممکن مى بیند، از عقیده خود یک درجه عدول مى کند و عملا در صدد به دست گرفتن حکومت و پیاده کردن طرح خود برنمى آید.

چه کتابهایی را باید مطالعه کرد؟ کریستیان وولف: فلسفه، علم به موجودات ممکن است؛ یعنی بر هر چه ممکن است، بالفعل حالت تحقق پیدا کند. زناشوئی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. ماه مبارک رمضان را خدای متعال منّت بر ما گذاشت است، خواسته ما خدابین شویم. 4 – ارتباطات برند را تأیین و تدوین کرده و کمپین های ارتباطی و تبلیغاتی برند را مدیریت می کند. طبرسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیات 30 و 31 سوره مبارکه نور به پدیده برهنگی و چشم چرانی و زینت های آشکار ونهان اشاره کرده است.

6 – تصویر برند در اذهان عمومی را ترسیم کرده و بر اساس سیاست های برند آن را مدیریت می کند. انتظار می رود این نوشتار را همچون طرحی اجمالی و گذرا از عشق هگلی بینگارید. آیا می توان گفت از امثال ملاصدرا بیشتر انتظار می رود که نظریّه هایش به دین نزدیک تر باشد و از دیگران نه؟ شاید بتوان گفت که احساس برسازنده نسبت، بین خواجه و برده، نفرت است. معتزله با رویکردی عقلگرایانه خود دستاوردهای زیادی برای دنیای تمدنی اسلام داشت و شاید به همین دلیل است که در دهههای اخیر اندیشمندان به دنبال تجدید حیات این جریان هستند.

اما از این لحاظ شاید نتوان تقابلی بین این نسبت و رابطه خواجه و برده بیان کرد. بنابراین سعی ما برآن خواهد بود که عشق را از دریچه دو تقابل متقابلین بنگریم: تقابلی که نسبت خواجه و برده با رابطه عاشق و معشوق (در خانواده) دارد و نیز تقابل بین ادیان یهود و مسیح. در اینجا نیز تضاد و تقابلی عمیق بین رابطه عاشق و معشوق و نسبت خواجه و برده برقرار است. هگل رابطه خواجه و برده را مرتبه ای ضروری و کلی در فرآیند تمدن می داند که در آگاهی فردی بروزمی یابد.

این فلسفه طرفدار سرسخت اعتدال است و میانهروی و لذت بردن از زندگی را به انسان میآموزد. از اين رو ماه مبارك رمضان را مغتنم شمرده، از اين ماه بيشترين بهرهبرداري را داشته باشيد؛ چون انسان هميشه سالم نيست تا بتواند از فرصت ماه رمضان بهرهبرداري كند. او نمی تواند به یکباره جهان را به کیش خود در آورد، مگر از طریق مرگ بر روی صلیب و نیز رواج انجیل به واسطه حواریانش. صورتی که در جریان تغییر جایگزین صورتی دیگر می شود، فعلیت قوّه پیشین خوانده می شود.

برای خواندن دیگر مقالههای ما روی این متن کلیک کنید. ابراهیم هیچ عشقی با جهان و آدمیان ندارد و همه پیوندهای عاشقانه اش را از هم می گسلد و به تعبیر هگل از روحیه خصومت با جهان و دیگر آدمیان برخوردار است. در واقع همه علوم محتاج فلسفه اند و فلسفه ملکه یا مادر علوم می باشد، بنابراین هدف فلسفه این است که از جهان یا طبیعت معلومات عمیق و جامعی به دست آورده و آنها را تحت قانون کلی بیان کند. پس اگر سؤال اساسی در جامعه این باشد که گروههای مختلف مردم چه کارهایی انجام می­دهند؟ پس در هر علمی فرض بر این است که موضوعی وجود دارد و میتوان محمولاتی را برای اجزاء یا افراد آن اثبات کرد.

8 – در نهایت پس از انجام مراحل بالا ارزش برند را بر اساس مقایسه کالای مارک دار با کالای بدون مارک و ارزش سهام شرکت ارزیابی می کند. وقتی دیپلم گرفتم، از ایران افرادی با معدل خیلی بالا و با گذراندن چند امتحان زبان انتخاب میشدند و به دانشگاه آمریکا میرفتند. 5 – دانش و آگاهی از برند را با استفاده از تحقیقات و برگزاری کمپین های اطلاع رسانی مورد نیاز بالا می برد. وی دروس خارج فقه و اصول را نزد آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی و دروس فلسفه و عرفان را نزد حضرات آیات جوادی آملی، حسنزاده آملی و مصباح یزدی فراگرفت.

۲۵٫ تقریرات دروس اصول (مباحث الفاظ) آیتالله حسین وحید خراسانی؛ تألیف. نویسنده در بخش آخر مکتب کهن رواقی را با زندگی مدرن ترکیب میکند و راهکارهایی برای یافتن آرامش در دنیای امروز ارائه میدهد. شرف، پی بردن به ارج و ارزش خود است، حال آنکه در عشق، عاشق به ارج و ارزش نامتناهی دیگری اعتراف می کند و حقیقت نفس خویش را در او می یابد. آنچه در رابطه اخیر، اخلاقی به حساب می آید، دوری هر چه بیشتر برده از خواجه است. اگر عقلانیت، مشخصه عشق هگلی قلمداد می شود، مراد تفاوت این مقوله با عشق از نگاه دیگران است و باید دانست که هر آموزنده ای در نظام هگل از جهتی عقلانی بهره می برد.

وطن دوست اظهار کرد: هنر در تحلیل فلسفی به وسیله قوه متخیله به دست میآید، اگر این قوه خیال تحت اشراف قوه عاقله باشد، قوه عاقله ضعیف و در مقابل قوه خیال قوی میشود و این امر برای انسان نقص است. منظور جعفری از معنادار بودن زندگی انسان این است که انسان جزئی از کل حقیقت عالم است و این حقیقت صرفاً در کالبد مادی و زندگی محدود چندساله این دنیا خلاصه نمی­شود؛ بلکه او به­عنوان یکی از اجزای بسیار بااهمیت جهان هستی در یک آهنگ کلی وجود قرار گرفته که از آغاز تا انتها از سیر معقول و هدفمندی برخوردار است.

دین هم یک وجه جاودانه دارد، متنهی این عالم ظهور است. همه به حق میرسند، آنجا است که همه با هم متحد و یکی میشوند. برهمین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیر اخلاقی است و باید به تأخیر افتد. 5. حسن و قبح مفاهیمی بدیهی هستند و معادل مفهومی ندارند و مفاهیم بیان شده در نظریات قبل یا ملاک حسن و قبح یا نتیجه و آثار آن است و مشکل معیار و حقیقت قضایای اخلاقی را میتوان با مفاد باید و نبایدها مرتفع کرد و به کاوش از زاویه حسن و قبح نیازی نیست (فارابی، 1407ق: ص63 و64؛ جاهمو، 1376ش: ص32 و 33؛ همو، 1405ق: ص89).

اگر تعریف حرکت را خروج تدریجی شیء از قوه به فعل بگیریم، حصول این فعل نیاز به موضوعی دارد که در آن اتفاق بیفتد و با وجود تغییراتی که عارض آن می گردد، همچنان ثابت بماند. منشأ دین یهود نفرتی است که وحدت کهن زندگی را از بین می برد. هگل نیز «همانند ارسطو می داند که عشق نمی تواند بدون از دست دادن شور و حالش تداوم یابد» ( ۱۲) مسیح به عنوان مظهر عشق در می یابد که تقدیر او، از سرنوشت قومش جدا است.

دیدگاهتان را بنویسید